بعد از حصول ملاک اول، در جلسه دوم اگر براساس نظر اسلام عمل کنیم، بیشتر روایات مبتنی بر این است که متمرکز بر اخلاق شویم. یا روایتی است که بر نماز و رکوع و سجود فرد تمرکز نکنید، بلکه بر اخلاقش تأکید کنید؛ بنابراین اخلاق حسنهای که با دیگران دارد، یکی از ویژگیهای مهم است. هم در جلسههای فردی و هم تحقیقی که انجام میدهیم، باید سؤالهای خوبی بپرسیم.
دختر و پسر در جلسه خواستگاری باید هم خوب بپرسند و هم خوب گوش بدهند و هم با نگاه کردن خیلی از مسائل را دریافت کنند و سوالهایشان را عینی کنند. مثلاً بپرسد، اگر موقعیتی پیش بیاید که کسی به شما حین رانندگی توهین کند، چه رفتاری از خود نشان میدهید؟ باید توجه کرد که در پاسخ دادن چقدر صداقت دارد، آیا اغراقآمیز جواب میدهد و یا حتی اگر به طور معمولی پاسخ دهد، باید دو سطح پایینتر را تصور کنید، چون همه ما ممکن است در چنین جلساتی ماسکی روی صورت خود داشته باشیم و بخواهیم خود را بهتر از آنچه هستیم، نشان دهیم؛ بنابراین مهم است که سؤالهایمان را ریز و جزئیتر کنیم. از نظر فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، هم کفو بودن و ... را هم درنظر بگیریم و حتی در مسائل اعتقادی جزئیتر سوال کنیم.
نکته دیگر میزان تعامل خانوادهها و سبک زندگی آنهاست. چقدر اهل رفت و آمد هستند، خانواده پرجمعیتی دارند یا خیر؟ تا تفاوت سبک زندگی آنها آشکار شود. به هر حال این ملاکها این طور نیست که با گفتوگوی دو نفره احصا شود و غیر از این گفتوگو باید تحقیقی هم انجام شود و این مسئله نقش پررنگی در ازدواج دارد. البته چگونگی تحقیق نیز حائز اهمیت است. این تحقیق نباید به صورت کارآگاهی باشد، بلکه باید به صورت ساده و با تأکید بر مسائل ریز و جزئی باشد و هر کدام از موارد که در گفتوگو شک کردید، در تحقیق آن را بررسی کنید. اما خیلی از موارد مانند سلامت روان و شخصیت افراد با گفتوگو کمتر معلوم میشود و بهتر است آن را به فردی متخصص بسپارید که یک مشاور میتواند به شما در این زمینه کمک کند و از ویژگیهای یک مشاور خوب میتوان به امانتداری، باتجربه و باتقوا بودن اشاره کرد.
ایکنا ـ آموزشهای قبل از ازدواج چه تأثیری در انتخاب همسر خواهد داشت و این آموزشها بهتر است درباره چه مسائلی باشد؟
در مشاوره پیش از ازدواج، قرار نیست، مشاور به جای افراد تصمیم بگیرد و رأی مثبت و منفی بدهد، بلکه قرار است مانند یک چراغ راهنما عمل کرده و به افراد کمک کند تا در مسیری که زندگی میکنند مسائل را روشنتر بفهمند. تفاوتهای شخصیتی و تفاوتهای سبک زندگی و ... را بهتر ببینند. یک قانونی است که میگوید مشاور، مثلث شناخت شما را روشن میکند. «مثلث شناخت» در انتخاب بین عقل و عشق یک راه تشخیصی باز میکند. در روابط احساسی و عاطفی بین دو نفر، چون مسئله عاطفی پررنگتر اس
ت انگار روی عقل پردهای وجود دارد و یا خاموش است و بیشتر روی شور و هیجان و دوست داشتن و ... فکر میکنند، انگار که مشاور این چراغ را روشن میکند که عاقلانه انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. اما وقتی افراد احساسی میشوند تصور میکنند مشاور اشتباه میکند، اما مشاور باز هم نمیگوید، این ازدواج مناسب است یا خیر. فقط باید بدانید قبل از ازدواج چشمانتان را خوب باز کنید و بعد از ازدواج این چشمها را ببندید. الان جای تصمیمگیری آگاهانه و بررسی موشکافانه است و باید بعد از ازدواج از مسائل چشمپوشی کنید.
نقش مشاوره پیش از ازدواج در انتخاب همسر، ۳۰ درصد بوده و ۵۰ درصد به تحقیق مربوط است. ما هر چه از خودمان صحبت کنیم، نمیتوانیم آنطور که هستیم خودمان را نشان دهیم و این به دلیل نقابی است که به صورت خود داریم و میخواهیم خود را بهتر جلوه دهیم. به همین دلیل روانشناسان(جو و هری) یک پنجره جوهری معرفی کردهاند، آنها معتقدند آدمها مانند یک ماشین نقطه کوری دارند که خودشان آنها را نمیشناسند و افرادی که با آنها زندگی کرده و تعامل داشتهاند، میتوانند آن را برای دیگران و حتی خودشان روشن کنند. برای همین، توصیه اکید میکنم که جلسات آشنایی حتماً خانوادگی باشد، درست است که دو نفر میخواهند ازدواج کنند، اما شاکله هر فرد در خانواده شکل میگیرد، از این رو تعامل فرد با خانواده دارای اهمیت است و وقتی وارد بافت خانواده میشویم، با نحوه برخورد و تعامل با همدیگر، سبک زندگی و ... آشنا خواهیم شد.
