این افراد همیشه در حالت دفاعی و گوش به زنگ به سر میبرند، چرا که باور دارند دیگران قصد آسیب زدن به آنها را داشته و برای محافظت از خودشان همیشه باید اماده باشند، همین امادگی دائمی نیز سبب پریشانی خودشان میشود.
دنیا برای افرادی که دچار بیاعتمادی هستند مکان امنی نیست. این افراد برای پیبردن به صداقت دیگران دائما آن ها را امتحان میکنند و این امتحانهای مداوم سبب رنجش اطرافیان میشود.
با این حال اگر کسی به آنها احترام بگذارد و صادق باشد شک میکنند که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است چرا که همواره منتظر بدرفتاری از جانب دیگران هستند.
نشانههای بیاعتمادی
شاید ما در شکل گیری این بیاعتمادی نقشی نداشته باشیم، اما در تداوم این احساس حتما مسئول خواهیم بود، برخی نشانههای بیاعتمادی شامل:
حتی در قبال خوش رفتاری دیگران هم به آن ها بیاعتماد است، چرا که معتقد است هیچ گربهای محض رضای خدا موش نمیگیرد.
قبل از آن که خودش رودست بخورد، به دیگران رودست میزند.
این دسته از افراد دوستان کمی دارند و اغلب وارد روابط صمیمی نخواهند شد.
برخی اوقات با افرادی که با آنها رابطهی نزدیکی دارند، رفتار ظالمانه و سختگیرانهای دارند.
معمولاً از بازگویی قصۀ زندگی و رازهایشان پرهیز میکنند؛ چون میترسند از این اطلاعات علیه شان استفاده شود.
به دلیل اینکه از دیگران میترسند یا حس میکنند حقشان است که با آنها بدرفتاری شود، اجازه میدهند که دیگران با آنها بد رفتار کنند.
معمولاً ضعفهایشان را پنهان میکنند؛ چون فکر میکنند دیگران از ضعفشان سوء استفاده میکنند.
وقتی با دیگران هستند، احساس خوب و راحتی ندارند؛ چون نگراناند که مبادا تحقیر شوند و معمولاً در جمع مضطرب هستند.
قسمت عمدهای از افکار و احساسات و خواستههایشان را سرکوب میکنند و حتی اگر شواهدی بر بیاعتمادی وجود نداشته باشد، باز فکر میکنند که دیگران قصد بدی نسبت به آنها دارند.
خیلی از اوقات دربارۀ دگرآزاری و آزارخواهی خیالپردازی و تصویرسازی میکنند، حتی اگر آن را بروز ندهند، در درونشان آن را حس میکنند.
به دلیل ترسی که از مردم دارند، بهراحتی در برابر آنان تسلیم میشوند و ممکن است حتی اجازه دهند تا از آنها سوء استفاده شود؛ چون اعتقاد دارند از تنها ماندن بهتر است.
در ارتباط با دیگران همیشه مستأصل و نگران هستند.
راههایی که میتوان با کمک آنها از شر بیاعتمادی خلاص شد
قبول کنید که راه سختی پیش رو دارید و در زمان انجام تمرینها هر زمان که خسته شدید به ارزشمند بودن این تغییر فکر کنید و سعی کنید متوقف نشوید.
شما معمولا آدمها را به دو گروه مطلق غیرقابل اعتماد و قابل اعتماد تقسیم میکنید. به جای آن میتوانید در ذهن خودتان یک طیف رسم کنید و به آدمها از ۱ تا ۱۰ نمره قابل اعتماد بودن بدهید.
پیدا کردن دوستی با اعتماد، همیشه برای هر فردی خوشایند است، حتی اگر درتمام زندگی خود هیچ دوستی نداشتهاید وقتش رسیده با کسی آشنا شوید.
شاید در کوتاه مدت قطع ارتباط با همه آرامتان کند، اما در بلندمدت موجب نوعی تنهایی آزاردهنده میشود که هرچقدرم هم تظاهر کنید عاشق آن هستید، باز هم دچار مشکل خواهید شد.
وقتی شما با یک دوست خوب و قابل اعتماد یا مشاور در ارتباط باشید، کم کم دستتان میآید که واقعا آدمها هم آن طور که شما فکر میکردید غیرقابل اعتماد نیستند و با نظرهایی که او در مورد شما میدهد کم کم به جای تصوراتتان در مورد رابطه، واقعیتها را میبینید.
به همان نسبت که سعی می کنید با افراد جدید قابل اعتماد آشنا شوید، افراد بیاعتماد و ناامن را از زندگی خود بیرون کنید و اجازه ندهید بیش از آن از شما سوء استفاده کنند.
هر وقت میبینید دارید دنبال معناهای پنهان و منفی رفتار دیگران میگردید، به خودتان یادآوری کنید که این فکر ممکن است از تلهای که در آن گرفتارید ناشی شده باشد و نه از واقعیت نیت دیگران.
خواندن ذهن دیگران و بعد از شروع به جمع اوری مدرک کردن برای اثبات اینکه شما درست میگویید فقط شما را از دیگران دور میکند و رابطه شما را با آنها خراب میکند. به جای این فکرها، به دیگران نزدیک شوید و در مورد رفتارشان صادقانه سوال کنید.
سارا آقایی/مفدا لرستان
ارسال نظر