به گزارش مفدا کرمانشاه، هدف از دیدار با خانواده شهدا تجدید میثاق، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، دلجویی از خانواده شهدا و اعلام پیروی از آرمانهای شهدا و انقلاب میباشد، به همین منظور دکتر محمدرضا غلامی معاون فرهنگی و دانشجویی، سعید کریمی خو مدیر کل سازمان حج و زیارت استان، دکتر نادری مدیر بیمارستان امام علی(ع)، زهرا باقری مدیر اسناد و مدارک دفاع مقدس، دکتر حدادیان مدیر فرهنگی و فوق برنامه و جمعی از مسئولین، کارشناسان معاونت فرهنگی و دانشجویی و بیمارستان امام علی(ع) و نیز دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در بیست و پنجمین روز از آبان ماه ۱۴۰۱ با حضور بر سر مزار شهید والا مقام، سالار کریمی خو با عطرافشانی و نثار فاتحه و صلوات با آرمانهای این شهید گلگون کفن تجدید عهد و میثاق کردند.
شهید سالار (امیر) کریمی خو، در سال ۱۳۴۵ در خانوادهای مذهبی در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود که به نام سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) او را سالار نام نهاده و به یمن نام امیرالمومنین(ع) اسم دومشان نیز امیر شد.
شهید کریمی خود از همان دوران کودکی در کلاسها و جلسههای قرآنی حضور داشتند و به تلاوت قرآن و اذان و مکبری نماز جماعت مسجد محل میپرداختند و در ایام مدرسه نیز همیشه دانش آموز ممتاز بودند و پس از اخذ مدرک دیپلم در تربیت معلم پذیرفته شده و به عنوان دبیر دینی، عربی و قرآن به آموزش نوجوانان پرداختند و در هستهی گزینش آموزش و پرورش نیز فعالیت میکردند.
شهید سالار در طول دفاع مقدس با راهنماییهای شهید محسن صادقی، دایی بزرگوارشان در سمت تخریب چی میادین مین، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در عملیاتهای والفجر ۸، کربلای ۴ و کربلای ۵ و ... حضوری فعال داشت، شهید سالار در عملیات پیروزمندانه نصر ۷ در منطقه سردشت شرکت کرد و در روز جمعه ۱۵ مرداد ماه سال ۱۳۶۶ در روز عید قربان در حالی که ۲۱ سال بیشتر سن نداشت پس از چندین بار مجروحیت، به درجهی رفیع شهادت نائل شد اما پیکر مطهرشان در منطقه عملیاتی به جا ماند و به مدت ۱۰ سال مفقود الاثر اعلام شد و سرانجام در سال ۱۳۷۶ پیکر پاک این شهید قاری و عاشق قرآن به سوی خانواده بازگشت.
همچنین امروز ۲۵ آبان، دقیقا مصادف با سالروز شهادت یکی از شهدای گمنام و مظلوم بود، شهید حسین اخلاصی زنگنه، شهیدی که یکی از فرماندهان زمان جنگ تحمیلی بود و در سوم بهمن ۱۳۳۸ در استان کرمانشاه و در خانواده ای کم درآمد دیده به جهان گشود .
شهید در اوایل نوجوانی( ۱۳۵۴) و در حالی که پدرش وضع مالی چندان مساعدی نداشت، با هدف کمک به پدر و اینکه کمک خرج خانواده اش باشد همانند مردان بزرگ، در هنگ نوجوانان ارتش استخدام میشود.
هنگامی که ایشان وارد ارتش شد دچار یک حادثه دلخراش رانندگی میشوند که در این حادثه همه سرنشینان به غیر از ۲ نفر، کشته میشوند . در آن حادثه سخت. حاضرین اجساد را با هلی کوپتر به آمل منتقل میکنند و در سردخانه قرار میدهند. روز بعد چند تن از اشخاصی که برای انتقال پیکرهای مطهر رفته اند متوجه بخاری که سمت دهان شهید زیر نایلون قرار گرفته می شوند و با فریاد او زنده است، او زنده است، شهید را احیا میکنند و که خدا رو شکر شهید به زندگی باز میگردد، هرچند که او دارای جراحات و نواقصی شد که تا پایان عمر همراهش با قی ماندند.
شهید پس از ملغی شدن خدمتش در ارتش، و در زمان شروع انقلاب، فعالیت های انقلابی بسیار بی نظیری داشته است. از جمله این که در کنار شهید محسن احمدی در منطقه تپه فتحعلی خان بسیاری از جوانان را با گیرایی بی نظیر خود جذب انقلاب کرد.
وی سرانجام در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۶۱ و پس از ۲۵ ماه حضور در جبهه، زمانی که درعملیات مسلم بن عقیل در منطقه سومار، به نام عملیات زین العابدین ( ع )، به عنوان فرمانده حضور داشت، به فیض شهادت نائل شد و بالاخره به آروزی دیرینه اش که شهادت بود رسید.
شهید در گوشه ای از وصیت نامه اش نوشته:
" ای مسلمانان به خاطر خدا بیایید فکر کنید و به خود بیایید که بنا به فرمایش مولای متقیان، علی ( ع ) که از کجا آمده اید و چکار می کنید و به کجا می روید. خوش به سعادت افرادی که به این مسائل توجه دارند.








ارسال نظر