به مناسبت فرارسیدن روز روانشناس و مشاور، در تحریریه پایگاه خبری و اطلاعرسانی مفدا اردبیل، میزبان دکتر نقی دشتی، رئیس اداره مشاوره دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بودیم. در روزگاری که فشارهای زندگی مدرن، پاندمیها و پیامد بحرانهای سالهای اخیر، روان انسانها را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است، بررسی وضعیت سلامت روان جامعه و به ویژه نسل جوان اهمیتی دوچندان مییابد. در این گفتوگوی ویژه متنی، ابعاد مختلف این موضوع را به طور کامل و با جزئیات بررسی کردهایم.
مفدا: ضمن تبریک روز روانشناس، به عنوان اولین سوال وضعیت روحی روانی مردم و به ویژه دانشجوها را چگونه ارزیابی می کنید؟
دکتر نقی دشتی: بنده هم در ابتدا روز روانشناس و مشاوره را خدمت همه افرادی که در حوزه سلامت روان مشغول فعالیت هستند و ملت عزیز ایران تبریک میگویم و امیدوارم شاهد ارتقای روزافزون سلامت روان مردم و جامعه باشیم.
در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که آمارهای داخلی و جهانی حاکی از این واقعیت است که از هر ۳ نفر در جامعه، حداقل ۱ نفر واجد تشخیص یکی از اختلالها و مشکلات روحی-روانی است و تفاوت زیادی بین ایران و سایر کشورها وجود ندارد. در حوزه جوانها نیز مطالعات و غربالگریهای سلامت روانی که در دانشگاهها انجام دادیم، حاکی از همین میزان شیوع است. متاسفانه این آمار از زمان پاندمی کرونا بیشتر شده و در زمان بحران جنگ و بحرانهای اخیر نیز بر این آمار افزوده شده است.
مفدا: کدام یک از مشکلات روحی روانی در حال حاضر شایعتر هستند؟
اختلالهای خلقی، یعنی افسردگی (به همراه دورههای مانیا یا بدون آن) در شکلهای مختلف اعم از افسردگی فصلی، افسردگیهای واکنشی، افسردگی اساسی یا افسردهخویی جزو شایعترین اختلالهای روانی در بین مردم است.
البته در قشر جوان، به نظر میرسد اختلالهای طیف اضطرابی در انواع مختلف شیوع بیشتری دارد؛ مواردی مثل اختلال اضطراب فراگیر، انواع فوبیاها، هراسهای اجتماعی و اضطراب جدایی. همچنین به نظر میرسد در یک دهه اخیر، آمار مشکلات مربوط به بیشفعالی، به ویژه در حوزه ذهنی و فکری، روند رو به رشد زیادتری داشته است.
مفدا: اشاره کردید به آمارهای مشکلات روحی روانی؛ این آمارها تا چه حد نگرانکننده هستند و چرا افراد برای درمان اقدام نمیکنند؟
بسیار نگرانکننده است؛ بر اساس اعلام نظر سازمان جهانی بهداشت، از نظر بار بیماریها و میزان ناتوانکنندگی، از ۱۰ بیماری اول لیست، ۴ مورد آن بیماریهای روحی و روانی هستند؛ یعنی شیوع بسیار بالاست.
اما نکته مهمتر این است که علیرغم این شیوع، توجه کافی به موضوع سلامت روان نمیشود. نه از طرف سیاستگذاران سلامت و نه از طرف خود مردم، تمایل و علاقهی زیادی برای مداوا و ریشهکن کردن آن نمیبینید و این موضوع دلایل زیاد دارد و شاید دلیل اصلی آن اصطلاحاً «انگ بیماری روانی» یا «استیگمای روانی» است. هر فردی که برچسب بیماری روانی میخورد، از نظر خودش و مردم، فردی ناسالم، نابهنجار و مطرود محسوب میشود؛ لذا هیچکس مایل نیست حتی پیش خودش بداند که بیماری روحی روانی دارد.
درد روان موضوعی است که حتی از طرف خود مبتلایان جدی گرفته نمیشود. وقتی قسمتی از بدن شما دچار سوختگی یا جراحت میشود، به راحتی آن را میپذیرید، در جستجوی درمان برمیآیید و دیگران هم دلسوزی میکنند. اما وقتی یک نفر افسرده است یا اضطراب شدید جمعی دارد، آن را درد حساب نمیکند، بلکه «لکه ننگی» برای خود میداند. انگار در به وجود آمدن آن دخیل بوده و خود را سرزنش میکند. دیگران هم ممکن است او را دارای «شخصیت ضعیف» تلقی کنند که نمیتواند بر مشکلش غلبه کند.
