به گزارش مفدا کرمانشاه، یادداشت دکتر ماریا شیروانی دانشیار گروه عفونی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و دکتر محمد امین رضائی اینترن پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه درباره دانشجوی رتبه یک کنکور تجربی سال ۱۳۶۴ در ذیل می خوانیم:
تابستان با روزهای داغ و گرمی همراه است، اما داغتر و گرمتر از هوای این روزهای فصل تابستان، مسئله کنکور و گذشتن از این غول هفتسر برای دانشآموزان است.
آیا امسال قبول میشوم؟
با این رتبه، چه رشتهای قبول میشوم؟
و پایان این گام زندگی برای بعضی از دانش آموزان رشته تجربی، مصادف میشود با فرار از انبوه Xها،Y ها و دعوای صدها تانژانت و کتانژانت برای رفتن به آن سوی تساوی.
برای همین به سرمان زد از رتبه یک کنکور سال ۶۴ خبری بگیرم که آیا او نیز مانند برخی دیگر از رتبههای برتر ادوار گذشته در خارج از کشور به سر می برد یا نه؟ به گمانم رتبه یک کنکور ۶۴ باید در این دوره زمانه متخصص در رشته ای لوکس شده و بر کرسی استادی تکیه زده و یا حتی در یکی از مناطق بالای شهر مطب زده و در حال طبابت باشد!!!
پس از پرس و جو های فراوان توانستم رد و اثری از او پیدا کنم... تنها چند برگه و یادداشت که با استفاده از آنها می توان از موقعیت شغلی، مقامی ومکانی او با خبر شد... در این یادداشتها از من و شما دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی که سد کنکور را پشت سر گذاشتهایم چند مسئله پرسیده بود و از ما خواسته بود که جواب آن مسائل را بدهیم:
آیا میتوانید این مسئله را حل کنید؟ گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک میشود و در مقصد به حلقومی اصابت نموده و آن راسوراخ کرده و گذر میکند، حالا معلوم نمایید، سرکجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره میشود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک میریزد؟و کدام کدام ………….؟ توانستید ؟؟
اگر نمیتوانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید.
هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ۱۰۰متری سطح زمین، ماشین تویوتا لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت میکند، مورد اصابت موشک قرار میدهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود؛ معلوم کنید کدام تن میسوزد؟ کدام سر میپرد؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده، بیرون کشید؟ چگونه باید آنها را غسل داد؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه میتوانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟ چگونه میتوانیم درها را به روی خود ببندیم؟ کدام مسئله را حل میکنی؟ برای کدام امتحان درس میخوانی؟ به چه امید نفس میکشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر میکنی؟ از خیال، از کتاب ، از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت میگذارد؟ کدام اضطراب جانت را میخورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس؟ دیر رسیدن سر کلاس؟ نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز خوش کرده ای ؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
صفایی ندارد ارسطو شدن _خوشا پر کشیدن، پرستو شدن ...
احمد رضا احدی، رتبه یک کنکور سراسری ۱۳۶۴، دانشجوی دکتری عمومی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
(تاریخ شهادت ۱۲ / ۱۲ / ۱۳۶۵)
آری شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی گذارند این جان ، مفت از دستشان برود و در مقابل چیزی عایدشان نشود...
ارسال نظر