یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۱۱:۲۶

کانون شعر و ادب چکامه با همکاری جمعی از دانشجویان پرستاری برگزار کرد؛

جلسه نقد و بررسی کتاب کیمیاگر در دانشگاه علوم پزشکی جهرم برگزار شد

نقد و بررسی کتاب کیمیاگر

به همت کانون شعر و ادب و جمعی از دانشجویان پرستاری 1400دانشگاه علوم پزشکی جهرم جلسه نقد و بررسی کتاب کیمیاگر ساعت 8 شب شنبه مورخ 10 اردیبهشت ماه، در سالن شهید ایرانمنش پردیس دانشگاه برگزار شد.

به گزارش مفدا-جهرم، در این جلسه که با هدف توسعه و ترویج کتابخوانی میان دانشجویان برگزار شد، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جهرم، ضمن حضور در جلسه  و ارائه نقطه نظرات خود در مورد نگارش کتاب؛ به نقد و بررسی‌ کتاب کیمیاگر با محوریت، طی مسیر خودشناسی و رسیدن به خداشناسی پرداختند.

همه‌ی ما حتما نام کیمیاگر را شنیده‌ایم. کیمیاگر اثر نویسنده نام‌آشنای برزیلی، پائولوکوئلیوست. در نقدها و بررسی‌های این کتاب گفته شده که این اثر اقتباسی از داستانی از دفتر ششم مثنوی معنوی مولوی است. خود پائولو کوئیلیو این موضوع را رد نمی‌کند، اما می‌گوید بیشتر از داستانی از خورخه لوئیس بورخس داستانش را الهام گرفته است. پائولو کوئیلیو در جوانی به تهران سفر کرده و در محضر عارفی ایرانی با اندیشه‌های مولوی آشنا شده است.

"کیمیاگر

رویای تکرارشونده در ذهن سانتیاگو، جوان چوپان ماجراجوی اندلسی می‌گذرد. هروقت سانتیاگو زیر درختی که در کنار کلیسا روییده می‌خوابد، این رویا را می‌بیند. در رویایش، بچه‌ای به او می‌گوید که پای اهرام ثلاثه مصر گنجی را جست‌وجو کن. سانتیاگو برای تعبیر خوابش پیش زنی کولی می‌رود و کولی در کمال تعجب به او می‌گوید که به مصر برود.

پیرمردی عجیب و جادویی به اسم ملشیزدک که ادعا می‌کند پادشاه سالم است، حرف زن کولی را تکرار می‌کند و به سانتیاگو می‌گوید که این ماموریت شخصی (حدیث خویش) توست و باید به سمت اهرام حرکت کنی. ملشیزدک سانتیاگو را متقاعد کرد که گله‌اش را بفروشد و راهی تانگیر شود. زمانی که سانتیاگو به تانگیر رسید دزدی همه‌ی پول‌هایش را برد. به همین دلیل برای پیدا کردن کار پیش تاجر کریستال رفت. تاجر محافظه‌کار و مهربان به سانتیاگو درس‌های زیادی داد و سانتیاگو را تشویق کرد که وارد ریسک تجارتش شود. ریسک‌ها جبران می‌شوند و سانتیگو در عرض یک سال ثروتمند می‌شود.

سانتیاگو تصمیم می‌گیرد ثروتش را به پول نقد تبدیل کند تا برای انجام ماموریت شخصیش به سفرش ادامه دهد. او به کاروانی می‌پیوندد که از راه صحرا به سمت مصر می‌رفت و آنجا با مردی انگلیسی آشنا شد که در حال تحصیل در زمینه کیمیاگری بود. در طول سفر از مرد انگلیسی مطالب زیادی یاد می‌گیرد و در راه این سفر، سانتیاگو به نسخه‌ی بهتری از خودش تبدیل می‌شود.

این خلاصه‌ای بود از کتاب کیمیاگر، اثر پائولو کوئیلیو. "

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.