داستان آیینه

کل اخبار:1

  • محمود دولت آبادی ۱۳۹۷-۰۳-۰۶ ۱۲:۳۱

    داستان کوتاه

    "آیینه" نوشته محمود دولت آبادی

    بایگان عینک ازچشم برداشت و گفت خوب، هنوز هم دیر نشده. چون حروف زیادی باقی است. حالا بفرمایید؟مردگفت خیلی عجیب است؛ عجیب نیست؟! من وقــت شمارا بیهوده گرفتم. معذرت می‌خواهم. اصل مطلب را فراموش کردم به شما بگویم. من… من هرچه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام. فکر کردم ممکن است، فکر کردم شاید بشود شناسنامه‌ای دست و پا کرد؟

منتخب اخبار دانشگاهی

عناوین ویژه

آخرین اخبار

پربازدیدترین

پربحث‌ترین