رواندرمانی، تعمیر یک انسان خراب نیست
یکی از برداشتهای نادرست درباره رواندرمانی این است که انگار فرد باید ابتدا «خراب» شده باشد تا به درمان نیاز پیدا کند؛ گویی مراجعه به درمانگر یعنی وجود یک نقص اساسی در شخصیت یا زندگی فرد. اما رواندرمانی بر این فرض بنا نشده که انسان «خراب» را تعمیر کند.
انسان ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که روشهای قبلی او برای کنار آمدن با زندگی دیگر کارآمد نباشند. ممکن است فردی که همیشه مشکلاتش را خودش حل میکرده، در برابر یک فقدان درمانده شود؛ کسی که همیشه آرام به نظر میرسیده، نتواند خشم خود را مدیریت کند؛ یا فردی که سالها از یک رابطه آسیبزا فاصله گرفته، همچنان همان الگو را در روابط جدید تکرار کند.
درمان، فرصتی است برای فهمیدن اینکه چه چیزی در حال تکرار شدن است، چرا تکرار میشود و آیا میتوان به شکل دیگری با آن مواجه شد.
گاهی ما از رنج خودمان خبر نداریم
همه مشکلات روانشناختی با گریه، اضطراب شدید یا یک بحران آشکار خودشان را نشان نمیدهند. گاهی نشانه، چیزی بسیار روزمره است:
همیشه خستهایم اما دلیلش را نمیدانیم.
مدام کارها را عقب میاندازیم.
در رابطهها بیش از اندازه کوتاه میآییم یا برعکس، خیلی زود فاصله میگیریم.
از اشتباه کردن میترسیم.
مدام خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم.
از اتفاقی که مدتها گذشته هنوز عصبانی هستیم.
یا حتی ظاهراً همهچیز خوب است، اما احساس میکنیم از زندگی خودمان فاصله گرفتهایم.
این تجربهها لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیستند؛ اما اگر پایدار شوند، رنج ایجاد کنند یا عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار دهند، ارزش بررسی تخصصی دارند.
رواندرمانی قرار نیست به شما بگوید چه تصمیمی بگیرید
یکی از مهمترین تفاوتهای رواندرمانی با نصیحت، همینجاست. درمانگر قرار نیست جای شما تصمیم بگیرد که بمانید یا بروید، ببخشید یا نبخشید، ادامه دهید یا متوقف شوید. قرار است کمک کند قبل از تصمیم گرفتن، خودتان و موقعیتی را که در آن قرار گرفتهاید دقیقتر ببینید.
گاهی آنچه فرد «مشکل» مینامد، در جلسات درمان شکل دیگری پیدا میکند. ممکن است پشت خشم، ترس باشد؛ پشت کمالگرایی، ترس از کافی نبودن؛ پشت اجتناب، تجربهای از شکست؛ و پشت نیاز شدید به تأیید، نگرانی عمیقی از طرد شدن.
این به معنای آن نیست که هر رفتار یا احساسی حتماً یک «ریشه پنهان» دارد یا درمانگر قرار است راز زندگی فرد را کشف کند. رواندرمانی یک فرایند تخصصی و مبتنی بر روشهای علمی است که بسته به مشکل فرد میتواند بر افکار، هیجانها، رفتارها، روابط یا الگوهای تکرارشونده تمرکز کند.
قرار نیست بعد از درمان، دیگر هیچوقت حال بدی نداشته باشیم
این شاید یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره سلامت روان باشد. سلامت روان به معنای حذف غم، ترس، خشم یا اضطراب از زندگی نیست. هیچ درمانی نمیتواند و قرار نیست انسان را از تجربههای دشوار زندگی مصون کند.
هدف واقعبینانهتر این است که فرد بتواند تجربههای دشوار را بهتر بشناسد و مدیریت کند؛ واکنشهای خودکار و ناکارآمد را تشخیص دهد؛ مهارتهای تازهای برای مواجهه با مشکلات یاد بگیرد و در صورت وجود اختلال روانشناختی، علائم و اختلال در عملکرد را کاهش دهد. به بیان سادهتر: قرار نیست زندگی همیشه آسانتر شود؛ قرار است ما ابزارهای بیشتری برای مواجهه با دشواریهای آن داشته باشیم.
درمان همیشه با «راهحل» شروع نمیشود
گاهی فرد وارد اتاق درمان میشود و انتظار دارد در همان جلسه اول پاسخی قطعی دریافت کند:
«چه کار کنم؟» اما بعضی مسائل، با یک پاسخ آماده حل نمیشوند. گاهی اولین قدم، دقیقتر کردن سؤال است. اینکه بفهمیم واقعاً از چه چیزی رنج میبریم؛ چه چیزی را میخواهیم تغییر دهیم؛ کدام بخش مسئله در کنترل ماست و کدام بخش نیست؛ چه الگوهایی را ناخواسته تکرار میکنیم و چه انتظاری از خودمان داریم که شاید غیرواقعبینانه باشد.
رواندرمانی همیشه پاسخ دادن نیست؛ گاهی کمک میکند سؤال درست را پیدا کنیم. و شاید مهمترین بخش ماجرا همین باشد.
ما معمولاً برای مشکلات جسمی، دنبال علت میگردیم؛ آزمایش میدهیم، تشخیص میگیریم و درمان را شروع میکنیم. اما در مورد رنج روانی، گاهی سالها فقط یک جمله را تکرار میکنیم: «خودم باید بتوانم از پسش بربیایم.» گاهی میتوانیم.، گاهی هم نمیتوانیم؛ و این لزوماً نشانه ضعف نیست.
همانطور که هر درد جسمی الزاماً با مراقبت خانگی برطرف نمیشود، هر رنج روانی نیز قرار نیست صرفاً با «مثبت فکر کردن»، «قوی بودن» یا «گذشت زمان» حل شود.
مراجعه به رواندرمانگر، پیش از آنکه نشانه ناتوانی باشد، میتواند نشانه این باشد که فرد تصمیم گرفته رنج خود را جدی بگیرد و آن را دقیقتر بفهمد.
روز جهانی رواندرمانی شاید بیش از آنکه فرصتی برای گفتن «به سلامت روان خود اهمیت بدهیم» باشد، فرصتی برای یک پرسش سادهتر و صادقانهتر است:
کدام بخش از زندگی من، مدتهاست دارد تکرار میشود و من هنوز نمیدانم چرا؟
گاهی آغاز تغییر، از همین پرسش شروع میشود.
ارسال نظر