۱۶۸ دانشآموزی که باید امروز کیفهایشان را بر دوش میانداختند، دفترهای نو را ورق میزدند و با شوق، قدم به کلاس میگذاشتند؛ اما جای آنها در میان همکلاسیها خالی است.
امروز زنگ مدرسه به صدا درمیآید، اما برای ۱۶۸ خانواده، صدای این زنگ یادآور فرزندانی است که دیگر بازنمیگردند.
چه کسی میتواند جای خالی یک دانشآموز را در نیمکتی پر کند؟
چه چیزی میتواند دفتر ناتمام یک کودک را به پایان برساند؟
و چه واژهای میتواند دلتنگی مادری را توصیف کند که اول مهر، چشم به در دوخته اما فرزندش دیگر از آن وارد نمیشود؟
۱۶۸ شهید مدرسه میناب، تنها یک عدد نیستند؛ ۱۶۸ رویا، ۱۶۸ لبخند و ۱۶۸ آیندهای هستند که ناتمام ماندند.
امروز که کودکان این سرزمین با شوق راهی مدرسه میشوند، یادشان کنیم؛
یاد دانشآموزانی که میتوانستند در کنار دوستانشان، نخستین روز مهر را جشن بگیرند.
به احترام ۱۶۸ شهید مدرسه میناب،
امروز یک لحظه سکوت کنیم؛
برای نیمکتهای خالی،
برای دفترهای ناتمام،
برای خانوادههای داغدار
و برای کودکانی که نامشان هیچگاه از یادها نخواهد رفت.
اول مهر، جای بعضیها همیشه خالی است...
ارسال نظر