شنبه ۴ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۲

۴ دی ماه: زادروز حضرت عیسی مسیح(ع)

عیسی مسیح

حـضـرت مـسیح (علیه السلام) از پیغمبران بزرگواری است که اصل وجود و خلقتش تواءم با معجزه و سر انجام زندگیش نیز با معجزه پایان یافت. پیغمبری که بدون داشتن پدر از مریم متولد شد.

اذا قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخره و من المقربین
چـون فـرشـتـگـان گفتند: ای مریم همانا خدا تو را به کلمه ای که نامش مسیح، عیسی بن مریم است بشارت می دهد که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربین درگاه خداست.
حـضـرت عـیـسـی (عـلیـه السـلام) نـه تـنـها در میان فرقه های مختلف مسیحی بلکه نزد تمامی پیروان ادیان، بویژه مسلمانان از احترام خاصی بر خوردار است و به همین مناسبت میلاد این پیامبر بزرگ عید تمامی پیروان آسمانی است.
در کشور ایران اقلیت مسیحی، از حقوق مساوی با سایر شهروندان برخوردار می باشند و در مجلس دارای نماینده هستند.
مـسـیـح (عـلیـه السـلام)، پـیـام مـحـبـت ورزیـدن بـه دیـگـران را بـرای بـشـریـت بـه ارمـغـان آورد، بـه اقـامـه عـدل و نـفـی ظلم، همت گماشت و دنیاطلبی را مذموم شمرد و خود همواره با فقرا و فرودستان همراه بود و از زیاده طالبان و مستکبران دوری جست، تا آنـجـا کـه مـتـرفـیـن و عـوام، دیـن او را مـنـحـصـر بـه رعـایـا وفـقـرا مـی دانـسـتـنـد. حـضـرت مـسیح (علیه السلام) از پیغمبران بزرگواری است که اصل وجود و خلقتش تواءم با معجزه و سر انجام زندگیش نیز با معجزه پایان یافت. پیغمبری که بدون داشتن پدر از مریم متولد شد.
شیخ صدوق (ره) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که فرمود: بهترین زنان بهشت چهار زن هستند. مریم دختر عمران، خدیجه دخـتـر خـویـلد، فـاطـمـه دخـتـر مـحـمـد و آسـیـه، هـمـسـر فـرعـون. عـمـران پـدر مـریم از فرزندان حضرت سلیمان و یکی از پیغمبران بنی اسرائیل بوده است. همسر عمران که بنا به مشهور نامش ((حسنه)) را مجددا به یاد فرزند انداخت و با حسرت و اندوه به درگاه خدای تعالی دعا کـرد و نـذر نـمـود کـه اگـر فرزندی پیدا کند او را به خدمتکاری بیت المقدس به معبد بسپارد. خدای تعالی دعای وی را مستجاب و به شوهرش وحی کرد که ما به تو فرزندی میمون و مبارک خواهیم داد.
((حـسـنـه)) فـکـر مـی کـرد کـه فـرزنـدش پـسـر خـواهـد بـود. امـا بـه هـنـگـام وضـع حـمـل، مـشـاهـده کرد که نوزادش دختر است و این مساءله همراه با مرگ عمران که پیش از بدنیا آمدن مولود به وقوع پیوسته بود، غم و اندوه ((حسنه)) را افـزون سـاخـت، زیـرا دخـتـر، شـایـسـتـه بـه خـدمـت مـعـبـد سـپـردن نـبـود. از ایـن رو چـنـانـچـه در سـوره آل عمران آیه ۳۶ آمده از روی حسرت و اندوه رو به درگاه خدای تعالی کرد و عرض نمود:
فلما وضعتها قالت رب انی وضعتها انثی و الله اعلم بما وضعت .
چون فرزند بدنیا آمد از روی حیرت گفت پروردگارا فرزندی که من زائیده ام دختر است و خدا بر آنچه روی داده است داناتر است.
ولی بـاز هم نومید نشد و نام نوزاد را مریم به معنای زن عابد و خدمتکار معبد انتخاب کرد و او را تحت کفالت همسر خواهرش یعنی حضرت زکریا به معبد بیت المقدس سپرد.
مـریـم (عـلیـهـا السلام) زیر نظر حضرت زکریا دوران کودکی را پشت سر گذاشت و قدم در سنین بلوغ گذارد و گاهگاهی برای رفع نیازمندیهای زنـانـگـی به خانه زکریا و نزد خاله اش می رفت. روزی جوان بسیار زیبایی را دید که به طرف او می آید این جوان زیبا فرشته بزرگ الهی، جبرئیل امین بود که به صورت تام الخلقه پیش مریم آمده بود تا روح عیسی (علیه السلام) را در وی بدمد.
مـریـم (عـلیـه السلام) که تا آن روز در کمال عفت و پاکی زندگی کرده و شب و روز خود را به عبادت و تقوی گذرانده بود به پروردگار خویش پناه برد و از آن جوان خواست تا بلادرنگ از او دور شود.
قالت انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا
در این هنگام فرشته الهی گفت : من فرستاده پروردگار توام و آمده ام پسری پاکیزه به تو عطا کنم.
قال انما رسول ربک لاهب لک غلاما زکیا
مـریـم که با شنیدن این جمله اطمینان خاطری پیدا کرد به فکر فرو رفت که چگونه ممکن است زنی بدون تماس با جنس مخالف فرزند دار شود که فرشته الهی قدرت پروردگار تعالی را به او یادآور شد.
حـضـرت مـریـم (عـلیها السلام) که دید با نداشتن شوهر و تماس نگرفتن با هیچ مردی باردار شده، از ترس آنکه مردم به او تهمت بزنند خود را بـه کـناری کشید و دور از کسان خویش به سر می برد و چون هنگام وضع حمل فرا رسید، به ناچار خود را به تنه درخت خرمائی رسانید و در آنجا نوزاد میمون و مبارک به دنیا آمد.
 

