به گزارش مفدا کاشان؛ میرزاتقی فراهانی در ۱۹ دی سال ۱۱۸۵ خورشیدی در روستای هزاوه در منطقه فراهان متولد شد. این روستا بر اساس تقسیمات کشوری، از توابع شهرستان اراک است. پدر او کربلایی قربان نام داشت. به دلیل نزدیکی قریه مهرآباد اراک که اصل خاندان قائم مقام از آنجا بود، با هزاوه موطن و مسکن پدر او، این مرد جزو خدمتکاران قائم مقام اول یعنی میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ درآمد و بعدها در پیش قائم مقام ثانی ناظر آشپزخانه و در پیری قاپوچی او شد. مادر امیر نیز فاطمه نام داشت و عمری طولانی کرد و مرگ هر دو فرزندش محمدتقی و محمدحسن را دید.
میرزا محمدتقیخان با اطفال خردسال قائم مقام اول هم بازی بود. نقل شدهاست که در کودکی ناهار اولاد قائم مقام اول را میآورد و در حجره معلم آنها میایستاده تا ظروف غذا را برگرداند. در این زمان آنچه را معلم به آنها میآموخت فرامیگرفت. روزی قائم مقام برای گزینش فرزندانش وارد شد و هر چه از آنها پرسید جواب درست ندادند و میرزا تقی پاسخ میداد. او وقتی هوش و درایت و علاقه وافر این پسر را دید در تعلیم و تربیت وی کوشش کرد. امیر در خانهٔ قائممقام تربیت شد و در جوانی توانست سمت منشیگری قائممقام را بهدست آورَد. هنگامیکه میرزا ابوالقاسم قائم مقام به صدارت به منصب صدارت محمدشاه رسید، میرزا تقیخان را به برادرزادهٔ خود میرزا اسحاق سپرد.
ازدواج و فرزندان
امیرکبیر دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی با «جانجان خانم» دختر حاج شهبازخان (عموی امیرکبیر) بود. به نوشته پولاک، امیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده و «جان جان خانم» حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشت. دومین همسر امیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدینشاه بود که «ملکزاده خانم» نام داشت و به عزتالدوله ملقب بود که در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ (۲۲ ربیعالاول ۱۲۶۵ ق) با وی ازدواج کرد.او دختر محمد شاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد امیر درآمد. امیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بودهاست. این ازدواج ظاهراً به خواست و اشاره ناصرالدین شاه صورت گرفتهاست. این معنا از نامهای که امیر به پادشاه نوشتهاست بر میآید: از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمیخواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم.
امیر از نخستین همسر خود «جان جان خانم» سه فرزند داشت. میرزا احمد خان ساعد الملک مشهور به «امیرزاده» که با منورالسلطنه دختر فرمانفرمای بزرگ ازدواج نمود و دو دختر که نام یکی از آنها سلطانه ثبت شدهاست. از عزت الدوله نیز دو دختر داشت که یکی «تاج الملوک خانم» و دیگری «همدم الملوک خانم» نام داشتند.
میرزا محمدتقیخان فراهانی مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظمهای ایران در زمان ناصرالدینشاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزتالدوله، خواهر ناصرالدینشاه قاجار بود و سبب ازدواج دخترش تاجالملوک با مظفرالدینشاه قاجار، پنجمین پادشاه از دودمان قاجار، پدربزرگ ششمین پادشاه قاجار، محمدعلیشاه، نیز بهشمار میرود.
امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:
تأسیس دارالفنون
نشر علوم جدید
ترویج صنایع جدید
فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و تدریس در ایران
ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی
ایجاد روزنامه و انتشار کتب
مبارزه با فساد «که چون مرضی مزمن در همه ی شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود»
تقویت بنیه اقتصادی کشور
استخراج معادن
بسط کشاورزی و آبیاری
توسعه تجارت داخلی و خارجی
کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور
تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی
اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه
ایجاد امنیت و استقرار دولت
تنظیم و سر و سامان دادن به قشون ایران
ایجاد کارخانههای اسلحهسازی
اصلاح امور قضایی
تأسیس چاپارخانه
تاسیس بیمارستان و…
اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار، سبب شد که درباریان فاسد و خودخواه، از او سعایت کردند تا این که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه خودکامه گرفتند و وی را در حمام فین کاشان به شهادت رساندند.
گذری بر زندگی امیرکبیر
میرزا تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی. فراهان هم چون تفرش و آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و “اهل قلم” بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از ان دیار برخاستند که در ان میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این رو میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.
نام اصلی میرزا تقی خان، “محمد تقی” است. زادگاهش “هزاوه” از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله ای بنام “محله میرزا تقی خانی” مشهور است، و خانه پدریش نزدیک تپه “یال قاضی” شناخته می باشد.