همچنین وابستگان درجه یک افراد، با همدیگر گفتوگوهای دو نفره داشته باشند تا نقطه های کور برای آنها روشن شود. شاید غیر معمول به نظر برسد که با پدر و مادر، خواهر و برادر فرد مقابل درباره اخلاق، ایمان و تقوا، حل مسئله و ... صحبت شود، اما همه اینها میتواند دید افراد را بازتر کند.
وقتی دو فرد نسبت به هم آشنایی پیدا کرده و در جلسات مشاوره شرکت کردند و میخواهند تصمیم قطعی بگیرند، در این مرحله بستگان درجه دو هم میتوانند وارد شوند، به این معنی که افراد ترجیحاً خودشان تعدادی از بستگان اعم از فامیل، دوست، همکار، همسایه و ... را برای گفتوگو معرفی کنند و این گفتوگوها از طریق پدر و مادر و یا افراد باتجربهای که نسبت به ازدواج دید خوشبینانهای دارد، انجام شود. در این گفتوگو باید درباره نکاتی که مورد تردید است، صحبت شود و در نهایت به جمعبندی برسند.
ایکنا ـ دختران و پسران برای ایفای نقش همسری باید چه مهارتهایی را کسب کنند؟
تا زمان ازدواج باید به جوانان کمک کنیم تا بهترین انتخاب را داشته باشند و بعد از عقد و دوران نامزدی، باید یکسری مهارتهای زندگی زناشویی و زندگی موفق را در کارگاههایی نظیر بهار زندگی و یا در جلسات مشاوره فراگیرند. ما معتقدیم، وقتی یک زندگی تشکیل میشود، مانند گلدان چینی است که نیاز به مراقبت دارد و اگر از آن مراقبت نکنیم، هر قسمت از آن ممکن است به جایی برخورد کند و ترک بردارد و با زیاد شدن این ترکها، این گلدان بشکند و با چسباندن آن، دیگر گلدان سابق نخواهد شد و یک چینی بندزده است. بنابراین باید قبل از ایجاد ترکهایی در زندگی، از برخی مسائل پیشگیری کنیم. این آموزشها میتواند در این زمینه مؤثر باشد و حتی دختران و پسران به صورت مجزا از این آموزشها بهرهمند شوند.
بنابراین یکی از مهارتهای جدی در زندگی، همدلی است و باید آن را آموزش ببینند و حتی در جلسات متعدد آن را با هم تمرین کنند تا مهارت لازم را کسب کنند. همچنین مهارت ارتباط مؤثر و کیفی نیز حائز اهمیت است و باید آن را به صورت عینی و مصداقی آموزش ببینند، این ارتباط میتواند به صورت کلامی و غیرکلامی بوده و به صورت مجزا ارتباط با همسر و ارتباط با خانواده مورد توجه قرار گیرد.
ما معتقدیم اختلافهای زناشویی با خانواده همسر به دلیل عدم «ما» شدن دو جوان است. به این معنی که چون این جوانها مهارت کافی برای ارتباط با یگدیگر را ندارند، از این رو شخص سوم وارد ارتباط آنها میشود و به قول روانشناسان مثلث ارتباط ساخته میشود و این مسئله باعث اختلال در روابط آنها خواهد شد. بنابراین در این زمینه آموزشهای لازم داده میشود تا مرز حریم زندگی مشترک خودشان را ببندند و طبق روایتی که ذکر شده بعد از ازدواج باید درباره همسر نفوذپذیر و درباره خانواده نفوذناپذیر باشند و هر آنچه که همسر میگوید، چشم گفته شود و هر آنچه خانواده می گویند، با تأمل برخورد شود. اگر بخواهیم این موضوع را از دید روانشناسانه تعبیر کنیم، در واقع باید برای زندگی مشترک خود حریمی قائل شوند و مرز آن را ببندند. این به معنی قطع ارتباط با خانواده نیست، بلکه باید راه صادرات و واردات باریکی را برای خانواده قرار دهند.
مسئله مهم دیگر حل تعارض و حل مسئله است که در دبیرستانها قدری آموزش داده میشود، اما در کارگاه حل تعارض در زوجین، به صورت کارگاه
ی با آنها کار و تمرین میشود که در صورت به وجود آمدن این مسئله، بتوانند آن را حل کنند. این کارگاه ممکن است چندین جلسه طول بکشد، اما نیاز به تمرین است و کتابهایی که در این زمینه هست هم میتواند کمککننده باشد. البته در انتخاب کتاب باید دقت شود و کتابی مورد استفاده قرار گیرد که به فرهنگ ما مرتبط باشد و به اصول فرهنگی و مبانی دینی توجه کرده و مفید و سودمند باشد. از جمله این کتابها میتوان به «ساحل آرامش» محسن عباسی، «ارتباط بدون خشونت» مارشال روزنبرگ اشاره کرد که مهارت همدلی و ارتباطی در آن آموزش داده شده است. کتابهای استاد تراشیون نیز مفید است. همچنین کتاب «همسر من» برای آموزش مهارت زناشویی توصیه میشود.
گاهی قبل از ازدواج هم ممکن است این فرصت فراهم نباشد، بنابراین بعد از ازدواج، زوجین میتوانند به صورت عملی این آموزشها را داشته باشند و با تکرار به مهارت لازم دست یابند. البته این آموزشها میتواند پیش از ازدواج هم باشد، اما تأکید ما بر آموزشهای پیش و پس از ازدواج به دلیل استلزام آنهاست و در بسیاری از کشورهای دنیا نیز مشاوره پیش از ازدواج دو بخش قبل و بعد از انتخاب همسر دارد که در کشور ما بخش دوم کم رنگ تر است.
ارسال نظر