پروانه و وطن، همدرد و هم مسیر
● من یک پروانه هستم. این روزها من و وطنم همدردیم و دردهای مشترکی داریم. هر دو در معرض سلول های متجاوزی قرار گرفته ایم که به روح و جسم و تن مان زخمها میزند. هر دو زخم های فراوان داریم و سال هاست برای رهایی از دست غریبه ای که وارد سرزمینی که مالکیت آن با ماست، میجنگیم. هر چند هر دو خسته راهیم و گاهی چشمانمان بارانی، اما مرهمی از جنس عشق الهی را با جان، بر زخم های جسم و روح مان میگذاریم. ● ما دو یار دیرینه هستیم. هر دو مرزبانیم، من مرزبان سلامت و وطن مرزبان امنیت من و جامعه. ما علاوه بر درد، در بسیاری از تنگناها نیز، هم مسیر بوده ایم. هر دو ریشه در امید داریم و صبور مانده ایم و قسم خورده ایم برای شفای زخمها و آینده ای روشن بجنگیم. ● من و وطن هر دو به این باور رسیده ایم که خالق جهان هستی بر رنج های پنهان مان آگاه است، دعای شبانه مان را می شنود، اشک های مان را می شمارد و ما را به سمت هدف و رسالتی که برای آن آفریده شده ایم پیش می برد. ● در این شب های تیره و دردآلود ایمان را شمع فروزان خود قرار داده ایم، زخم هایمان را با اشک می شویم و با هم عهد بسته ایم در رقص باد یکی شویم و به سوی روشنایی بال بگشاییم و با هر نفس نغمه پیروزی بخوانیم. ● وطنم، ای پروانه زخمی بال گشوده، بدان که هر زخم نشانه ای از تولد دوباره است و نور عشق زخم ها را به بالی برای پرواز به سمت فردایی روشن تبدیل میکند...?? پروانه، نماد بیماری پوستی نادر و صعب العلاج پروانه ای (اپیدرمولایزیس بولوزا) می باشد و این بیماران به دلیل ماهیت بیماری، همواره در طول زندگی با زخم ها و دردهای فراوان همراه هستند. ✍?زهرا پرویزی (یک بیمار پروانه ای) کارشناس آزمایشگاه ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مدیریت امور آزمایشگاههای معاونت درمان یکم فروردین ماه ۱۴۰۵، مصادف با بیست و یکمین روز جنگ رمضان ?️طراح پوستر: محمد عرفان صادق زاده
ارسال نظر