رفتار انسان و ویژگیهای روانشناختی او از دیرباز مورد توجه متفکران و فیلسوفان بزرگِ تاریخ بوده است. صدها شخصیت بزرگ علمی از فیلسوفان یونان باستان تا دانشمندان بزرگ قرن بیستم درباره ذهن و روان انسان، رفتار و گفتار او و احساسات او اظهار نظر کردهاند. دکتر ویلیام گلسر، متولد ۱۹۲۵ در ایالات متحده نیز با تئوری انتخاب خود به شهرت قابل توجهی رسیده است. او در این تئوری بیان میکند که همه کردار و گفتار انسانها «رفتار» است و همه این رفتارها حاصلِ «انتخاب» خود انسانهاست و هیچکس دیگری مسئول شرایط زندگی آدمی نیست.
ویلیام گلسر ابتدا در دانشگاه به مطالعه شیمی پرداخت و لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد اما پس از اینکه متوجه شد به روانشناسی علاقه دارد، به مطالعه روانشناسی بالینی و سپس روانپزشکی پرداخت. او در سال ۱۹۶۱ در آزمون بورد تخصصی روانپزشکی پذیرفته شده و از آن پس به عنوان روانپزشک مشغول به کار شد. دکتر گلسر به دلیل اعتقادات «ضد فرویدی» خود از بیمارستان محل کار خود اخراج شد و پس از آن با تاسیس یک کلینیک رواندرمانی خصوصی، به پرورش نظریه خود پرداخت. گلسر را یکی از منتقدان رویکرد عمومی روانپزشکی و پیرو تئوری انتخاب و روانشناسی کنترل درونی و مثبتگرا دانستهاند.
گلسر بیش از ۳۰ عنوان کتاب را به چاپ رسانده است اما «تئوری انتخاب» مشهورترین کتاب اوست. گلسر معتقد است که انسانها بیش از آن که تحت کنترل عوامل و محرکهای بیرونی باشند، تحت تاثیر انگیزههای درونی خود هستند. نظریه مشهور او ابتدا به «تئوری کنترل» مشهور بود اما بعدها گلسر، نام «تئوری انتخاب» را بر مجموع یافتههای خود نهاد تا بر نقش و مسئولیت انسان در رفتارهای خود تاکید کند.
در نگاهِ گلسر، انسانها ۵ نیاز اساسی و اصلی دارند. این نیازها شامل نیاز به بقا، نیاز نیاز به عشق، احساس تعلق و معنویت، نیاز به قدرت، موفقیت، خودشکوفایی و شهرت، نیاز به آزادی و خودمختاری و نیاز به تفریح و لذت است و همین نیازهاست که علت رفتارهای انسانهاست. به عبارت دیگر، انسانها برای ارضای نیازها خود دست به انتخابها و تصمیماتی میزنند که رفتارهای آنها را شکل میدهد. براین اساس گلسر مراجعان خود را یاری میداد تا با ارزیابی رفتارهای خود، به این سوالات که «آیا این رفتار نیاز مرا برآورده میکند یا نه؟» و «آیا من به خواسته خود رسیدهام یا نه» پاسخ دهند.
کتاب تئوری انتخاب ۳ بخش و ۱۳ فصل دارد. گلسر در بخش اول و در خلال ۷ فصل به توضیح نظریه خود و ابعاد مختلف آن میپردازد. در بخش دوم، گلسر به کاربست تئوری انتخاب در عمل و زندگی روزانه پرداخته و چهار محیطِ روابط عاشقانه و ازدواج، روابط خانوادگی میان والدین و فرزندان، روابط در محیط آموزشی میان مدرس و دانشآموز و روابط در محیط کاری میان کارفرما و کارکنان را با توجه به تئوری خود تحلیل میکند. در این میان گلسر تلاش میکند تا با ایجاد نگاهی جدید، خوانندگان را تشویق کند تا به جای رفتارهای مخربی مانند انتقاد، سرزنش، تهدید، تنبیه و ... به رفتارهای سازنده و مثبتی چون تشویق، حمایتگری، گوشدادن، احترام و ... بپردازند.
