به گزارش مفدا مشهد، نسیم پترام فر، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان، در خصوص نقش هیجانات و رضایت از زندگی یادداشت علمی را منتشر کرده است که باهم میخوانیم؛
هیجان(emotion)نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی از جمله سازگاری با تغییرات زندگی وشرایط تنیدگی زا ایفا می کند. در واقع هیجان را می توان پاسخ زیست شناختی نسبت به موقعیت هایی دانست که آن ها را مهم یا چالش برانگیز ارزیابی می کنیم و این واکنش های زیستی با پاسخ هایی که به آن موقعیت ها می دهیم همراه می شوند.هر چند هیجان ها مبنای زیستی دارند،اما افراد قادرند در شیوه های ابراز این هیجان ها تاثیر بگذارند.این توانایی که نظم جویی هیجان نامیده می شود شامل یک سری فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل،ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف بر عهده دارد . . به طور کلی، میتوان تنظیم هیجان را به عنوان فرایندی درنظر گرفت که از طریق آن، فرد هیجانهای خود را به منظور ارایه پاسخهای متناسب با مطالبات محیطی، بهطور هشیار یا ناهشیار تعدیل و تنظیم میکند.
درحالیکه تعاریف بسیار گوناگونی از تنظیم هیجان وجود دارد، نظریههای مختلف بر سر این مطلب توافق دارند که تنظیم هیجان موثر، شامل مهارتهای مربوط به الف) آگاهی و ارزیابی هیجانها، ب) تنظیم هیجانها و ج) استفاده سازشیافته (انطباقی) از هیجانها است. آگاهی از هیجانهای کلامی و غیرکلامی و ارزیابی آنها در خود یا دیگران، میتواند موجب تمایلات پاسخدهی ارادی در جهت تعدیل و استفاده از هیجانها شود .تنظیم هیجانها مستلزم مدیریت هیجانهای مثبت و منفی در خود و در دیگران بر مبنای شرایط فعلی است. در نهایت، کاربرد هیجان به عنوان استفاده فرد از خلق در جهت حل کردن مشکلات شخصی و بین شخصی تعریف میشود .
بررسی متون و مطالعات روانشناختی نشان می دهد که تنظیم هیجان عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است.همچنین تطبیق و سازگاری روانی تاحد زیادی به تنظیم هیجان ها بستگی دارد.اکثر اختلالات روانشناختی به واسطه یک آشفتگی هیجانی مشخص می شوند و این آشفتگی ها به طور زیربنایی با کارکرد معیوب در تنظیم هیجانی مرتبط است.محققان آسیب شناسی روانی و خانواده درمانی معتقدند،پرخاشکری،خشونت تکانشی،احساس شرمندگی،گناه و نداشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی و خانوادگی در نتیجه تنظیم ناکافی پاسخ های هیجانی است. مدلهای نظری، تنظیم شناختی هیجان کارآمد را با پیامدهای خوب سلامت، ارتباطات موثر و عملکرد بهتر تحصیلی و کاری مرتبط میدانند .در مقابل، مشکلات در تنظیم شناختی هیجان را مرتبط با اختلالات روانی و شخصیتی مختلف در نظر میگیرند. افرادی که نمیتوانند بهطور موثر پاسخهای هیجانی خود را نسبت به رویدادهای روزمره مدیریت کنند، دورههای شدیدتر و طولانیتر ناراحتیهای روانی را تجربه میکنند.
در تنظیم هیجان دو نوع راهبرد وجود دارد:راهبردهای انطباقی(سازگارانه) و راهبردهای غیر انطباقی(ناسازگارانه).هر دو راهبردها در افراد وجود دارد راهبردهای سازگارانه مانند تمرکز مجدد مثبت ،برنامه ریزی مجدد مثبت و ... و راهبرد های ناسازگارانه مانند فاجعه سازی ، نشخوارذهنی و ....
راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان نسبت به راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، به طور نیرومندتری با آسیبهای روانی رابطه دارد. به عبارت دیگر، ممکن است وجود راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان، آسیب زنندهتر و مخربتر از فقدان راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان باشد . رابطه بین راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان و آسیبهای روانی، توسط سطوح راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان تنظیم میشوند. در واقع، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، تنها زمانی به طور منفی با علایم آسیبشناسی روانی رابطه داشتند که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان، در سطوح بالایی قرار داشتند. علاوه بر این، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان (اما نه راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان) با علایم آسیبشناسی روانی مرتبط بودند. علاوه بر این، ممکن است فقدان راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان تاثیر منفی بر بهزیستی روانشناختی داشته باشد و مسیر را برای تحول راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان از قبیل نشخوار فکری هموار کند.
رضایت از زندگی مفهومی ذهنی و منحصر به فرد برای هر انسان است که به همراه عاطفه مثبت و منفی سه جزء اساسی بهزیستی ذهنی را تشکیل می دهند.رضایت از زندگی به معنای نگاه فرد نسبت به زندگی خویش یا بعضی از جنبه های زندگی است.پژوهشگران معتقدند که رضایت از زندگی یک احساس درونی است و هرچند منقطع از دنیای خارج و واقعیت های بیرونی نیست و می تواند تحت تاثیر آن ها باشد،اما وابسته به آنها نیز نیستو این امکان وجود دارد که در بدترین شرایط نیز بتوان از زندگی، احساس رضایت داشت.در واقع آنگونه که می اندیشیم ، احساس می کنیم.با هماهنگی انتظارات با واقعیت ها می توان به یک احساس خوب و رضایتمندانه از زندگی دست یافت.افرادی که از زندگی خود راضی تر هستند ، سلامت جسمی و روانی بیشتری را تجربه می کنندو تنظیم هیجان موجب رضایت از زندگی می شود.تنظیم هیجانی عامل مهمی در سازگاری با رویدادهای استرس زای زندگی محسوب می شود بنابراین می تواند بر رضایت از زندگی افراد موثر باشد.
بنابراین به نظر می رسد که برای بالا بردن کیفیت و رضایت از زندگی باید بر روی تنظیم هیجانی کار کرد. باید خاطر نشان ساخت که تنظیم هیجانی موثر نیازمند آگاهی، فهم و روشن بودن پاسخهای هیجانی است. توانایی شناسایی و توصیف تجارب هیجانی، مهم در نظر گرفته میشود زیرا موجب دسترسی به اطلاعات کاربردی و همچنین راهبردهای انطباقی تنظیم هیجان میشود.سطوح هیجان دارای ارزش اطلاعاتی بالایی هستند، بهخصوص زمانیکه میتوان به وضوح میان آنها و سطوح سایر هیجانها تمایز قایل شد. حتی هیجانهای ناراحت کننده یا دردناک نیز اطلاعاتی درباره ارزشها، اهداف و نیازها فراهم میکنند. آگاه بودن نسبت به اینکه هیجانها چه چیزی را نشان میدهند، میتواند به افراد کمک کند تا مطابق با نیازهایشان رفتار کنند.