جمعه ۱۱ تیر ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۳

ادوارد براون و ایران

ادوارد براون

عارف نظری عضو سرویس فرهنگی مفدا شاهرود در یاداشت این هفته خود به معرفی "ادوارد براون" ایران‌شناس مشهور انگلیسی و تلاش‌های وی برای شناختن و شناساندن ایران و زبان فارسی به کشورهای غربی پرداخته است.

در یادداشت پیش‌رو به میزان زیادی از مقاله‌ی دکتر مجتبی مینوی با نام" ادوارد بروان و خدمات او به ایران" منتشره در شماره ۱۲۲ مجله بخارا استفاده شده‌است. همچنین می‌توانید برای مطالعه‌ی جامع در باب ادوراد براون به کتاب "ادوراد براون و ایران" از حسن جوادی مراجعه کنید. این یادداشت صرفا، گزیده‌ای است از زندگی و فعالیت‌های ادوارد براون. امیدوارم مفید واقع شود.

از تولد تا جوانی

پروفسور ادوارد گرانویل براون پسر صاحب و رئیس یک کارخانه کشتی‌سازی از اهل نیوکاسل در شمال انگلستان بود. او در سال ۱۸۶۲میلادی(۱۲۴۵شمسی) متولد شد. پس از تحصیلات ابتدایی، پدر او علاقه‌مند بود که پسرش در رشته مهندسی کشتی‌سازی تحصیل کند و دنباله‌روی کار خودش باشد اما ادوارد جوان به این رشته علاقه‌ای نشان نمی‌داد. در سال ۱۸۷۷ که ادوارد براون تقریبا ۱۶ ساله بود جنگی میان روسیه‌ی تزاری و عثمانی درگرفت. قدرت و عظمت روسیه‌ی تزاری منجر به شکست‌های پی‌درپی عثمانی شده‌بود. ادوراد براون نسبت به وضعیت وخیم عثمانی در جنگ به‌قدری متاثر شد که تصمیم گرفت داخل سپاه عثمانی شود و در کنار آنان با روسیه تزاری بجنگد، همین موضوع باعث شد که او به فراگیری زبان ترکی بپردازد. در این میان پدر او چون دید که ادوارد میلی به مهندسی ندارد او را به تحصیل در طب واداشت. او در زمان تحصیل طب، زبان ترکی را نیز می‌آموخت. بعد از مدتی متوجه شد که یادگیری زبان ترکی نیازمند یادگیری فارسی و عربی است. از این پس او به یادگیری فارسی و عربی مشغول شد. از همین زمان ادبیات فارسی او را چنان مجذوب خود ساخت که زبان ترکی برای او بی‌جاذبه شد. در ایام تحصیل خود با مردی جهان‌دیده به نام میرزا محمدباقر بواناتی آشنا شد که اهل فارس بود. او چندین بار دین عوض کرده‌بود، از شیعه به درویشی پیوسته، بعد مسیحی شده و اسم خود را جان گذاشته، سپس لامذهب شده و بعد به دین یهودی گرویده و خود را ابراهیم نامیده و عاقبت از خود دینی ایجاد کرد که ترکیبی از مسیحیت و اسلام بود. ادوارد براون مدتی را نزد این آدم عجیب فارسی آموخت. او در کنار تحصیل در طبابت به مطالعه‌ی ادبیات فارسی مشغول بود و چنان شیفته‌ی آن شده‌بود که آرزوی دیدار از ایران را داشت.

یک سال در میان ایرانیان

ادوارد براون در سال ۱۸۸۷ وقتی ۲۵ساله بود به آرزوی خود یعنی دیدار از ایران رسید. او به ایران سفر کرد و یکسال در ایران ماند. او به هر گوشه و کناری رفت و با هر نوع مردمی درآمیخت و آنچه تقریبا نصیب هیچ اروپایی نشده است نصیب او شد، یعنی با طرز تفکر و تعقل ایرانیان و اندیشه‌های مذهبی و صفات باطنی آنان به‌طوری آشنا شد که گویی خود او روحا تبدیل به یک ایرانی تمام عیار شده است.

ادوارد ۲۵ ساله وقتی وارد ایران شد چنان فارسی را خوب می‌دانست که مایه تعجب همگان شده‌بود. با کمال روانی و تندی در مسائل الهی، ادبی و فلسفی با مردم مباحثه می‌کرد و شعر و حدیث و مَثَل مانند آب روان در سخنانش جاری می‌شد. حافظه‌ی اعجاب‌آوری داشت، چنان تمام مذاکرات و نشست و برخاست‌های خود را در ذهن داشت که پس از سفرش و در طی تنظیم سفرنامه‌اش آنان را با دقت و جزئیات می‌نگاشت. این سفر چنان اثری در او گذاشت که نه‌تنها تشنگی او بر ادبیات فارسی سیراب نشد که تشنه‌تر شد و شور و هیجانی مضاعف نسبت به ایران و زبان فارسی پیدا کرد. او پس از سفرش به ایران، سفرنامه‌ی خود را با نام "یکسال در میان ایرانیان" نوشت که از جذاب‌ترین سفرنامه‌هاست. این سفرنامه شیرین به فارسی ترجمه شده است و می‌توانید از مطالعه‌ی آن لذت ببرید.

