شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۴

در صحبت نجف دریابندری (بخش دوم)؛

آثار داستانی قابل ترجمه کم داریم/ زبان فارسی مقصر نیست

نجف دریابندری

پیوستن به کپی رایت و قابلیت ترجمه آثار داستانی فارسی به دیگر زبان‌های دنیا، موضوع بخشی از صحبت‌های نجف دریابندری است که از کتاب "گفتگو با نجف دریابندری" نوشته مهدی مظفری ساوجی انتخاب شده است.

به گزارش مفدا شاهرود، در ادامه مطلب قبلی-در صحبت نجف دریابندری(۱)-، این بار درباره کپی رایت و ترجمه ادبیات داستانی فارسی می‌خوانیم.

کپی رایت

- در گذشته درباره کپی رایت نظر مخالف داده‌اید و موافق نبوده‌اید که ایران به کپی رایت جهانی بپیوندد. آیا امروز همان نظر را دارید؟

- من این نظر را در حدود سال ۱۳۵۱ یا ۵۲ که این مسأله مطرح بود ارائه کردم. برای این که ما هنوز آماده این کار نبودیم. الان هم نیستیم. ولی خواه ناخواه باید در آینده به آن بپیوندیم. الان از آن زمان خیلی گذشته. سی سال بیشتر است.

- بله، سی و سه چهار سال است.

- ولی واقعیت این است که اوضاع ما تغییر عمده‌ای نکرده است. یعنی من هنوز هم مخالف پیوستن ایران به کپی رایت جهانی هستم. ولی دیر یا زود باید بپیوندیم.

- اگر ممکن است یک مقدار درباره کپی رایت صحبت کنید.

- کپی رایت در واقع فروش حق انتشار آثاری است که در دنیا منتشر می‌شود. مثلا اگر کسی بخواهد کتاب وداع با اسلحه را در فرانسه ترجمه و منتشر کند بایستی با ناشرش در آمریکا تماس بگیرد و حق ترجمه را از او بخرد. البته قراردادها و شرایط کشورها با هم فرق می‌کند. ما تا حالا که نپیوسته‌ایم و آثار فرنگی را به همین صورتی که ملاحظه می‌کنید ترجمه می‌کنیم. یعنی بدون پرداختن هیچ وجهی و به اصطلاح بدون کپی رایت. حتی بدون اطلاع آنها.

-و آنها هم اعتراض ندارند؟

-آنها خبردار نمی‌شوند. یا اگر هم خبردار شوند نمی‌توانند کاری بکنند. برای اینکه ما به کپی رایت نپیوسته‌ایم.

-چرا فکر می‌کنید که الان شرایط ما برای پیوستن به کپی رایت آماده نیست؟

-برای این که مثلا شما در نظر بگیرید که بنده بخواهم کتابی را ترجمه کنم. اول باید نامه‌ای به ناشرش بنویسم و از او اجازه انتشار آن کتاب را بگیرم. ناشر هم می‌گوید که قیمت کپی رایت این اثر فلان مبلغ است. ما هم موظفیم که قیمت کپی رایت را به ایشان بپردازیم. این مبلغ را از کجا بیاوریم؟

- پس نتیجه می‌گیریم که باید سازمانی از این مسأله حمایت کند.

- چه سازمانی؟

- مثلا یک سازمان دولتی.

- مسأله همین است. من با دخالت دولت در این کار مخالفم. به شدت هم مخالفم.

- چرا؟

- برای این که ترجمه مربوط به مردم است و مردم هم می‌توانند هرچه دلشان بخواهد ترجمه کنند. اگر دولت در این مسأله دخالت کند، دخالت دولت خواه ناخواه معنایی پیدا می‌کند. به اصطلاح صورت خاصی به خودش می‌گیرد. یعنی ترجمه رفته رفته - یا شاید هم آناً – به سمت دولتی شدن پیش می‌رود و دست کم مترجمان دولتی می‌شوند.

- که باید هر چه دولت بگوید، یا اجازه بدهد ترجمه کنند.

- بله. چون دولت حق کپی رایت آثاری را که مترجمان می‌خواهند ترجمه کنند برایشان می‌خرد. در هر حال مسأله تعامل با دولت پیش می‌آید و ترجمه ما سقوط می‌کند و این به ضرر ادبیات است. بنابراین من تا وقتی که خودمان قادر به پرداخت حق کپی رایت نباشیم، با پیوستن به کپی رایت جهانی مخالفم.

- به نظر شما این هزینه باید از کجا تأمین شود؟

- از بازار.

- از کدام بازار؟

- بازار کتاب.

- پس شما ناشر را موظف به پرداخت این هزینه می‌دانید؟

 - بله.

- یعنی شما کتابی را برای ترجمه انتخاب می‌کنید و به ناشر ارائه می‌دهید. ناشر موظف است که با ناشر اول به عنوان واسطه مؤلف اثر تماس بگیرد و قرارداد کپی رایت را اجرا کند و بعد شما، به عنوان مترجم، آن اثر را ترجمه کنید.

- بله.