دوران کودکی
حـضـرت عـیـسـی (عـلیـه السـلام) نـامـش در قرآن کریم همراه با فضیلت و عظمت بسیار ذکر شده و به عنوان ((عبد الله))، کلمه خدا، روح خدا و تـاءیید شده به روح القدس، مفتخر شده است. در ۴۵ جای قرآن نام ((عیسی)) ذکر گردیده و در پانزده جا با لقب ((مسیح)) یاد شده است.
حـضـرت مـریـم، عـیـسـی را از تـرس "مـیـرودس " پـادشـاه یـهـود بـه مـصـر بـرد و دوازده سـال در آنـجـا بود و با شنیدن خبر مرگ "میرودس " به شام بازگشته و در موطن خود ((ناصره)) اقامت گزیدند تا آن حضرت در همین مکان به نبوت رسید روی همین انتساب به قریه ((ناصره))، پیروان آن حضرت را نصاری می گویند.
در سـن سـی سـالگـی نـبـوت خـود را اظـهـار کـرد کـه بـا بـرخـی از انـجـیـلهـای مـوجـود مـطـابـقـت دارد. امـا در پـاره ای از روایـات اهل بیت (علیهم السلام) به هفت سالگی رسید خدای تعالی بدو وحی کرد و نبوت و رسالت خویش را اظهار فرمود.
 

معجزات
هـر یـک از پـیـامبران برای اثبات حقانیت رسالت الهی خویش با توجه به شرایط زمانی خود به کارهای خارق العاده ای دست می زدند که از قدرت بـشـر عادی خارج بود و تنها به اذن خداوند امکان وقوع داشت. حضرت عیسی (علیه السلام) نیز معجزات فراوانی داشت که در این جا به برخی از آنها اشاره می شود.
۱- صحبت کردن در گهواره
آن هـنگام که مریم (علیها السلام) با نوزاد خود به میان مردم بازگشت با تهمت های ناروا روبرو شد. مریم طبق دستور خداوند به کودک اشاره کرد که با او گفتگو کنند تا از این طریق پاکدامنی او برای آنان روشن شود.
مردم با تعجب گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟
فاشارت الیه قالوا کیف نکلم من فی المهد صبیا.
ناگاه دیدند کودک به سخن آمده، گفت :
قـال انـی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلوه و الزکوه ما دمت حیا و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا - و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا.
گـفـت : مـن بـنـده خـدایـم. به من کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر کجا باشم مایه برکت و رحمت گردانید و به من سفارش فرمود تا زنـده هـسـتـم بـه عـبـادت و نماز پرداخته و زکات بدهم و به نیکویی با مادر توصیه فرمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید و سلام بر حق من به او روزی که بدنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که برای زندگانی آخرت برانگیخته شوم.
۲- زنده کردن مردگان و شفای بیماران صعب العلاج
مـهـمـتـریـن مـعـجزه آن حضرت، زنده کردن مردگان و شفای بیمارانی بود که علاج آنها از طریق عادی ممکن نبود و علت آن را امام هشتم (علیه السلام) ایـنـگـونـه بیان می فرمایند که خدای تعالی عیسی (علیه السلام) را وقتی مبعوث کرد که بیماریها در آن زمان بسیار بود و مردم به طبابت احتیاج داشـتـنـد. عـیـسی (علیه السلام) از همان نمونه معجزه ای آورد که سنخش در نزد اطبای آن زمان نبود. معجزه ای که به اذن خدا مرده را زنده کرده و کور مادرزاد و برص دار را شفا می داد و بدین ترتیب حجت خود را بر مردم ثابت کرد.
پـسر نوح پیامبر به نام "سام "، حضرت یحی و "عارز" که از دوستان حضرت عیسی (علیه السلام) بود و همچنین "عزیر" افراد معروفی هستند که تـوسط ایشان زنده شدند. در جلد یکم تفسیر عباشی چنین آمده : که اصحاب حضرت از او خواستند برای آنها مرده را زنده کند. آن حضرت با آنها بر سر قبر پسر نوح پیامبر آمد و گفت : ای "سام " باذن خدا برخیز، قبر شکافته شد. حضرت عیسی سه بار کلام خود را تکرار کرد تا سام بن نوح از قبر بیرون آمد
 