تحقیقات در باب مذاهب در ایران

او پس از سفرش به ایران کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی در باب مذاهب اسماعیلیه، حروفیه، شیخیه و بابیه منتشر کرد. مطالعات او درباره فرقه‌ی بابیه به‌قدری گسترده بود که تا آن زمان نظیرش وجود نداشت.

تاریخ ادبیات ایران، مهم‌ترین اثر او

با وجود کتاب‌ها و مقالات ارزشمند بسیاری که ادوارد براون به چاپ رساند، مهم‌ترین کار او تدوین تاریخ ادبیات ایران با روش تحقیق جدید بود. به‌گونه‌ای که اولین تاریخ ادبیات ایران به روش علمی نام گرفت. او کار خود را از ۱۸۹۵ شروع کرد و جلد اول کتاب در سال ۱۹۰۲ و جلد دوم در ۱۹۰۶ منتشر شد. از سال ۱۹۰۶ توجه او به سمت نهضت مشروطه کشیده شد و تا ۱۹۱۲ عمده‌ی وقت خود را صرف آن کرده‌بود. از ۱۹۱۳ به تمام کردن تاریخ ادبیات ایران مشغول شد و دو جلد دیگر آن را(جلد۳و۴) تا سال ۱۹۲۴ تکمیل و منتشر نمود.

سال‌های پرالتهاب مشروطه

اما گفتیم که توجه ادوارد براون از سال ۱۹۰۶ به جانب نهضت مشروطه کشیده‌شد. در زمانی که مردم ایران در حال کشمکش بر سر دفاع از حقوق، آزادی و استقلال کشور خود بودند ادوارد بروان با قلم، قدم، مال و قوت خود در راه دفاع از مشروطه کوشید. مقالات بی‌شمار او در دفاع از مشروطه که در مجلات و روزنامه‌های انگلستان به چاپ می‌رسید توجه بسیاری را به خود جلب کرد و با کوشش‌های سیاسی مانند تاسیس انجمن ایران و اقدامات هدفمند در آن، باعث ایجاد کانون قوی دفاع از مشروطه در انگلستان شد. براون به‌قدری در راه پشتیبانی از مشروطه‌خواهان کوشید تا زمانی که حکومت انگلیس مجبور به تغییر سیاست خود در قبال مشروطه شد.

او درباب مشروطه دو کتاب مهم نوشت. یکی کتاب "انقلاب ایران" که در آن به تفصیل  از وقایع انقلاب مشروطه و اقدامات سیاسی و ادبی رجال ایران سخن گفت. و دیگری کتاب "نامه‌هایی از تبریز" است. این کتاب درباره مقاومت مردم تبریز در برابر روسیه تزاری در جریان نهضت مشروطه است و از جانفشانی مردم تبریز و کشتار بی‌رحمانه‌ی آنان آکنده است و حاوی تصاویر تکان‌دهنده‌ای از اعدام مردم تبریز است که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد.

روزهای سخت

در سال ۱۹۲۴ ادوارد براون دچار بیماری قلبی شد و بیماری او چنان سخت بود که او را از پا انداخت و خانه‌نشین کرد. همسرش به قدری در پرستاری از او کوشید که بیمار شد و هنوز براون روی سلامتی را ندید که همسرش فوت کرد. این اتفاق به قدری براون را متاثر کرد که هفت ماه پس از فوت همسرش او نیز در سال ۱۹۲۶ فوت کرد.

کلام آخر

براون انسان‌دوست بود. عاشق ایران و زبان فارسی بود ولی این عشق رگه‌های نژادپرستانه نداشت بلکه او در ادبیات فارسی مفاهیمی را درک کرد که در هیچ زبان دیگری نظیر آن را ندیده بود و این مفاهیم چنان تاثیر عمیقی بر اندیشه و روح او گذاشته بود که شیفته‌ی آن شد. او در شناساندن چهره‌ی جدید از ایران و زبان فارسی به غربیان بسیار کوشید و برخلاف بسیاری از مستشرقان که به ایران ، و به‌طور کلی به جهان شرق، به دیده‌ی تحقیر می‌نگریستند، به دیده‌ی اعجاب و احترام می‌نگریست. به هر حال او ایرانی نبود ولی به آن عشق می‌ورزید، زبان فارسی را دوست می‌داشت و در گفتار روزانه‌ی خود بسیار از اشعار و مَثَل‌های فارسی استفاده می‌کرد با عرفان ایرانی آشنا بود و زندگی‌اش از رنگ عرفان نقش‌های پررنگی داشت. چنین افرادی در تاریخ اگر نگوییم نایاب، کم‌یاب هستند و ما مدیون خدمات او به فرهنگ و ادب فارسی هستیم.