سه‌شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۲

چند تکنیک‌ موثر در مدیریت استرس و تنش در شرایط بحرانی

جنگ و بحران سلامت روان

اداره مشاوره مبتنی بر سبک زندگی ایرانی اسلامی دانشکده علوم پزشکی سراب با توجه به شرایط جنگی روزهای اخیر، در یادداشتی به برخی تکنیک‌های موثر مدیریت استرس و تنش در شرایط بحرانی پرداخته است.


به گزارش مفدا سراب؛ با توجه به شرایط جنگی روزهای اخیر و تجاوزات پی در پی رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به خاک میهن اسلامی، اداره مشاوره مبتنی بر سبک زندگی ایرانی اسلامی دانشکده علوم پزشکی سراب در یادداشتی با عنوان "چند تکنیک‌ موثر در مدیریت استرس و تنش در شرایط بحرانی" به روش و تکنیک های مقابله با این بحران روحی پرداخته است.

جنگ فقط خانه‌ها را ویران نمی‌کند؛ روان آدم‌ها را هم بی‌صدا فرومی‌ریزد. در میان آوارها، چیزی که کمتر دیده می‌شود، قلب‌هایی‌ست که زیر فشار اضطراب، ترس، بی‌قراری و اندوه خرد می‌شوند. و بگذارید همین اول بگویم:اگر این روزها مضطرب‌اید، اگر دل‌تان مدام می‌لرزد، اگر خواب‌تان نمی‌برد یا ناگهان بی‌دلیل اشک‌تان می‌ریزد… شما بیمار نیستید، شما “انسان” هستید. این احساسات واکنش طبیعی بدن و روان به شرایط غیرطبیعی مثل جنگ است.
آسیب‌های روانی در دوران جنگ: زخم‌هایی که دیده نمی‌شوند
در بحبوحه‌ی جنگ، آنچه بیش از همه در چشم است، ویرانی‌ خانه‌ها و تلفات جسمی است. اما آنچه پنهان می‌ماند و گاهی تا سال‌ها بعد خودش را نشان می‌دهد، آسیب‌های روانی است. جنگ، روان انسان را در لایه‌های عمیق‌تری زخمی می‌کند؛ جایی که خواب‌ها، احساس امنیت، باور به آینده و حتی توانایی ساده‌ای مثل لبخند زدن، تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
برخی از رایج‌ترین آسیب‌های روانی دوران جنگ:

• اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): با علائمی مثل کابوس‌های مکرر، گوش‌به‌زنگی دائمی، گریختن از خاطرات دردناک و طغیان‌های عصبی.

• افسردگی و ناامیدی: بی‌حسی نسبت به زندگی، از دست دادن انگیزه، احساس گناه بابت زنده ماندن.

• اضطراب مزمن: نگرانی دائمی، حملات پانیک، دل‌دردها و سردردهای روان‌تنی.

• اختلالات خواب و تغذیه: کم‌خوابی یا پرخوابی، بی‌اشتهایی یا پرخوری عصبی.

• احساس بی‌قراری اجتماعی یا انزوا: احساس بی‌جایی، ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران یا بی‌اعتمادی به اطرافیان
چه کارهایی می‌توانیم برای آرام‌تر کردن روان‌مان انجام دهیم؟
هیچ‌کس قرار نیست در این شرایط “کاملاً آرام” باشد. اما می‌شود به بدن و روان کمک کرد تا کمتر در حالت هشدار باقی بمانند.
اول: قبول کن که اضطراب‌ات طبیعی استجنگ، موقعیتی غیرعادی است. انتظار نداشته باش که مثل روزهای عادی بخوابی، بخندی یا بی‌دغدغه باشی. فقط همین پذیرش، خودش نیمی از راه آرامش است.
تنفس آگاهانه ساده اما فوق‌العاده مؤثر. هر وقت دیدی قلبت تند می‌زنه یا دست‌هات یخ کرده، چند نفس عمیق بکش: دم تا ۴، نگه‌دار تا ۴، بازدم تا ۶.
رهاسازی بدن با حرکتراه برو، کشش انجام بده، حتی نرمش در اتاق. بدن ما حافظه‌ی اضطراب رو نگه می‌داره، باید بهش کمک کرد آزاد بشه.
صحبت کردن یا نوشتن، بدون سانسورچه با یک دوست، چه با دفترچه‌ات. افکارت رو قایم نکن. وقتی حرف نمی‌زنی، اضطراب توی بدنت جمع می‌شه.
مرز گذاشتن با اخبار بی‌پایانقرار نیست دائم در جریان باشید تا “مسئول” محسوب شوید. تعیین زمان مشخص برای دیدن خبرها، از روان شما محافظت می‌کند.
ساختن روتین کوچک = احساس کنترل بیشترمثلاً هر روز یک ساعت خاص، چای درست کن. یا یک دعای کوتاه، یک شعر. همین چیزهای کوچک، ستون روان می‌شوند.
نقش خانواده: چطور محیطی بسازیم که کمی شبیه امنیت باشد؟
در زمانه‌ی بی‌ثباتی، خانواده تنها جایی‌ست که می‌تواند برای روان، “پناهگاه” بسازد. نه پناهگاهی از موشک، بلکه از تنهایی، ترس و خاموشی.
به اعضای خانواده بگویید اضطرابشان قابل درک استجملاتی مثل “بزرگ شو”، “گریه نکن”، یا “چیزی نیست” فقط باعث سرکوب احساسات می‌شود. در عوض بگویید: “می‌فهمم ترسیدی… طبیعیه… خودم هم ترسیدم.”
در حضور کودکان، کنترل هیجاناتکودکان مثل رادار عمل می‌کنند. لازم نیست همه چیز را بدانند. با زبان ساده، واقعی و همراه با امید، موقعیت را برایشان توضیح دهید.
اجازه بدهید همه کمک کننددر شرایط سخت، حتی دادن یک مسئولیت کوچک به بچه‌ها، احساس مفید بودن و کنترل را به آن‌ها می‌دهد.
حفظ چیزهای کوچکِ روزمرهدعای قبل از خواب، شوخی‌های ساده، تماشای یک فیلم کوتاه خانوادگی، یا حتی گوش دادن به صدای باران… این‌ها «تکه‌های آرامش»ند که از فروپاشی روان جلوگیری می‌کنند.
و در آخر…
اگر این روزها می‌ترسی، اگر سرت درد می‌گیره از فکر، اگر دست‌هات می‌لرزه، اگر حتی دیگه نمی‌دونی باید چی حس کنی…بدون که تو تنها نیستی. تو سالمی. و این بدن و روانت دارن با نهایت توان ازت محافظت می‌کنن.
جنگ، روان رو زخمی می‌کنه. اما همون‌طور که خانه‌ها رو می‌شه دوباره ساخت، روان هم قابل ترمیمه—با مهربانی، با گوش شنوا، با مراقبت از خود، و با باور به اینکه هنوز هم می‌شه «انسان» ماند، حتی در میانه‌ی ویرانی.

یادداشت از سمیرا بهلولی

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.