به گزارش مفدا، به یاد ندارم زمانی، جایی در مورد یک قهرمان خیالی ایرانی مطلبی خوانده باشم یا فیلمی تماشا کرده باشم. چه نیازی به خیال و توهم وقتی از نوع واقعیاش در تاریخ کشورم هزار هزار وجود دارد.
قهرمانانی که رفتند و درس خواندند و برای رساندن ایران به قلههای علم و فناوری سالها زحمت کشیدند.
قهرمانانی که برای شکوفا شدن و رونق اقتصاد این آب و خاک سفرها کردند و عرقها ریختند و قهرمانانی که برای امنیت و آرامش مردم ایران رفتند و خاک پاک این سرزمین را با خونشان بیمه کردند.
چیزی که این مادر زیاد پرورش داده قهرمان است. اما بعضی از اینها قهرمانانی هستند برای تمام دورانها و نسلها.
از آریو برزن و سورنا تا امیر کبیر و میرزا کوچک خان. از باکری و همت تا احمدی روشن و فخری زاده.
اما امروز روزی است که باید دوباره نام بلند یک ابر قهرمان را همگی بر زبان بیاوریم. قهرمانی از نسل خود ما. قهرمانی که هر چند کمی مظلوم تر از قهرمانان قبل از خودش است اما برای خیلیها الگویی ابدیست و سخنانش نقش و نگار حک شده در ذهن هاست. تمسخر نام و قهرمانیهای او توسط یک عدهی ناآگاه و کم تعداد نتوانست خطی بر صفحهای از کتاب خدمات آن مرد بزرگ برای ایران بیاندازد.
نام آشنای او سردار قاسم سلیمانی است البته تا زمانی که در میان ما زمینیان میزیست از سر مهر و علاقهی برادرانه حاج قاسم ایرانیها بود.
منِ نویسنده که توان برشمردن صفات و اخلاق خوب حاج قاسم و فهرست کردن اقدامات موثر و مفید او برای شما مردم را ندارم اما اگر بخواهم به سه سر فصل مهم از فصل های پر شمار کتاب حاج قاسم اشاره کنم آن سه مورد اینها هستند:
اولین فصل، داستان علاقه شدید قلبی حاج قاسم به تمام مردم ایران است.
خیلی همه را دوست داشت و به همه احترام میگذاشت و همهی مردم را بهتر و بالاتر از خودش میدید و این علاقهی شدید باعث دلسوزی او برای ما مردم شده بود.
دومین فصل از کتاب زندگی او کارهایی است که از سر همین علاقه و البته احساس وظیفه انجام داد. او سالها دست دشمنان را که چشم ناپاک بر وطن دوخته بودند از این خاک دور نگه داشت و امنیت داخل را از کیلومترها دورتر تضمین کرد.
راه را برای تعاملات اقتصادی مفید با همسایگانی که در رنج و عذاب از طمع دشمن بیگانه بودند باز کرد و مقاومت را در راه رفاه مردم ایران هم بکار برد و همچنین امکان زیارت هر ساله و چند ده میلیونی کربلا و نجف را فراهم کرد که اگر نبود قطعا چنین توفیق بزرگی برای همه به این سادگی در دسترس نبود.
فصل سوم کتاب حاج قاسم شهید فصل فرمان شنوی و فرمان برداری کامل از حرف و امر رهبری است. حاج قاسم بسیار انسان زیرک و باهوشی بود که فهمید راه خدمت به مردم ایران و ماندگار شدن نامش در تاریخ ایران همین پیروی از هر چیزی است که آن رهبر دانا و آگاه بر زبان جاری میکند.
حقیقتا داستانهای حاج قاسم و حرفهای حاج قاسم چراغ راه این روزهای آشفته جهان ماست. باید بسیار در مورد او بنویسند و بسیار در مورد او بخوانیم.
حاج قاسم عزیز هر چند هنوز آتش غم تو در اعماق قلب خاکستر شدهی ما پنهان است اما بدان راهت هست و ادامه دارد و راه تو پا جای پای آن پیر دانا گذاشتن است و بس...
ارسال نظر