حواریون
پـیـروان یـهـود قبل از آمدن عیسی (علیه السلام) طبق پیشگوی موسی (علیه السلام) منتظر مسیح بودند. اما هنگامی که آن حضرت ظهور کرد و منافع دنـیـوی جـمعی از آنان به خطر افتاد جمعیتی محدود گرد او را گرفتند. این عده افرادی پاک بودند که قرآن از آنها به عنوان ((حواریون)) نام برده است.
((حواریون)) جمع ((حواری)) از ماده ((حور)) به معنی شستن و سفید کردن است و گاهی به هر چیز سفید نیز اطلاق می شود و از این رو عـرب غـذاهـای سـفـیـد را ((حـواری)) مـی گوید و حوریان بهشتی را نیز به همین جهت ((حوریه)) می گویند. چون سفید پوستند و در احادیث دینی آمده که، آنها علاوه بر این که قلبی پاک و روحی با صفا داشتند در پاکیزه ساختن و روشن نمودن افکار دیگران و شستشوی مردم از سیاهی و تیرگی گناه کوشش فراوان داشتند.
در باب ششم انجیل متی و لوقی اسامی حواریون چنین آمده است :
۱- پطرس ۲- اندریاس ۳- یعقوب ۴- یوحنا ۵- فیلویس ۶- برتولولما ۷- توما ۸- متی ۹- یعقوب بن حلفا ۱۰- شمعون ملقب به ((عیور)) ۱۱- یهودا برادر یعقوب ۱۲- یهودای الخریوطی.
حواریون پس از عروج حضرت عیسی (علیه السلام) مردم را به شریعت آن حضرت دعوت و گروه بسیاری را به دین مسیح در آوردند، تا هر کدام به نحوی به دست امپراطوران و سلاطین و سایر سرکشان بنی اسرائیل به قتل رسیدند.
 

