چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱ - ۰۹:۰۸

یادداشتی از مفدا فسا به مناسبت ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ؛

تفحصی درباره ی زندگینامه خواجه شمس الدین محمدحافظ شیرازی

فسا

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی سال۷۲۷ هجری شمسی، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای حافظ غزل هستند که به‌ غزلیات حافظ شهرت دارند.

به گزارش مفدا فسا؛

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود / مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان / بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی از بزرگترین غزل سرایان شعر و ادب پارسی است. وی در سال ۷۲۷ هجری، مصادف با عصر ایلخانان، در شیراز به دنیا آمد.

جزئیات دقیقی از زندگی وی در دسترس نیست ولی گفته شده خواجه شمس الدین، در دوران کودکی، کل قرآن را حفظ کرده است؛ به همین دلیل به او لقب «حافظ» را دادند. «لسان الغیب» از دیگر القاب این شاعر است.

حافظ، دلبستگی عمیقی به زادگاهش شیراز داشت تا آنجا که در بسیاری از ابیاتش، از این شهر نام برده و او را اینگونه توصیف کرده است:

۱. شیراز و آبِ رُکنی و این بادِ خوش نسیم / عیبش مکن که خالِ رخِ هفت کشور است

۲. شبی میگفت چشم کس ندیده ست / ز مروارید گوشم در جهان به

اگر چه زنده رود آب حیات است / ولی شیراز ما از اصفهان به

۳. خوشا شیراز و وضع بی مثالش / خداوندا نگه دار از زَوالش

ز رکن آباد ما صد لوحش الله / که عمرِ خضر میبخشد زلالش

میانِ جعفرآباد و مُصَلا / عبیرآمیز می آید شِمالش

به شیراز آی و فیض روح قدسی / بجوی از مردم صاحب کمالش

۴. شیراز معدن لبِ لعل است و کانِ حُسن / من جوهری مفلسم، ایرا مشوشم

از بس که چشم مست در این شهر دیده ام / حقا که مِی نمیخورم اکنون و سرخوشم

شهریست پُر کرشمه حوران ز شِش جهت / چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم

عصر زندگی حافظ، یکی پرآشوب ترین دوران تاریخ است؛ زمانی بین حمله مغول ها و تاتارها. به همین جهت، حافظ در آن روزگار تنش زا با سراییدن ابیاتی امیدبخش، سعی در ایجاد احساس آرامش در بین مردم داشته است.

  • دارم امید عاطفتی از جناب دوست / کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

دانم که بُگذرد ز سرِ جرمِ من که او / گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست

  • مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد / هدهد خوش خبر از طَرْفِ سبا بازآمد

برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی باز / که سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد

  • به گِردابی چو می‌افتادم از غم / به تدبیرش امیدِ ساحلی بود

حافظ در طول عمر خود، اشعار زیادی در قالب غزل، قصیده، رباعی و مثنوی سرده است که بیشتر آن ها در قالب غزل هستند. چند سال پس از وفات حافظ، محمد گلندام اشعار حافظ را در کتابی به نام «دیوان حافظ» جمع آوری کرد. غزلیات حافظ، بیشتر در سبک عاشقانه، عارفانه، رندانه و قلندرانه هستند. موضوع ها از عشق به پروردگار و ستایش او گرفته تا جام می و معشوق و طنز و مدح.

تفحصی درباره ی زندگینامه خواجه شمس الدین محمدحافظ شیرازی

نسخه ای از دیوان حافظ متعلق به قرن ۱۶ میلادی

گفته شده حافظ، دیوان اشعار خود را از سبک سخنوری خواجوی کرمانی اقتباس گرفته است.

شهرت حافظ به لسان الغیب، باعث شده از روزگاران دور، ایرانیان در مناسبت های خاص، به دیوان حافظ رو آورده و فال بگیرند. آزاد بِلگرامی، شاعر هندی، درباره فال حافظ می‌گوید: «حافظ را لسان‌الغیب می گویند چراکه فال دیوانش خبر از غیب می‌دهد.»

نفوذ سخن حافظ فراتر از ایران است؛ آوازه این شاعر، به کشورها و حتی قاره ها آن طرف تر هم رفته است.

گوته، شاعر و فیلسوف آلمانی، شیفته اشعار حافظ بوده و علاقه بسیاری به شخص او داشت؛ تا حدی که می گوید: «ای حافظ، آرزوی من آن است که فقط مریدی از مریدان تو باشم.» وی کتاب «دیوان شرقی» خود را به سبک ادبیات شرقی و ایرانی و بازتابی از فرهنگ و اندیشه ایرانی نوشته است. در این کتاب واژه های فارسی مانند ساقی، درویش، حوری، ترک و ... به کَرّات استفاده شده اند.

فریدریش نیچه، آندره ژید، ویکتور هوگو، و رادولف امرسون از دیگران شاعرانی هستند که تحت تاثیر آثار حافظ قرار گرفته اند.

این شاعر نامی با وجود آنکه چند صد سال قبل می زیسته، سخنش آنچنان قدرتی دارد که بر عواطف، احساسات و عمق جان و فکر آدمی نفوذ کرده و در یادها باقی مانده است. کلام حافظ با بیان روان و رسای خود، از زمان عصر وی، با مردم عامه ارتباط برقرار کرده، سینه به سینه نقل شده و هم اکنون بسیاری از ابیات آن، به صورت ضرب المثل درآمده است. در زیر بخشی از آن ها را می خوانیم:

هر گه که دل به عشقی دهی خوش دمی بود / در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا

واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند / چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت / من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت / دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

ناز پرورد تَنَعُّم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه رندانِ بلاکش باشد

یوسف گم گشته باز آید به کنعان، غم مخور / کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور

اگر آن تُرک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها

این شاعر نامدار در سال ۷۹۲ هجری در آغوش زادگاهش، شیراز، در محله گلگشت مصلی، به خاک سپرده شد. بعدها برای ادای احترام به این شاعر، بنایی به نام حافظیه برای آرامگاه وی ساختند.

۲۰ مهرماه روز بزرگداشت این شاعر نامدار است.

با شعری از حافظ سخن را به پایان می رسانم:

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید / هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

نویسنده : درسا طاهریان

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.