سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۶

در اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد:

نقش تنظیم هیجان در رضایت از زندگی

هیجان

نسیم پترام فر، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان، در خصوص نقش هیجانات و رضایت از زندگی یادداشت علمی را منتشر کرده است که باهم میخوانیم؛

به گزارش مفدا مشهد، نسیم پترام فر، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان، در  خصوص نقش هیجانات و رضایت از زندگی  یادداشت علمی را منتشر کرده است که باهم میخوانیم؛

هیجان(emotion)نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی از جمله سازگاری با تغییرات زندگی وشرایط تنیدگی زا ایفا می کند. در واقع هیجان را می توان پاسخ زیست شناختی نسبت به موقعیت هایی دانست که آن ها را مهم یا چالش برانگیز ارزیابی می کنیم و این واکنش های زیستی با پاسخ هایی که به آن موقعیت ها می دهیم همراه می شوند.هر چند هیجان ها مبنای زیستی دارند،اما افراد قادرند در شیوه های ابراز این هیجان ها تاثیر بگذارند.این توانایی که نظم جویی هیجان نامیده می شود شامل یک سری فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل،ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف بر عهده دارد . . به طور کلی، می­توان تنظیم هیجان را به عنوان فرایندی درنظر گرفت که از طریق آن، فرد هیجان­های خود را به منظور ارایه پاسخ­های متناسب با مطالبات محیطی،   به­طور هشیار یا ناهشیار تعدیل و تنظیم می­کند.

درحالی­که تعاریف بسیار گوناگونی از تنظیم هیجان وجود دارد، نظریه­های مختلف بر سر این مطلب توافق دارند که تنظیم هیجان موثر، شامل مهارت­های مربوط به الف) آگاهی و ارزیابی هیجان­ها، ب) تنظیم هیجان­ها و ج) استفاده سازش­یافته (انطباقی) از هیجان­ها است. آگاهی از هیجان­های کلامی و غیر­کلامی و ارزیابی آنها در خود یا دیگران، می­تواند موجب تمایلات پاسخدهی ارادی در جهت تعدیل و استفاده از هیجان­ها شود .تنظیم هیجان­ها مستلزم مدیریت هیجان­های مثبت و منفی در خود و در دیگران بر مبنای شرایط فعلی است. در نهایت، کاربرد هیجان به عنوان استفاده فرد از خلق در جهت حل کردن مشکلات شخصی و بین­ شخصی تعریف می­شود .

بررسی متون و مطالعات روانشناختی نشان می دهد که تنظیم هیجان عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است.همچنین تطبیق و سازگاری روانی تاحد زیادی به تنظیم هیجان ها بستگی دارد.اکثر اختلالات روانشناختی به واسطه یک آشفتگی هیجانی مشخص می شوند و این آشفتگی ها به طور زیربنایی با کارکرد معیوب در تنظیم هیجانی مرتبط است.محققان آسیب شناسی روانی و خانواده درمانی معتقدند،پرخاشکری،خشونت تکانشی،احساس شرمندگی،گناه و نداشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی و خانوادگی در نتیجه تنظیم ناکافی پاسخ های هیجانی است. مدل­های نظری، تنظیم شناختی هیجان کارآمد را با پیامدهای خوب سلامت، ارتباطات موثر و عملکرد بهتر تحصیلی و کاری مرتبط می­دانند .در مقابل، مشکلات در تنظیم شناختی هیجان را مرتبط با اختلالات روانی و شخصیتی مختلف در نظر می­گیرند. افرادی که نمی­توانند به­طور موثر پاسخ­های هیجانی خود را نسبت به رویدادهای روزمره مدیریت کنند، دوره­های شدیدتر و طولانی­تر ناراحتی­های روانی را تجربه می­کنند.

در تنظیم هیجان دو نوع راهبرد وجود دارد:راهبردهای انطباقی(سازگارانه) و راهبردهای غیر انطباقی(ناسازگارانه).هر دو راهبردها در افراد وجود دارد راهبردهای سازگارانه مانند تمرکز مجدد مثبت ،برنامه ریزی مجدد مثبت و ... و راهبرد های ناسازگارانه مانند فاجعه سازی ، نشخوارذهنی و ....

راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان نسبت به راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، به طور نیرومندتری با آسیب­های روانی رابطه دارد. به عبارت دیگر، ممکن است وجود راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان، آسیب زننده­تر و مخرب­تر از فقدان راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان باشد . رابطه بین راهبردهای انطباقی­ تنظیم شناختی هیجان و آسیب­های روانی، توسط سطوح راهبردهای غیرانطباقی­ تنظیم شناختی هیجان تنظیم می­شوند. در واقع، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، تنها زمانی به طور منفی با علایم آسیب­شناسی روانی رابطه داشتند که راهبردهای غیرانطباقی­ تنظیم شناختی هیجان، در سطوح بالایی قرار داشتند. علاوه بر این، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان (اما نه راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان) با علایم  آسیب­شناسی روانی مرتبط بودند. علاوه بر این، ممکن است فقدان راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان تاثیر منفی بر بهزیستی روانشناختی داشته باشد و مسیر را برای تحول راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان از قبیل نشخوار فکری هموار کند.

رضایت از زندگی مفهومی ذهنی و منحصر به فرد برای هر انسان است که به همراه عاطفه مثبت و منفی سه جزء اساسی بهزیستی ذهنی را تشکیل می دهند.رضایت از زندگی به معنای نگاه فرد نسبت به زندگی خویش یا بعضی از جنبه های زندگی است.پژوهشگران معتقدند که رضایت از زندگی یک احساس درونی است و هرچند منقطع از دنیای خارج و واقعیت های بیرونی نیست و می تواند تحت تاثیر آن ها باشد،اما وابسته به آنها نیز نیستو این امکان وجود دارد که در بدترین شرایط نیز بتوان از زندگی، احساس رضایت داشت.در واقع آنگونه که می اندیشیم ، احساس می کنیم.با هماهنگی انتظارات با واقعیت ها می توان به یک احساس خوب و رضایتمندانه از زندگی دست یافت.افرادی که از زندگی خود راضی تر هستند ، سلامت جسمی و روانی بیشتری را تجربه می کنندو تنظیم هیجان موجب رضایت از زندگی می شود.تنظیم هیجانی عامل مهمی در سازگاری با رویدادهای استرس زای زندگی محسوب می شود بنابراین می تواند بر رضایت از زندگی افراد موثر باشد.

بنابراین به نظر می رسد که برای بالا بردن کیفیت و رضایت از زندگی باید بر روی تنظیم هیجانی کار کرد. باید خاطر نشان ساخت که تنظیم هیجانی موثر نیازمند آگاهی، فهم و روشن بودن پاسخ­های هیجانی است. توانایی شناسایی و توصیف تجارب هیجانی، مهم در نظر گرفته می­شود زیرا موجب دسترسی به اطلاعات کاربردی و هم­چنین راهبردهای انطباقی تنظیم هیجان می­شود.سطوح هیجان دارای ارزش اطلاعاتی بالایی هستند، به­خصوص زمانی­که می­توان به وضوح میان آنها و سطوح سایر هیجان­ها تمایز قایل شد. حتی هیجان­های ناراحت کننده یا دردناک نیز اطلاعاتی درباره ارزش­ها، اهداف و نیازها فراهم می­کنند. آگاه بودن نسبت به این­که هیجان­ها چه چیزی را نشان   می­دهند، می­تواند به افراد کمک کند تا مطابق با نیازهایشان رفتار کنند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.