انجیل حضرت
واژه انـجـیـل در لغت بمعنای بشارت و خیر و نیک و مژده است و در اصطلاح مسیحیان نام کتابها و رسائلی است که پس از زمان مسیح به دست حواربین و شاگردان آنها جمع آوری شده و شامل گفتارها و معجزات و تعالیم حضرت عیسی و برخی از احکام است مطابق آیه ای که در سوره مبارکه مائده است، انجیلی که خدای تعالی به عیسی (علیه السلام) داد در آن هدایت و نور بود و تصدیق کننده تورات و راهنما و پندی برای مؤ منان بود و طبق آیه ای کـه در سـوره اعـراف اسـت نـام پـیـغـمـبـر اسـلام (صـلی الله عـلیـه و آله و سـلم) در انـجیل نوشته شده و طبق آیه دیگری در سوره صف، حضرت عیسی (علیه السلام) در آن کتاب، مسیحیان را به آمدن پیغمبری پس از خود به نام احمد بشارت داده است.
در مـیـان پـیـروان مسیح، پس از آن حضرت انجیل ها و رسائل بسیاری تدوین و تنظیم گردید که در قرن چهارم میلادی تعداد آنها به بیش از یکصد و شـصـت عـدد رسـیـد. امـا پـس از آنـکـه "کـنـسـتـانـتـیـن " اول امـپـراطـور روم پـیـرو آیـیـن مـسـیـح گـردیـد، دسـتـور داد انـجـمـنـی از کـشـیـشـهـا تشکیل گردد و از میان همه اناجیل و رساله ها آنچه را با اغراض و سیاست و اهداف خود موافق تشخیص دادند، پذیرفتند و بقیه را مردود دانستند. آنچه را کـلیـسـا مـعـتـبـر و قـانـونـی دانـسـت چـهـار انـجـیـل بـنـام انـجـیـل مـتـی، انـجـیـل مـرقـس، انـجـیـل لوقـا و انـجـیـل یـوحـنا است و چهارده رساله نیز از پولس بدان ضمیمه کرده و همه را بنام عهد جدید نامگذاری کرده و انتشار دادند. از میان اناجیلی که کلیسا آنرا مردود دانست انجیل "برنابا" بود که خود از حواریین بزرگ مسیح بود. در قرن شانزدهم میلادی اسقفی بنام "ژامرینو" یک نسخه از آن را که به زبان ایتالیایی بود در کتابخانه پاپ ((اسکوتس)) پنجم بدست آورد و در آستین خود پنهان کرد و در فرصتهای مناسب آن را با دقت مطالعه، و در پرتو آن به اسلام هدایت یافت.
انـجـیـل "بـرنابا" خرافاتی که کلیسا در میان مردم رواج داده بود، تخطئه کرده و تصریح می کند که مسیح کشته و بدار آویخته نشد بلکه یهودای الخـریـوطـی بـود کـه شـبـیـه او گـردیـد و بـه دارش آویـخـتـنـد. ایـن انـجـیـل عـیـسـی را بـنـده ای از بندگان خدا می داند، نه خدا و نه پسر خدا. در انـجـیـل "بـرنابا" به آمدن پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در چند جا تصریح شده و مردم را به ظهور آن حضرت بشارت داده است. در اوایـل قـرن هـیـجـدهـم یـک نـسـخـه اسپانیولی از انجیل "برنابا" به دست آمد و پس از آن توسط دکتر "منکهوس " به زبان انگلیسی ترجمه شد و در سـال ۱۹۰۸، شخصی به نام دکتر خلیل سعادت آن را به عربی ترجمه کرد و در این اواخر حیدر قلی خان سردار کابلی آن را به فارسی ترجمه کرده است.
 

عروج حضرت مسیح
اذ قـالالله یـا عـیـسـی انـی مـتـوفـیـک و رافـعـک الی و مـطـهـرک مـن الذیـن کـفـروا و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه
وقـتی که خداوند فرمود: ای عیسی همانا من روح تو را قبض نموده و بر آسمان (قرب خود) بالا برم و تو را پاک و منزه از معاشرت و آلایش کافران گردان و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم .

پـیـشـرفـت آئیـن الهـی حـضـرت مـسـیـح (عـلیـه السـلام) رؤ سـای یـهـود را مـصـمـم سـاخـت تـا نـقـشـه قـتـل آن حـضـرت را طـرح کـنـنـد بـه امـپـراطـور روم چـنـیـن وانـمـود کـردنـد کـه تـبـلیـغـات عـیـسـی (عـلیـه السـلام) مـوجـب زوال حـکـومـت و فـروریختن پایه های سلطنت خواهد شد. عیسی (علیه السلام) پس از آگاهی از تصمیم آنها مخفی شد و بیشتر اوقات خود را در جاهای دور دست می گذراند. اما یهود در صدد دستگیری آن حضرت برآمده و برای پیدا کردن و معرفیش ‌ جایزه ها تعیین کردند.
بـنا به دستور خاخام بزرگ یهود دستور توقیف عیسی داده شد یکی از دوازده حواری با دشمن همکاری و او را دستگیر و به رسم رومیان مصلوب کرده و تاجی از خار به سر عیسی گذاشتند و دست و پای او را به چوب میخکوب کردند.
آنـــچـــه از نـــظــر اسـلام مـسـلم و قطعی است این است که یهودیان نتوانستند عیسی (علیه السلام) را دستگیر کنند. بلکه خدای تعالی آن حضرت را به آسـمـان بـرد و شـخـص دیگری را که شبیه آن حضرت شده بود دستگیر ساخته و بدار آویختند، که بنا بر روایات همان حواری خائن یعنی "یهودایالخـریوطی " می باشد. هر چه فریاد زد که من عیسی نیستم از وی نپذیرفته به دارش آویختند

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.