چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۸

از سوگ تا همبستگی؛ تأملی روان‌شناختی بر نقش آیین‌های وداع در تقویت امید اجتماعی

صمدی

دکتر حمیده صمدی، مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در یادداشتی به بررسی ابعاد روان‌شناختی آیین‌های وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی پرداخت و با تشریح نقش سوگواری جمعی، همدلی و امید، این مؤلفه‌ها را از عوامل مؤثر در حفظ سلامت روان و تقویت سرمایه اجتماعی جامعه برشمرد.

به گزارش مفدا مشهد، دکتر حمیده صمدی مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد در یادداشتی ویژه، به ابعاد روانشناختی آئین های وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی پرداخت.

جامعه انسانی در طول تاریخ بارها تجربه مواجهه با فقدان شخصیت‌های اثرگذار را از سر گذرانده است. چنین رخدادهایی، فارغ از تفاوت دیدگاه‌ها و برداشت‌های افراد، معمولاً به نقطه‌ای برای تأمل، همدلی و بازاندیشی درباره آینده تبدیل می‌شوند. در این میان، آیین‌های وداع و بزرگداشت، علاوه بر ابعاد فرهنگی و اجتماعی، از منظر روان‌شناسی نیز کارکردهای مهمی در حفظ سلامت روان و انسجام اجتماعی دارند. در روزهای برگزاری مراسم وداع با حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید ایران، بسیاری از مردم این مراسم را فرصتی برای حضور در یک تجربه جمعی و ابراز احساسات خود دانستند. از نگاه روان‌شناسی اجتماعی، چنین گردهمایی‌هایی می‌تواند احساس تعلق، همراهی و حمایت اجتماعی را تقویت کند؛ عواملی که در کاهش فشارهای روانی ناشی از فقدان نقش مهمی ایفا می‌کنند.

سوگ، واکنشی طبیعی به از دست دادن است. اندوه، ناباوری، دلتنگی یا نگرانی، همگی احساساتی هستند که ممکن است افراد در چنین شرایطی تجربه کنند. در عین حال، روان‌شناسان تأکید می‌کنند که هیچ شیوه واحدی برای سوگواری وجود ندارد و هر فرد با توجه به پیشینه، باورها و تجربه‌های خود، مسیر متفاوتی را طی می‌کند. احترام به این تفاوت‌ها، یکی از مؤلفه‌های مهم سلامت روان و فرهنگ گفت‌وگو در جامعه است. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، چگونگی عبور از این تجربه است.

پژوهش‌های حوزه روان‌شناسی نشان می‌دهد که انسان‌ها در شرایط دشوار، زمانی سازگاری بیشتری پیدا می‌کنند که احساس کنند تنها نیستند و از حمایت خانواده، دوستان، همکاران و جامعه برخوردارند. این همان مفهومی است که از آن با عنوان «تاب‌آوری اجتماعی» یاد می‌شود؛ توانایی یک جامعه برای حفظ انسجام، امید و کارآمدی در مواجهه با بحران‌ها و فقدان‌ها. دانشگاه‌ها در این میان جایگاهی ویژه دارند. محیط دانشگاه همواره محل گفت‌وگو، اندیشه‌ورزی و شکل‌گیری سرمایه اجتماعی بوده است. حضور استادان، کارکنان و دانشجویان در کنار یکدیگر، فرصتی برای تقویت همدلی، شنیدن دیدگاه‌های متفاوت و تبدیل احساسات فردی به تجربه‌ای سازنده و انسانی فراهم می‌کند. دانشگاه زمانی رسالت خود را به بهترین شکل ایفا می‌کند که علاوه بر تولید علم، به ارتقای سلامت روان، اخلاق گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز توجه داشته باشد.

امید نیز یکی از مهم‌ترین منابع روان‌شناختی در روزهای دشوار است. امید، نادیده گرفتن واقعیت یا انکار اندوه نیست؛ بلکه توانایی دیدن افق‌های پیش رو، حفظ انگیزه برای ادامه مسیر و باور به ظرفیت انسان برای ساختن آینده‌ای بهتر است. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد جوامعی که توانسته‌اند در کنار سوگواری، امید، همکاری و اعتماد متقابل را حفظ کنند، با سرعت بیشتری به تعادل روانی و اجتماعی بازگشته‌اند. همبستگی اجتماعی نیز از دل همین امید شکل می‌گیرد. زمانی که افراد با وجود تفاوت‌های فکری و سلیقه‌ای، در حفظ احترام متقابل، گفت‌وگوی مسئولانه و حمایت از یکدیگر مشارکت می‌کنند، سرمایه اجتماعی جامعه تقویت می‌شود. این سرمایه، پشتوانه‌ای ارزشمند برای عبور از بحران‌ها و حرکت به سوی آینده است.

در نهایت، آیین‌های وداع را می‌توان فرصتی برای یادآوری این حقیقت دانست که آنچه یک جامعه را در روزهای سخت استوار نگه می‌دارد، تنها خاطره گذشته نیست، بلکه توانایی آن در حفظ امید، تقویت همدلی و ساختن آینده‌ای مبتنی بر همکاری و مسئولیت‌پذیری است. برای جامعه دانشگاهی نیز این رویدادها می‌تواند یادآور اهمیت گفت‌وگو، خردورزی، همدلی و توجه به سلامت روان باشد؛ ارزش‌هایی که همواره از ارکان پیشرفت علمی و اجتماعی به شمار می‌روند. شاید مهم‌ترین دستاورد چنین لحظاتی، نه توقف در اندوه، بلکه حرکت آگاهانه به سوی آینده‌ای باشد که در آن امید، همبستگی و مسئولیت‌پذیری، سرمایه مشترک همه اعضای جامعه باشد.