یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۱

به مناسبت ۲۰ مهر ماه؛

روز بزرگداشت حافظ شیرازی؛ شاعر جاودانه‌ی ایران زمین

روز بزرگداشت حافظ

بیستم مهرماه، روز بزرگداشت خواجه شمس‌الدّین محمد حافظ شیرازی، شاعر بلندآوازه و فرهیخته‌ی ایران‌زمین است؛ شاعری که کلامش آینه‌ی اندیشه، عرفان و زیبایی است و غزل‌هایش در طول قرن‌ها، جانِ فرهنگ فارسی را زنده نگاه داشته‌اند. / گردآورنده: مرضیه علادین؛ گرافیک: فهیمه نیک نظر

زندگی و لقب «حافظ»

خواجه شمس‌الدّین محمد بن بهاءالدّین محمد شیرازی، شاعر بزرگ ایران، در سده‌ی هشتم هجری در شهر شیراز دیده به جهان گشود. او از کودکی به تحصیل علوم دینی، فقه، تفسیر و ادب عربی پرداخت و در این دانش‌ها به مرتبه‌ای والا دست یافت. حافظ نه‌تنها شاعری توانا، بلکه عارفی دانشمند و مفسّری ژرف‌نگر بود.

به سبب حفظ کامل قرآن کریم و تسلط بر معانی، تفاسیر و اشارات آن، تخلّص «حافظ» را برگزید و به همین نام در تاریخ ادب فارسی ماندگار شد.

اما او تنها حافظِ الفاظ نبود؛ بلکه نگهبانِ روح، معنا و پیام الهی قرآن بود. در بسیاری از غزل‌هایش، آیات و مفاهیم قرآنی را با زبانی شاعرانه، لطیف و پررمز به کار برده است.

نمود قرآن در اشعار حافظ

بازتاب قرآن در شعر حافظ تنها در واژگان نیست، بلکه در ژرفای معنا و اندیشه‌ی او جریان دارد. او در غزل‌های خود از آیات الهی الهام گرفته و آنها را به زبان عشق و عرفان ترجمه کرده است.

"در ازل پرتوِ حسنت ز تجلّی دم زد، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد": اشاره به آیه‌ی «ألستُ بربّکم قالوا بلی» (اعراف، ۱۷۲) — پیمان ازلی انسان با خدا.

"حافظ! مکن به نامهٔ سیاهِ خود نگاه، که نامهٔ سیه از پیر مغان بیارایم": اشاره‌ای عرفانی به مفهوم توبه و آمرزش، برگرفته از آیه‌ی «قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله» (زمر، ۵۳).

"بر لبِ جوی نشین و گذرِ عمر ببین، کاین اشارت ز جهانِ گذران ما را بس": اشاره به آیه‌ی «کلُّ مَن علیها فان» (الرحمن، ۲۶).

این نمونه‌ها نشان می‌دهد که حافظ نه‌تنها قرآن را از بر داشت، بلکه با ژرف‌نگری در معانی آن، روح آیات الهی را در جام شعر خود ریخت و از آن، نوشدارویی برای جانِ عاشقان ساخت.


جایگاه جهانی حافظ

نفوذ سخن حافظ از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است. اندیشمندان و شاعران برجسته‌ی جهان در برابر عظمت اندیشه و ظرافت بیان او سر تعظیم فرود آورده‌اند.

گوته: «حافظ در اشعارش حقیقتی انکارناپذیر را ماندگار کرده است... او هیچ همتایی ندارد.»

امرسون: «حافظ از چیزی نمی‌ترسد؛ او کل را می‌بیند و تنها کسی است که آرزو دارم مانند او باشم.»

ادوارد فیتزجرالد: «حافظ بهترین نوازندهٔ کلمات است.»

ای. جی. باربی: «حافظ در میان ایرانیان همان جایگاهی دارد که شکسپیر برای ما.»

نیچه نیز در نوشته‌های خود از حافظ در کنار گوته یاد می‌کند و هر دو را قله‌های خردمندی می‌خواند.

علامه محمدتقی جعفری: «زیبایی بیان حافظ چنان است که انسان را، چه بداند و چه نداند، در برابر حقیقتی مطلق قرار می‌دهد.»

شهریار: «غزل حافظ کوتاه است، اما هر مصرع آن نقش ضمیر همه‌ی فارسی‌زبانان است.»

دکتر عبدالحسین زرین‌کوب: «عارف و عامی، هر دو در حد فهم خویش از سخن حافظ لذت می‌برند.»

استاد مطهری: «شعر حافظ نیرویی از زیبایی دارد که هر شنونده‌ای را مجذوب می‌سازد.»

بهاالدین خرمشاهی: «حافظ واعظ یا آموزگار نیست، اما شعرش زندگی‌آموزِ سده‌ها و هزاره‌هاست.»

عرفان و فلسفه در شعر حافظ

اشعار حافظ سرشار از مفاهیم عرفانی، فلسفی و وجودی است. او با بهره‌گیری از نمادها و استعاره‌ها، به ژرفای روح انسان می‌نگرد و در جست‌وجوی حقیقتی است که ورای ظاهر و صورت نهفته است. این جنبه از اندیشه‌ی حافظ سبب شده است که آثارش همواره در محافل عرفانی، فلسفی و ادبی موضوع تأمل و تفسیر قرار گیرد.


نقش اجتماعی حافظ

حافظ تنها شاعر عشق و عرفان نیست؛ او وجدان بیدار جامعه‌ی خویش نیز بود. در اشعارش با زبانی لطیف و کنایه‌آمیز، به نقد ریا، زهدِ ظاهری و نابرابری‌های اجتماعی می‌پردازد و از حقیقت، آزادی و انسانیت سخن می‌گوید. بدین‌سان، شعر او نه‌تنها سندی از زیبایی‌شناسی فارسی، بلکه آیینه‌ای از تاریخ و فرهنگ ایران است.


سخن پایانی

حافظ، لسان‌الغیب و ترجمان‌الاسرار، شاعرِ جاودانه‌ی عشق، ایمان و آزادگی است. او حافظِ قرآن بود و حافظِ جان و فرهنگ این سرزمین نیز هست. قرن‌هاست که غزل‌هایش جانِ ایرانیان را نوازش می‌دهد و هر بار که دیوانش را می‌گشاییم، نسیمی از کوی دلبر می‌وزد...

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش، خداوندا نگه دار از زوالش...

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.