یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۱:۳۷

چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟

چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟

عدم‌مشارکت در انتخابات، آسان‌ترین راه برای اعتراض به وضع موجود است که اتفاقا به نفع بسیاری از پدیدآورندگان وضع موجود خواهد بود. باید در انتخابات به‌صورت آگاهانه حضور پیدا کرد. باید رأی داد و رأی خوب هم داد؛ اما چرا؟

اپیزود صفر

به‌جای مقدمه: جمهوری اسلامی ایران با همه فرازونشیب‌هایی که داشته و دارد توانسته است عنصر حضور مردم را به‌عنوان یکی از ارکان و پشتوانه‌های اساسی خود مورد توجه قرار دهد. ایران در پساانقلاب اسلامی چهره جدیدی از مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خودشان را نظاره کرد. حضور مردم در وقوع انقلاب اسلامی و شکل‌گیری جمهوری اسلامی از نقش بسیار مهمی برخوردار بوده است. دموکراسی معناگرای جمهوری اسلامی که در پی حفظ حقوق مردم با محوریت ارزش‌های فطری است فرم جدیدی از دموکراسی بود که دو رکن معنا و مردم را توأمان طلب می‌کرد. اصل وقوع این ترکیب به مذاق غرب به‌مثابه منبع مدرن دموکراسی معناگریز خوش نیامد و از بدو تولید این فرم و محتوای جدید به رویارویی با این موجود تازه تولدیافته پرداخت.

رویارویی غرب با جمهوری اسلامی ایران در انواع و اقسام شکل‌ها انجام شده است. جنگ ترکیبی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران که در ابعاد مختلفی جریان یافته روبه‌روز روند پیچیده‌تری را تجربه می‌کند. دو رکن معنا و مردم هدف این جنگ بوده و خواهند بود. یکی از محوری‌ترین رویدادهایی که در تجلی رکن مردم از اهمیت برخوردار است و دلالت‌های کاربردی در تحقق معنا نیز دارد، رویداد انتخابات است. مخالفان دموکراسی ایرانی همواره به بهانه‌های مختلف به فرآیند و فرآورده این رویداد خدشه وارد کرده‌اند. گذشته از تمامی مشکلات، کمبودها، گرانی‌ها و... پرسش اساسی این است که در این وضعیت و در مواجهه با این رویداد چگونه رفتار کنیم؟ پیش از پاسخ به این پرسش مهم بهتر است چند نکته را با هم مرور کنیم:

اپیزود یک

دموکراسی، محدودیت‌زاست!

انتخابات در هیچ جای دنیا ولو در دموکراتیک‌ترین کشورها از بی‌قیدی برخوردار نیست و همه کشورها در نظام انتخاباتی خود دارای محدودیت‌ها و قوانین مختلفی هستند که اجازه کنشگری بی‌قید و شرط و مطلق را سلب می‌کنند. نظام جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست، زیرا که اصولا دموکراسی و گرایش به قانون در تعامل با یکدیگر ساخته می‌شوند و قانون کردن دموکراسی گرچه ابعاد مختلفی از آزادی را رقم می‌زند اما قطعا با قیود و حدودی نیز همراه خواهد بود. «در اکثر کشورهای دنیا به‌منظور اعمال نظارت بر انتخابات، مراجعی قانونی وجود دارند. «شورای نگهبان» در جمهوری اسلامی ایران، «دادگاه قانون اساسی» در ترکیه، «محکمه‌النقد» در مصر، «شورای قانون اساسی» و «دیوان عالی عدالت» در فرانسه، «دادگاه قانون اساسی» در آلمان، «مجلس نمایندگان» و «سنا» در آمریکا، «مجلس عوام» در انگلستان و «دادگاه قانون اساسی» در روسیه، این نقش نظارتی را ایفا می‌کنند.»۱ «از ویژگی‌های نظارت بر انتخابات در دیگر کشورها همانند نظارت شورای نگهبان، فراگیر بودن نظارت است. یعنی این نظارت شامل تمامی مراحل جریان انتخابات است. با استناد به اصل ۵۸ قانون اساسی فرانسه، «شورای قانون اساسی نظارت بر صحت انتخابات، رسیدگی به اعتراض‌ها و اعلام نتایج انتخابات را برعهده دارد. بنابراین، این نظارت در برگیرنده‌ تمام مراحل انتخابات از ابتدا تا انتها است.»»۲ لذا توجه به این مساله ضروری است که قانون به‌عنوان محوری‌ترین فرم بسترساز مشارکت مردم و پاسدار حق آزادی ایشان همواره با تعیین حدود در ابعاد سلبی و ایجابی، معنا پیدا می‌کند. این حدود بسته به ارزش‌ها و هنجارهای هر کشور دارای کیفیت متفاوتی خواهد بود اما در اصل حدود تفاوت خاصی بین کشورهای مختلف نیست. نکته‌ای متعالی که در نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد آن است که اولا این حدود از استاندارد عرفی معقولی برخوردار است و ثانیا اصل این حدود نیز در قالب قانون اساسی کشور به تایید مردم رسیده است. لذا مبانی و فرآیند انتخابات نیز در روندی دموکراتیک شکل‌یافته است. در همین راستا صرف‌نظر از همه انتقاداتی که به عملکرد شورای نگهبان وجود دارد، اما این شورا به‌مثابه یک نهاد برآمده از قانون و ناظر بر آن از محوری‌ترین نهادهای قانونی است که پاسدار قانون خواهد بود و بدیهی است اگر پاسداری از قانون حامی دموکراسی خدشه‌دار شود، ساختار آزادی و دموکراسی نیز خدشه‌دار خواهد شد.

