سهشنبه ۱۴ مهرماه، ساعت ۱۱:۳۰؛ هنوز به محل اصلی تجمع نرسیدهایم که گوشهوکنار مسیر، صحنههایی متفاوت توجهمان را جلب میکند. عدهای زیراندازهایشان را پهن کردهاند و مشغول اقامه نماز هستند. هرچه به میدان اصلی نزدیکتر میشویم، بر تعداد جمعیت افزوده میشود؛ جمعیتی متشکل از افراد با سن، شغل و جایگاههای مختلف که مقصدی مشترک دارند.
در میدان اصلی، نخستین تصویر، صفهای نماز جماعت است؛ زن و مرد، جوان و میانسال، دانشجو و استاد، کارمند و کاسب در کنار یکدیگر ایستادهاند. پس از پایان نماز، میدان آرامآرام شکل دیگری به خود میگیرد. در هر گوشه گروهی دور هم جمع شدهاند؛ کارمندان، کسبه، دانشجویان، استادان، پزشکان و مدیران و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در میان جمعیت حضور دارند.
اساتید دانشگاه گاهی با پرچم ایران دور هم جمع شده و با یکدیگر گفتوگو میکنند. چند قدم آنطرفتر، دانشجویان گروهی کنار هم ایستادهاند؛ برخی مشغول گفتوگو و برخی در حال ثبت عکسهای دستهجمعی و سلفی هستند. خانوادهها نیز حضور پررنگی دارند و کالسکههای کودکان در گوشهوکنار میدان دیده میشود.
در میان این جمعیت، فاطمه، دانشجوی رشته فقه و حقوق، با نوزاد چهارماههاش، محمدجواد، در کنار همکلاسیهایش ایستاده است. کودک در آغوش مادر خوابیده و فاطمه در میان گفتوگو با دوستانش، آرام او را تکان میدهد.
او درباره دلیل حضورش میگوید: «به عنوان یک دانشجو وظیفه خودم دانستم در این اجتماع شرکت کنم.» فاطمه معتقد است حضور مردم در کنار دانشجویان میتواند بر فضای دانشگاه تأثیرگذار باشد و احساس همراهی و حمایت را در میان دانشجویان تقویت کند.
کمی آنطرفتر، دکتر حسینیپویا، پزشک عمومی و از فارغالتحصیلان قدیمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، همراه همسر، دختر و نوه چهار سالهاش در تجمع حضور دارد. پرچم ایران را در دست گرفته و همزمان بازی نوهاش را دنبال میکند.
او حضور اقشار مختلف را نشانهای از همراهی و همدلی میداند و تأکید میکند: «همه ما، اعم از دانشجو و دانشآموز و همه ملت ایران، در یک جبهه قرار داریم.» وقتی از او میخواهیم سخن پایانی خود را در یک جمله بیان کند، سه کلمه را تکرار میکند: «وحدت، وحدت، وحدت.»

در بخش دیگری از میدان، فاطمه برادران، فارغالتحصیل دانشگاه فردوسی، همراه همسر و فرزند دوسالهاش محمدعلی حضور دارد. او هدف خود از حضور را نشان دادن اتحاد مردم عنوان میکند و معتقد است همراهی مردم و دانشجویان میتواند بر روحیه دانشجویان تأثیرگذار باشد.
حضور دانشگاهیان در این تجمع چشمگیر است. خانم دکتر مشایی، از اعضای دانشکده الهیات و معارف اسلامی، بر اهمیت حضور اقشار تحصیلکرده و نقش استادان در ارتباط مستقیم با دانشجویان تأکید میکند. او معتقد است در کنار فضای مجازی و روایتهای مختلف، ارتباط مستقیم استاد و دانشجو میتواند در شکلگیری نگاه دانشجویان مؤثر باشد.
در میان جمعیت، دکتر محمدرضا صابری، استاد دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با چند پرچم ایران حرکت میکند و آنها را میان شرکتکنندگان توزیع میکند. استقبال از پرچمها به اندازهای است که تعداد پرچمهای همراه او پاسخگوی همه افراد نیست.
او حضور دانشگاهیان را بخشی از مسئولیت اجتماعی آنان میداند و میگوید: «اولین وظیفه ما علمی است؛ آموزش و پژوهش، اما در هر صحنهای که نیاز باشد برای حراست از دانشگاه و کشور حضور خواهیم داشت.»
در این میان، دوربین خبرنگاران و عکاسان خبرگزاریها و نهادهای مختلف نیز لحظهای آرام نمیگیرد. از گوشهوکنار میدان، تصاویر و گفتوگوهای شرکتکنندگان ثبت میشود؛ از دانشجویی که در کنار همکلاسیهایش ایستاده تا خانوادهای که کودک خود را همراه آورده است.
با افزایش جمعیت، صدای بلندگو در میدان میپیچد و اعلام میشود که طول مسیر تجمع به ۱۰ کیلومتر رسیده است. این اعلام با واکنش حاضران همراه میشود و شعارها با صدایی بلندتر ادامه پیدا میکند. شور و شوق را میتوان در چهره شرکتکنندگان و همراهی آنان با شعارها دید.
در میدان اصلی، طوماری نیز برای امضای شرکتکنندگان قرار گرفته است و افراد حاضر با امضای آن، حضور و همراهی خود را ثبت میکنند.
تجمع کمکم به لحظات پایانی خود نزدیک میشود. پرچمهای ایران همچنان در میان جمعیت دیده میشوند و گروههای مختلف در کنار یکدیگر ایستادهاند. در نهایت، مراسم با دعا برای سلامتی امام زمان(عج) و قرائت دعای فرج به پایان میرسد.
پرچمها آرامآرام پایین میآیند و جمعیت مسیر بازگشت را در پیش میگیرد؛ اما آنچه در میدان باقی میماند، تصاویری از یک روز متفاوت است؛ روزی که در آن دانشجو، استاد، پزشک، کارمند، خانواده و کودک، هرکدام از گوشهای آمده بودند و در کنار یکدیگر در قاب دوربین خبرنگاران و عکاسان ثبت شدند.
ارسال نظر