در بخش سوم کتاب، گلسر با ارائه نکاتی کاربردی، خلاصهای از نظریه خود را به رشته تحریر درآورده است. او در این بخش، ۱۰ اصل بنیادین تئوری انتخاب را ذکر کرده و هر کدام را توضیح میدهد. این ده اصل بنیادین شامل موارد زیر هستند:
اصل اول: ما مالک هیچکس نیستیم و نمیتوانیم رفتارهای دیگران را کنترل کنیم. ما فقط میتوانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.
اصل دوم: تمام آنچه میتوانیم از دیگران دریافت کنیم و به دیگران بدهیم «اطلاعات» است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم، انتخاب خود ما یا دیگران است.
اصل سوم: تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از «مشکلات رابطهای» سرچشمه میگیرند. مشکلات رابطهای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماریهای مزمن نیز هستند.
اصل چهارم: مشکلات عاطفی، بخشی از زندگی حال حاضر ما هستند.
اصل پنچم: وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفته است، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم کنونیمان، کمکی به ما نمیکند.
اصل ششم: ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که میتوان آن را «دنیای کیفی» نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این دنیای کیفی.
اصل هفتم: در حقیقت تنها چیزی که از ما سرمیزند «رفتار» ما است.
اصل هشتم: تمام رفتارهای ما از یک کلیت برخوردار است که از چهار مؤلفه به هم پیوسته «عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی» تشکیل شدهاست.
اصل نهم: رفتارها انتخاب میشوند اما از میان چهار عنصر عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی عمل و فکر کنترل داریم. برای مثال به جای استفاده از عبارت من افسرده هستم یا من افسرده شدهام، درست آن است که بگوییم: من افسردگی را انتخاب کردهام یا من افسردگی میکنم.
اصل دهم: تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مؤلفههای عمل و فکر بهطور مستقیم و بر مؤلفههای احساس و فیزیولوژی بهطور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان میتوانیم به صورت غیرمستقیم احساسات و فیزیولوژی خود را نیز کنترل کنیم.
کتاب تئوری انتخاب، کتاب حجیمی است و بیش از ۶۰۰ صفحه دارد. توصیه صاحبنظران این است که بیش از آن که به این کتاب، به چشم یک کتاب آکادمیک نگاه کنید، آن را به عنوان یک کتاب «خودیاری» مطالعه کنید. به خصوص که منتقدان معتقدند در بخشهایی از کتاب، «روش علمی» به درستی اجرا و رعایت نشده است.
کتاب تئوری انتخاب توسط چند مترجم به فارسی ترجمه شده است. در این میان، ما ترجمه «علی صاحبی» از این کتاب را توصیه میکنیم. علی صاحبی دانشآموخته دکتری روانشناسی بالینی در دانشگاههای ایران و استرالیا است و علاوه بر آن، سالهاست که دورههای تئوری انتخاب را به نمایندگی از «موسسه ویلیام گلسر» در ایران برگزار می کند. همچنین، در ابتدای کتاب، تصویر نامه محبتآمیزی از ویلیام گلسر به علی صاحبی وجود دارد که به نوعی ترجمه این کتاب را تایید کرده است (متن این نامه را در پایان این یادداشت مشاهده میکنید). نسخه فیزیکی این کتاب در کتابخانه کانون کتابخوانی ارغوان موجود است و شما عزیزان میتوانید با مراجعه به طبقه اول ساختمان جدید معاونت فرهنگی و دانشجویی واقع در مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم (ص)، این کتاب ارزشمند را مطالعه کنید.
متن پشت جلد کتاب:
علی صاحبی عزیز؛
از ترجمه زیبا و اصیل کتاب تئوری انتخاب به زبان فارسی بسیار سپاسگزاریم.
این نشاندهنده توانمندی و دانش خوب شما بهعنوان مدرس این علم روانشناسی جدید است. این حقیت که شما مربی مورد اعتماد موسسه ویلیام گلسر هستید و افراد بسیاری را در ایران آموزش دادهاید، درخور پشتیبانی و تائید ماست.
به عنوان عضو ارشد هیئت علمی موسسه، کیفیت بالایی از تدریس را ارئه دادهاید و حال با ترجمه فوقالعاده در روند آموزش تئوری انتخاب به مردم دنیا سهیم میشوید.
با ارادت- دکتر ویلیام و کارلین گلسر
۱۵ آگوست ۲۰۱۲
مسئول پروژه: امیرحسن بردباری
گرافیست: فاطمه معجری