چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۲

یادداشتی علمی از اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد؛

سندرم خستگی مزمن چیست

خستگی

خستگی یک پاسخ مهم و طبیعی به فعالیت زیاد جسمی، استرس روانی طولانی مدت و محرومیت از خواب است و به طور عمیق بر روی بسیاری از جنبه های زندگی فرد تاثیر می‌گذارد. این نشانه مهم و ناخوشایند به دلیل اینکه تاثیر منفی بر روی توانایی‌های فرد در اجرای فعالیت‌ها و نقش‌ها می‌گذارد بر روی زندگی فرد اثرات منفی دارد. خستگی در واقع یک موضوع شایع است به طوری که میزان شیوع آن در افراد سالم بین ۴۵-۴۷ در صد است.

به گزارش مفدامشهد، نسیم پترام فر کارشناس اداره مشاوره دانشگاه در یادداشتی از خستگی می نویسد، در این یادداشت آمده است:

خستگی در این روزها خیلی رایج است.خستگی را می توان به انواع ثانویه،مزمن،فیزیولوژیک و سندرم خستگی مزمن تقسیم بندی کرد.

خستگی ثانویه در واقع به علت یک بیماری طبی ایجاد می شود و ممکن است یک ماه یا بیشتر طول بکشد اما معمولا کمتر از ۶ ماه است.خستگی فیزیولوژیک عبارت است از عدم توان بین ورزش،خواب،رژیم غذایی با سایر فعالیت ها که ناشی از بیماری زمینه ای نبوده و با استراحت برطرف نمی شود.

سندرم خستگی مزمن یک اختلال پیچیده و ناتوان کننده است . از نشانه های شایع این بیماری می توان علائمی از قبیل ضعف،دردعضلانی،ضعف حافظه و عدم تمرکز ذهنی،بی خوابی دردقفسه سینه،گیجی،تعریق شبانه،کاهش وزن و مشکلات روانی اعم از افسردگی و زودرنجی،اضطراب و سایر موارد را نام برد.

وقتی خستگی بیشتر از شش ماه طول بکشد،خستگی مزمن نامیده می شود.علائم سندرم خستگی مزمن اغلب با سایر بیماری ها نظیر فیبرومیالژیا،سندرم روده تحریک پذیر و غیره دیده می شود.

برای تشخیص این سندرم ،سایر وضعیت هایی که می توانند علائم مشابهی را ایجاد کنند باید رد شده باشند،از جمله:بدخیمی ها،بیماری های اتوایمیون،بیماری های عصبی-عضلانی،بیماری های غدد،وابستگی به دارو،اعتیادفبیماری های التهابی مزمن.

در دهه هشتاد زمانی که این موضوع توجه همگان را به خود جلب کرد عده ای گمان می کردن که عامل آن ویروس بیماری منونوکلئوز عفونی باشد اما این نظریه در پژوهش های بعدی مورد تایید قرار نگرفت و حتی تلاش برای پیدا کردن ارتباط بین این اختلال با ویروس ها نیز بی نتیجه ماند.

از آنجایی که خستگی می تواند دلایل بالینی متعددی داشته باشد،قبل از این که خستگی فرد به این سندرم نسبت داده شود باید از معاینات کامل پزشکی مطمئن شد.شرایطی از قبیل کم خونی،کم کاری تیروئید،اختلالات تنفسی هنگام خواب و حتی سرطان باید بررسی شود.

میزان دقیق بروز وشیوع سندرم خستگی مزمن مشخص نمی باشد ولی میزان بروز آن در جمعیت عمومی بزرگسال۷۰/۰ تا ۸/۲ در صد برآورد شده است.زنان دوبرابر بیشتر از مردان به آن دچار می شوند،متوسط سن شروع این اختلال ۳۳ سالگی است،اگرچه در افراد جوان تر از ۱۰ سال و مسن تر از ۷۰ سال نیز دیده شده است.پژوهشگران شیوع این اختلال را حتی بیشتر از شیوع سرطان و ایدز دانسته اند.

شیوع افسردگی عمده در افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن اساسا در مقایسه با افراد دارای بیماری های عضوی ناتوان کننده و مزمن بیشتر است.نتیجه این که بین افسردگی عمده و خستگی مزمن ارتباط قوی وجود دارد.بررسی ملاک ها و علائم جسمی اضطراب نیز نشان می دهد که با علائم جسمی خستگی مزمن شباهت دارد.مطالعات روی افراد مبتلا نشان می دهد که بیشترین اشکال به سیستم عصبی افراد بر می گردد.

در پژوهش های مختلف مشخص شده است که یک عامل موثر بر ابتلا به خستگی مزمن ویژگی های شخصیتی است .شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات،گرایش ها یا ویژگی هایی که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد.در سال های اخیر پنج عامل شخصیت بیشتر توجه ها را به خود جلب کرده است.این پنج عامل بزرگ شخصیت عبارتند از :روان رنجوری،برون گرایی،تجربه پذیری،دلپذیر بودن و با وجدان بودن .

نتایج پژوهش ها نشان میدهد که بعد شخصیتی روان رنجوری با سندرم خستگی مزمن ارتباط مثبت معناداری دارد.این سازه شخصیتی با حالات اضطرابی،افسرده خویی،احساس گناه،بی قراری و عدم ثبات هیجانی مشخص می شود.برعکس برون گرایی با سندرم خستگی مزمن رابطه منفی دارد.

با توجه به این که این سندرم زندگی کاری و شخصی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد و اثراتش بر کار و شغل افراد هزینه بر بوده و موجب کاهش تولید ،کارایی و انگیزش و افزایش غیبت ها و بیکاری می شود و چون انسان موجودی اجتماعی است و یک سوم عمرش را در محیط کاری اش سپری می کند ،مشکلات عملکردی در محیط شغلی می تواند تاثیرات نامطلوبی را بر زندگی شخصی افراد نیز بگذارد باید ببینیم چه روش هایی برای غلبه بر این اختلال وجود دارد.

درمان های دارویی زیادی برای سندرم خستگی مزمن پیشنهاد شده است که اعتبار هیچ کدام ثابت نشده است.با توجه به عوارض داروها درمان های روانشناختی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است که پرکاربردترین این درمان ها،درمان شناختی-رفتاری می باشد.با وجود این که این درمان یک درمان موثر برای این سندرم محسوب می شود وبه کاهش خستگی و ناتوانی این افراد کمک می کند،اما بسیاری از مراجعان بطور کامل بهبود پیدا نمی کنند و تنها سی درصد از افراد مبتلا به این سندرم،پس از دریافت درمان شناختی-رفتاری به نمره هایی در محدوده نرمال برای خستگی و عملکرد جسمانی رسیده اند در نتیجه یک درمان تکمیلی بایستی مد نظر قرار گیرد که می توان به شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای درمان این سندرم اشاره کرد.

ذهن آگاهی درمانی است که در ترکیب با رفتار درمانی شناختی می تواند استفاده شود.این درمان باعث افزایش آگاهی از تفکر سودمند و الگوهای رفتاری می شود. تمرینات ذهن آگاهی متفاوت و جذاب هستند،به همین جهت برای افراد دارای این سندرم مورد توجه قرار می گیرد.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.