اپیزود ۲

مشارکت تنها ر اه اعتراضات سازنده!

حضور در پای صندوق‌های رای، تایید مشکلات و کمبودها نیست و اتفاقا گریزی دموکراتیک است برای اعتراض به وضع موجود و طراحی روشی جایگزین و دمیدن جان تازه‌ای بر پیکر خسته ساختار مدیریتی کشور جهت رسیدن به ایده‌های جدید برای کاهش مشکلات و افزایش ثبات. یکی از تعابیری که دائما موردتاکید مخالفان دموکراسی ایرانی قرار دارد، موضوع شرکت نکردن در انتخابات است و دلیل آن را نیز عمدتا در دو دسته بیان می‌کنند:

۲-۱. شرکت در انتخابات یعنی تایید مشکلات سیستم!؟

این ادعا همواره به‌عنوان یکی از توجیهات و دلایل رسانه‌ای دشمنان دموکراسی ایرانی برای تحریم انتخابات قرار داشته است. نکته مهمی که در این زمینه حائز اهمیت است آنکه با پیچیده‌شدن رفتار رأی‌دهی در دوران مدرن، مشارکت یا عدم‌مشارکت در انتخابات لزوما به‌مثابه امری سیاسی محسوب نمی‌شود بلکه دلالت‌های مهمی بر مسئولیت اجتماعی دارد. مشارکت به‌معنای تایید مشکلات سیستم نیست بلکه اتفاقا تایید آرمان و مبانی دموکراسی معناگرای انقلاب اسلامی و اعتراض رسا نسبت به نقاط زاویه پیدا کرده احتمالی با این آرمان‌ها و مبانی است.

بایسته است انتخابات در جمهوری اسلامی ایران و بعد از گذشت حدود چهار دهه از انقلاب اسلامی به‌عنوان امری اجتماعی‌شده و فراتر آمده از سیاست موردنظر قرار گیرد. موضوعی که اغلب دموکراسی‌های دنیا به نحوی با آن مواجه هستند. در واقع انتخابات در این روند به‌مثابه فرآیندی اجتماعی نگریسته می‌شود که رقابت بر سر ایده حکمرانی را مهیا و مسئولیت اجتماعی و ملی الزام بر مشارکت آگاهانه در آن را ایجاب می‌کند. با همین نگاه اجتماعی به سیاست است که الگوهای حکمرانی، نظام حزبی، رقابت و کارآمدی جای مناقشات سطحی و عوام‌فریب تبلیغاتی و ضداجتماعی را در انتخابات خواهد گرفت. در واقع در صورت نگاه اجتماعی به سیاست و ترویج گفت‌وگومحوری می‌توان به تبیین شاخص‌های حکمرانی و ترسیم یک جامعه انباشتمند مبادرت کرد که از پس هر انتخاب به انباشت یادگیری بپردازد. در این صورت، راه اصلاح دموکراتیک مشکلات و کمبودها نیز هموار می‌شود و در غیر این صورت، مسیرهای خشونت‌آمیز یا عوام‌فریبانه که با زوال امید و خِرد همراه هستند، رواج پیدا خواهند کرد.

۲-۲. تقلب حتی در صورت اراده مسئولان هم شدنی نیست!

در این مسیر فارغ از اینکه رأی مردم حق‌الناس محسوب می‌شود و دغدغه حاکمیت نیز به پاسداشت دقیق آن معطوف است، سیستم انتخابات در ایران به نحوی طراحی شده که عملا امکان تقلب در آن وجود ندارد. در واقع حتی اگر گروه یا افرادی بخواهند به تقلب در این مسیر اقدام کنند امکان عملی آن به اذعان کارشناسان امر به هیچ‌وجه وجود ندارد. وجود ناظرهای گسترده و فراگیر با سلیقه‌های متضاد و مختلف از عموم مردم از بدو انتخابات تا شمارش آرا و اعلام نتایج و در همه فرآیندهای اخذ و اعلام به همراه حضور نماینده نامزدها و نهادهای نظارتی و پروتکل‌های شفاف صیانتی در همه این فرآیند، امکان تقلب را عملا به صفر رسانده است. پیروزی نامزدهای مختلف با سلایق مختلف و همچنین با گرایش‌های فکری متفاوت از دولت مستقر نیز ازجمله مویدات صحت روند انتخابات است.