- در کشورهای دیگر هم این روند طی می‌شود؟

- در کشورهای دیگر تقریباً همین روندی است که شما می‌گویید. یعنی دولت دخالتی در این کار ندارد. در کشور ما همه می‌گویند که چون دولت پول زیادی دارد، باید چیزی هم بابت این مساله بپردازد. اما به نظر من این نگرش غلط است...

ترجمه ادبیات داستانی فارسی

- درباره ترجمه آثار ادبی فارسی، به خصوص آثار ادبیات داستانی بحث‌های فراوانی شده است. یکی اینکه مثلا زبان فارسی زبانی نیست که جنبه جهانی داشته باشد و در نتیجه آثار ادبیات داستانی ما کمتر ترجمه شده است.

- این به علت خصوصیت زبان فارسی نیست، چون زبان فارسی هم مثل بقیه زبان‌ها است. فرقی نمی‌کند.

- پس مشکل از کجا آب می‌خورد؟

- مشکل از اینجا آب می‌خورد که ما داستان‌ها و آثار قابل ترجمه نداریم، یا خیلی کم داریم.

- یعنی آثار داستانی ما قابلیت عرضه در جهان را ندارند.

- در واقع بله. البته در سال‌های اخیر داستان زیاد نوشته شده و خوب چیزهایی هم به وجود آمده که شاید قابل ترجمه است. ولی اینها زیاد نیست. به هر حال اینکه علت این امر را زبان فارسی بدانیم، در واقع وارونه کردن صورت مسأله است. یعنی این مسأله ارتباطی با کیفیت زبان فارسی ندارد. حقیقت این است که چون ما آثار قابل ترجمه نداریم، زبان‌مان قاصر است، وگرنه زبان به خودی خود تقصیری ندارد. اتفاقا زبان فارسی یکی از زبان‌های خیلی شاخص دنیا است. مثلا فرض کنید ما در شعر خیام را داریم. مولوی و سعدی و حافظ را داریم. پیش از این‌ها فردوسی را داریم. اینها آثارشان بسیار شایان توجه است. اصولا در زبان فارسی آثار شایان توجه و شایان ترجمه بسیار است.

- که ترجمه هم شده‌اند؟

بله. از شاهنامه گرفته تا مثنوی. تا سعدی و حافظ. حتی بعضی‌ها معتقدند که حافظ بزرگ‌ترین شاعر دنیا است. و این عقیده پُر بی‌ربط هم نیست. حالا شما ممکن است شاعران دیگری را هم نام ببرید، ولی به هر حال بدون شک حافظ، یکی از بزرگ‌ترین شاعران دنیا است. حالا بگذریم از این که حافظ شاعر است، و شعر اصولاً قابل ترجمه نیست، به خصوص شعر حافظ. بنابرین تقصیر از زبان نیست. داستان نویسی به معنای جدید کلمه، به معنای اروپایی و امریکایی آن، امر تازه‌ای در فارسی است. در نتیجه آنچه تاکنون به فارسی نوشته شده، هنوز شناخته نشده یا قابلیت لازم را برای ترجمه پیدا نکرده.

- چرا فکر می‌کنید این آثار قابل ترجمه نیست؟ یعنی آثار ما فاقد چه چیزهایی است که قابلیت لازم را برای ترجمه ندارد؟

- اصولا اگر بخواهیم چیزی قابل ترجمه باشد، ناچار باید چیز جالبی باشد. یعنی خواننده یک اثر ترجمه شده باید احساس کند که چیز جدید و بکری می‌خواند. وگرنه اگر شما به او چیزی بدهید که نظایر آن یا بهتر از آن را در زبان خودش داشته باشد، طبیعی است که نمی‌خواند. این است که در زبان ما آثاری که این خاصیت را داشته باشند، یعنی در ترجمه حرف تازه‌ای برای خوانندگان زبان‌های دیگر داشته باشند، ناچار زیاد نیستند. به خصوص در سال‌های اخیر.

- یعنی بیست سی ساله اخیر، یا هفتاد هشتاد ساله اخیر؟

- خیال می‌کنم بیست سی ساله اخیر. این آثار به اصطلاح چیز تازه و جالبی برای خواننده اروپایی و آمریکایی ندارد. ولی خوب از طرفی به نظر من آثار جمالزاده، هدایت، و چوبک قابل ترجمه است. البته ترجمه هم شده.

- چرا آثار این افراد قابل ترجمه است؟

- برای اینکه در آثارشان به مسائلی پرداخته‌اند که در زبان‌های اروپایی و آمریکایی نیست، یا به آن شکل نیست.

- یعنی جای چنین آثاری آنجا خالی است؟

- بله. یعنی فرض کنید وقتی یک خواننده اروپایی یا امریکایی داستانی از جمالزاده یا هدایت یا چوبک می‌خواند، در واقع دارد چیزی می‌خواند که نظیرش را در زبان خودش ندیده. و این برایش جالب است.

در هر حال، الان بخش شایان توجهی از آنچه به عنوان داستان در ادبیات فارسی هست، شبیه ترجمه داستانهای فرنگی است. یعنی چیزی است که شما نظایر آن را به فراوانی در ادبیات داستانی فرنگی‌ها می‌بینید. این مشکلی است که در اصل به زبان فارسی مربوط نمی‌شود.

تهیه کننده: عارف نظری، عضو سرویس فرهنگی مفدا شاهرود

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.