یادداشت حاضر، خلاصهای از بخشی از مقاله مولانا ابوالکلام آزاد در رابطه با ذوالقرنین است. به عقیده مولانا ابوالکلام اوصافی که از ذوالقرنین در قرآن آورده شده است بیشترین تطابق را با زندگانی کوروش هخامنشی دارد. تا قبل از این در تمدن اسلامی اقوال مختلفی در باب حقیقت ذوالقرنین ذکر میشد. بعضی او را از پادشاهان یمن میدانستهاند، بعضی دیگر مصری و برخی او را از خاقان چین میدانستهاند. اما مشهورترین قول، ذوالقرنین را به اسکندر مقدونی نسبت داده بود. طبق نظر ابوالکلام با توجه به اینکه از زندگانی اسکندر مقدونی به واسطه مورخین یونانی اطلاع داریم و از احوال او آگاهیم، وی نمیتواند ذوالقرنین مذکور در قرآن باشد. به همین سبب ابوالکلام با بررسی متون دینی یهود و کتب مورخان یونانی که در باب کوروش هخامنشی سخن گفتهاند و مقایسه آنها با اوصاف ذوالقرنین در قرآن به این نتیجه رسیده است که ذوالقرنین قرآنی تطابق زیادی با کوروش هخامنشی دارد. اینک خلاصه بخشی از متن مقاله وی:
-انّا مَکّنا لَهُ فی الاَرض...
درباره ذوالقرنین در قرآن آمده است: «...به او قدرت و توانایی اداره کشور را بخشیدیم و همه گونه طرق را که برای بنیاد نهادن حکومت و فتوحات خود لازم داشت برایش فراهم ساختیم.»
از اسلوب خاص کلام قرآن یکی آن است که وقتی فتح یا موفقیت بزرگی را که از طرف کسی صورت میگیرد مستقیما به خدا نسبت میدهد و میخواهد تایید کند که امری بزرگ و خارقالعاده و برخلاف موازین طبیعی صورت گرفته که اگر عنایت خداوندی نبود اینکار امکان انجام نمییافت.
وقتی در احوال کوروش بررسی میکنیم، میبینیم که جزئیات زندگی او با حیات ذوالقرنین قرآن مطابق است. زندگی کوروش در محیطی که حوادث گیج کننده آنرا فراگرفته بود شروع شد. به حدی که بعدها بصورت افسانه درآمد. به محض اینکه پا به دنیا گذاشت جد مادریاش سختترین و کینهتوزترین دشمن وی گردید که به قتل طفل معصوم فرمان داد، ولی مامور قتل از این کار سر باز زد و او را از چنگال مرگ نجات داد. کوروش در دشتها و کوهستانها بزرگ شد و در جوار جوانان گمنام و بدون فرهنگ پرورش یافت. در همین حال ناگهان و بیسابقه احوال او تغییر یافت و به میدان سعی و عمل رانده شد، ترقیات او بسیار سریع انجام گرفت و کشور مادر بدون مزاحمت در برابرش زانو زد. معلوم است که سیر حوادث یک زندگی عادی هرگز چنین نیست و این همه اتفاق در زندگی یک فرد مسلما امری غیرعادی و نادر به شمار میرود.
-نخستین کار بزرگ
پس از آن آیه، قرآن، سه کار بزرگ برای ذوالقرنین بر میشمارد که نخستین آن متوجه ((مغرب الشمس)) است که مسلم است غرض از مغرب الشمس جهتی است که در آن غروب خورشید باشد، چه چنین مکانی طبیعتا وجود ندارد، از این نظر کلیه جملاتی که در این آیات مغرب الشمس و مطلع الشمس دارد باید به مشرق و مغرب ترجمه شود. در هرحال نخستین کار بزرگ، در مغرب صورت گرفته است. در اینجا مسلم است که اولین هجوم کوروش متوجه لیدی گردید که در جنوب آسیای صغیر واقع است. اگر از ایران شمالی به طرف آسیای صغیر راه بپیمائیم همه جا به سوی مغرب خواهیم رفت.
هرودوت به تفصیل وقایع این جنگ را مینویسد و میگوید:
پیروزی کوروش به حدی سریع بود که هیچکس آنرا تصور نمیکرد. چهار روز بیشتر از جنگ پتریا نگذشته بود که پایتخت لیدی تسلیم و کرزوس پادشاه آن در دست سلطان اسیر شد.
-قدم دوم در شرق
قدم دوم را ذوالقرنین در جهات مشرق الشمس یعنی محلی که خورشید طلوع میکند برمیدارد. هرودوت و کتزیاس هردو از اقدامی که کوروش پس از فتح لیدی و قبل از فتح بابل برای خواباندن شورشهای مشرق نمود نام میبرند.
این دو مورخ گویند: طغیان بعضی قبایل وحشی در بیابان مشرق کوروش را وادار به حمله به مشرق نمود و این با آنچه در قرآن آمده است مطابقت دارد که میفرماید:(( وقتی به انتهای مشرق رسید، دید خورشید بر قومی میتابد که حتی وسائلی برای حفظ خود از تابش آن ندارند.))
-قدم سوم در شمال
قدم سوم حمله به منطقهی کوهستانی شمال و جلوگیری از خرابکاری قومی به نام یاجوج و ماجوج و بنای سدی است. این اقدام در حدود دریای خزر شروع میشود و به کوههای قفقاز میرسد، در آنجا بین دو کوه درهای است که سد در آنجا بنا میشود. طبق بیان قرآن در ساخت این سد آهن و مس زیادی به کار رفته است. احتمال دارد این سد همان سد داریال امروزی در رشته کوههای قفقاز باشد.
-اوصاف اخلاقی ذوالقرنین در قرآن
نخستین آن عدل و رعیت نوازی است که در این باره قرآن میفرماید: سرنوشت این قوم در دست توست، تو میتوانی آنان را مجازات کنی یا اینکه ببخشی و به نیکی گرایی. مقصود از این طایفه همان قومی است که بدون دلیل به کوروش حمله بردند و بالاخره نتیجه نگرفتند و کوروش فاتح شد، البته میتوانست و میبایست آنان را مجازات نماید.
در قرآن آمده است که ذوالقرنین گفت« اگر کسی نیکویی کرد خواهد دید که در برابر از طرف من به او به سختی و به بدی رفتار نخواهد شد.» مورخین یونان عموما به حقیقت این مطلب ایمان دارند و مینویسند که کوروش با همه به نیکی و داد رفتار کرد، مردم را زیر بار خراج گران و مالیاتهای سنگین که از طرف پادشاهان بر دوش رعیت نهاده شده بود نجات داد.
همانگونه که گفته شد این یادداشت فقط خلاصهای از بخشی از مقاله ابوالکلام بود و قطعا نمیتواند حق آن مطلب را ادا کند و صرفا جنبه آشنایی با مقاله مذکور را دارد. اگر به خواندن اصل مقاله تمایل دارید میتوانید به کتاب ذوالقرنین (کوروش کبیر) نوشته ابوالکلام آزاد با ترجمه استاد باستانی پاریزی رجوع کنید.
گفتنی است مولانا ابوالکلام محیی الدین احمد، مشهور به ابوالکلام آزاد، دانشمند، محقق، سیاستمدار، خطیب، روزنامهنگار و مفسر قرآن و همرزم مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو در مبارزات استقلال طلبانه ملی هند و نخستین وزیر آموزش و پرورش هندوستان در سالهای پس از استقلال بوده است.
ارسال نظر