اسم او در اسناد معتبر «از جمله مقدمه پیمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله» “میرزا محمد تقی خان” آمده است. رقم مهر و امضای او نیز تردیدی در نام حقیقیش باقی نمی گذارد؛ بی گمان اسم “محمد” رفته رفته حذف گردیده و به “میرزا تقی خان” شهرت یافته است.
خواستند به او بدهند و نمی گرفت؛ خرج کشتنش شد”.
جنبه دیگر خوی استوار امیر اینکه به گفته و نوشته خویش اعتبار می نهاد. واتسون می نویسد: “امیر نظام به آسانی به کسی قول نمی دهد. اما هر آینه انجام کاری را وعده می کرد، باید به سخنش اعتماد نمود و انجام ان کار را متحقق شمرد”.
سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در ان برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند.
روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه یی شهر تهران و روستاهای پیرامون ان فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزی راکه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به پیکر کودک نگریست و آنگاه گفت:
ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید:
وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان رابه صندوق دولت بپرداز.
امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.
اندیشه امیر در بنای دارالفنون از یک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته های او بود. آکادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده بود؛ درکتاب جهان نمای جدید که به ابتکار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شد، شرح دارالعلمهای همه ی کشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان انها خوانده بود؛ و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.
وجهه نظر امیر را در ایجاد دارالفنون باید بدرستی بشناسیم. ذهن امیر در اینجا در درجه اول معطوف به دانش و فن جدید بود، و بعد به علوم نظامی توجه داشت. این معنی از مطالعه تطبیقی برنامه درسهای دارالفنون، و نامه های امیر راجع به رشته تدریس استادانی که استخدام شدند، روشن می گردد.
رشته های اصلی تعلیمات دارالفنون بنحوی که او درنظر گرفته بود عبارت بودند از: پیاده نظام و فرماندهی، توپخانه، سواره نظام، مهندسی، ریاضیات، نقشه کشی، معدن شناسی، فیزیک و کیمیای فرنگی و داروسازی، طب و تشریح و جراحی، تاریخ و جغرافیا، و زبان های خارجی. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره ای مواد مزبور مشترک بود.
سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266 در زمین واقع در شمال شرقی ارک سلطنتی که پیش از ان سربازخانه بود نهاده شد. نقشه ان را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان رفته بود کشید؛ و محمدتقی خان معمارباشی دولت ان را ساخت.
و شاهزاده بهرام میرزا بکار بنائی ان رسیدگی می کرد. ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـیـه ان تا اوایــل سـال 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق “منقش مذهب” هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آن ها را ایوانهای وسیع بنا نمودند.
در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دواسازی برپا نمودند. چاپخانه ای هم پیوست ان گردید، به علاوه کتابخانه و سفره خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون بطرف خیابان ارک “باب همایون” باز می شد؛ در کنونی ان در خیابان ناصریه به سال 1292 ساخته شد.
روزنامه وقایع الاتفاقیه
«بنای روزنامه وقایع اتفاقیه به سال 1267 از ارزنده ترین تأسیسات اجتماعی امیر کبیر است.»
بنیانگزار روزنامه در ایران میرزا صالح شیرازی است. از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل علوم جدید به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خود فن چاپ را آموخت، و از جمله کسانی است که در ایران مطبعه سنگی را تأسیس نمود.
عدد اول روزنامه وقایع اتفاقیه روز جمعه پنجم ربیع الثانی 1267 «هفتم فوریه 1851» انتشار یافت. در صفحه اول علامت شیر و خورشید ایران و عبارت “یا اسدالله الغالب” نگاشته شده بود.
این عدد بعنوان “روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران” منتشر گردید. از عددً دوم به نام “وقایع اتفاقیه” خوانده شد. و تا ده سال بعد «1277 ه.ق.» به همین اسم نشر می شد.
دراین سال هنگام تصدی میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی صنیع الملک، نام ان تغییر کرد و از عدد 474 به روزنامه “دولت علیه ایران” مبدل شد؛ و ضمناً به شکل روزنامه مصور درآمد.
این نخستین روزنامه مصوری است که در ایران انتشار یافت. دیری نگذشت که دوباره اسم ان تغییر کرد و به روزنامه “دولتی” بدل شد. پس از ان به نام “روزنامه ایران” منتشر گردید و تا انقلاب مشروط همین اسم را حفظ کرد.
اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او دنبال شد. مدت صدارت امیرکبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. او بنیانگذار دارالفنون بود که برای آموزش دانش و فنّاوریهای نو به فرمان او در تهران پایهگذاری شد. سردار عزیز خان مکری داماد امیرکبیر و رهبر قشون ناصرالدینشاه بود. امیرکبیر پس از اینکه با دسیسه اطرافیان شاه از جایگاه خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدینشاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شدهاست.
ارسال نظر