نتیجه این میشود که از آن افراد دارای مشکل، حداکثر ۲۵% به روانپزشک یا روانشناس مراجعه میکنند و ما با انباشت عظیمی از دردهای درماننشده روبهرو میشویم. کمبود متخصصان سلامت روانِ با صلاحیت حرفهای بالا (چه از نظر کمی و چه کیفی) نیز دسترسی مردم را محدود کرده است.
مفدا: چه راهکارهایی برای کاهش این انگ روانی و ترغیب مردم به مراجعه پیشنهاد میدهید؟
پیشنهاد اول طبعاً فرهنگسازی است. باید با تمام ابزارهای بهروز رسانهای مستقیم و غیرمستقیم، فیلمها، سریالها و محصولات سمعی-بصری، فرهنگ مراجعه به روانشناس ارتقا پیدا کند.
موضوع دیگر ایجاد ذهنیت سالم از طریق «گروههای مرجع» است. مثلاً ما در کارگاهها به اساتید توصیه میکنیم در کلاسهای خود اشاره کنند که از خدمات مشاوره استفاده میکنند. وقتی دانشجو بداند استادش هم با مشکل مواجه میشود و کمک میگیرد، راحتتر میپذیرد که در زمان افسردگی یا اضطراب از خدمات بهرهمند شود. همچنین توسعه پوشش بیمهای برای این خدمات ضروری است که هرچند قدمهای کوچکی برداشته شده، اما اصلاً کافی نیست.
مفدا: اگر بخواهید یک روانشناس را توصیف کنید، چگونه او را معرفی میکنید و مهمترین مهارت او چیست؟
روانشناس، در صورت داشتن صلاحیت حرفهای و اخلاقی، فردی است آشنا با انواع مشکلات روحی-روانی که از طریق تکنیکها و مدلهای مختلف رواندرمانی، ضمن شناخت دلایل شکلگیری مشکلات مراجع، به او در یافتن راههای غلبه بر مسائل کمک میکند. نقش او هدایتگر است؛ کمک به اکتشاف درون، دیدن و تفسیر کدهای ذهنی مراجع، و شکلگیری شخصیتی سالمتر برای مواجهه با ناملایمات و بنبستهای ذهنی.
در کنار تسلط بر نظریهها و فنون، مهمترین خصلتی که روانشناس را متمایز میکند، توانایی «همدلی» است؛ یعنی درک دنیای پدیداری مراجع و همراه شدن با احساسات او. همین یک ویژگی، نیمی از مسیر درمان را به خود اختصاص میدهد.
مفدا: برای وضعیت فعلی جامعه در حوزه سلامت روان چه پیشنهادهایی دارید؟
در وضعیت فعلی که بحرانها شکل پیچیدهتری پیدا کردهاند، باید روی مهارتهایی که انسان را مقاوم میکند تمرکز کرد. «تابآوری» مفهومی کلیدی است که انسان را در مقابل ناملایمات و ابهامات سرپا نگه میدارد. امید و امیدآفرینی فضیلتی است که این روزها به شدت توصیه میشود. حفظ روتین زندگی، داشتن شبکه اجتماعی و حمایتی گسترده، حفظ ارتباطات صمیمی، و حمایت از اقشار آسیبپذیرتر مثل کودکان و سالمندان در عبور از روزهای سخت بسیار کمککننده است. مردم باید از طریق کارگاهها و پادکستهای معتبر، مجهز به دانش و تواناییهای جدید شوند.
مفدا: برای اصلاح زیربنایی این وضعیت چه راهکاری دارید؟
در سلامت روان نیز پیشگیری مقدم بر درمان است. آموزش و آگاهسازی در خانواده و بهویژه برای والدین خط مقدم است. در روانشناسی عبارتی داریم که میگوید: «ریشه در کودکی دارد». قسمت اعظم شخصیت ما در کودکی شکل میگیرد و پدر و مادر مهمترین معماران آن هستند؛ لذا هرچه بیشتر آموزش ببینند، فرزندان سالمتری تربیت میکنند.
در وهله بعد، آموزش و پرورش (از طریق معلمان و دروس)، و سپس جامعه و دانشگاه نقش دارند. دولت باید دسترسی به خدمات درمانی را از نظر هزینه، میزان و کیفیت ارتقا دهد. در نهایت، رسانهها با تولید محصولات مناسب، تعیینکننده اصلی در تغذیه روانشناختی جامعه هستند.
مفدا: فعالیتهای اداره مشاوره در سطح دانشگاه را چطور ارزیابی میکنید؟
با تلاشهای صورت گرفته در اداره مشاوره دانشگاه میزان دسترسی دانشجویان به خدمات روانشناختی و روانپزشکی نسبت به چندسال قبل بسیار افزایش داشته و از طریق کارگاههای آموزشی و بکارگیری مشاوران متخصص تلاش شده که فرهنگ سازی لازم برای مراجعه به روانشناس افزایش یابد.
ارسال نظر