اپیزود ۳

چه باید کرد؟

عدم‌مشارکت در انتخابات، آسان‌ترین راه برای اعتراض به وضع موجود است که اتفاقا به نفع بسیاری از پدیدآورندگان وضع موجود خواهد بود. باید در انتخابات به‌صورت آگاهانه حضور پیدا کرد. باید رأی داد و رأی خوب هم داد. در این دور از انتخابات و با شیوع کرونا و معقول‌تر شدن کمپین‌ها شاید بتوان رقابت سالم‌تری را برای ساختن یک ایران پیشرفته و متعالی نظاره‌گر باشیم. افکار عمومی اگر شاخصه‌های دقیق و کاملی را برای ارزیابی نامزدها به کار ببرد نامزدها نیز مجبور خواهند بود به جای ارائه حرف‌های پوپولیستی و رقیب‌هراسی به ارائه راهکارهای ایجابی بپردازند. بسیاری از نامزدها مبتنی‌بر منطق و حساسیت‌های افکار ما عمل می‌کنند به همین خاطر است که انتخابات را باید از خودمان شروع کنیم. نوشتن رأی در چند لحظه صورت می‌گیرد اما به راستی می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. انتخابات حق و مسئولیت ماست و باید از حق و مسئولیت اجتماعی خود به خوبی و آگاهانه پاسداری کنیم. باید دانست بهترین راه اعتراض به روند موجود، مشارکت ایجابی و حضور در صحنه انتخابات است؛ انتخاباتی که برخاسته از ایده اعتراضی انقلاب اسلامی به رژیم ضداجتماعی پهلوی محسوب می‌شود. عدم‌حضور و قهر با صندوق رأی، افق کنشگری اجتماعی را با بحران مواجه و راه را بر اصلاح تدریجی مسدود خواهد کرد. این فرآیند یا باعث شروع ناآرامی‌ و ناامنی‌ برای انجام اصلاحات خشونت‌بار می‌شود یا راه را بر اصلاحات تدریجی نیز تنگ‌تر خواهد کرد که هر دو به بدتر شدن وضعیت منجر خواهند شد.

اپیزود پایانی

رای رنگی

پایین آمدن مشارکت باعث ریشه‌دارتر شدن مشکلات خواهد شد و بدتر شدن مشکلات نیز فضای کشور را برای همه بدتر خواهد کرد. فرقی نمی‌کند در کدام جریان فکری قرار داریم و چه سبک و سیاقی را می‌پسندیم، بدتر شدن اوضاع وضعیت را برای همه بدتر خواهد کرد. در انتخابات نامزدهای مختلفی در صحنه حضور دارند که هرکدام مدل و جریان فکری خاصی را ترویج می‌کنند و در بسیاری از امور از راه‌حل‌های متفاوتی سخن می‌گویند. تفاوت‌ها کم یا زیاد اما آنقدر هست که ما خود را به برخی از نامزدها نزدیک‌تر بدانیم. انتخابات، صحنه سنجش نامزدها و رأی به بهترین آنهاست. بدیهی است هیچ نامزدی انسان کامل نخواهد بود اما در بررسی منطقی آنها می‌توان به انتخاب اصلح مبادرت کرد. پیدا کردن اصلح در میان نامزدهای موجود و رأی به آن، ضرورتی است که مسئولیت اجتماعی و ملی ما به آن دلالت دارد. رأی سفید گرچه به‌عنوان مشارکت در انتخابات محسوب می‌شود اما منافی با وظیفه ما در جهت بررسی دقیق و انتخاب خیرالموجودین است. در انتخابات و انتخاب شرکت کنیم. بدیهی است هر فرد و جریانی از هر جناح فکری به عدم‌مشارکت توصیه کند، کنش اجتماعی سازنده‌ای را پیشنهاد نداده و باید به آن گوشزد کرد که ما دلسوز ایران و آینده آن هستیم و با هر تفکری هم که باشیم از حق و مسئولیت خود در این راه حمایت خواهیم کرد. در صورت نگاه اجتماعی به رویداد انتخابات، شرکت در انتخابات و دادن رأی، نقطه پایان داستان نیست بلکه اتفاقا نقطه شروعی خواهد بود برای نظارت مردمی و مطالبه‌گری ملی در جهت حرکت به سوی ایرانی بهتر. در واقع انتخاب، صرفا دادن یک رأی نیست بلکه از فردای انتخابات نیز این مردم هستند که باید به صورت مستمر انتخاب کنند که چگونه نمایندگان منتخب را در مسیر درست نگه دارند. / روزنامه فرهیختگان