وابستگی عاطفی هم برای ما و هم برای روابطمان سخت و گاهاً غیر قابل تحمل خواهد بود، اما حالا که درگیر وابستگی شدهایم چه کاری از دستمان برمیآید؟ آیا باید برای همیشه یک محبوب چسبناک باقی بمانیم و برای شاد بود محتاج حضور دیگران باشیم؟
چه زمانی ما تبدیل به یک محبوب چسبناک میشویم؟
وابستگی عاطفی مسئلهای پیچیده و متفاوت از عشق است که درواقع از هیچ قانون مشخصی پیروی نمیکند. بهوجودآمدن وابستگی و باقیماندن در آن دو موضوع کاملا متفاوت است و در اغلب موارد حتی آگاهانه نیست.
وابستگی عاطفی دقیقا آن زمانی اتفاق میافتد که فرد باور میکند برای شاد بودن و احساس کامل بودن به شخص دیگری نیاز دارد. وقتی در یک رابطه، درگیر وابستگی عاطفی باشید، احساس میکنید برای زنده ماندن به شخص دیگری احتیاج دارید و دائماً خواهان توجه، پشتیبانی و تأیید آن فرد هستید؛ زیرا به تنهایی نمیتوانید نیازهای عاطفی خود را تأمین کنید.
وابستگی عاطفی دشمن اعتماد به نفس به شمار میآید و نمیگذارد که حقیقتا خودتان را ببینید! وابستگی عاطفی با احساس خشم، تردید نسبت بهخود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدمامنیت، شرم، حقارت یا ترس از اینکه دیگر شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند همراه است.
فردی که از وابستگی عاطفی رنج میبرد، فقط برای دیگران زندگی میکند و خودش را نادیده میگیرد: زمانیکه با دوستانش است، خودش را فراموش میکند، زمانیکه مشغول کاری میشود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار میکند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذرهای از او قدردانی کنند.
چاره کار کجاست؟
قدر خودتان را بدانید و اعتماد به نفس خود را تقویت کنید:
وقتی درباره خودتان احساس خوبی داشته باشید، کمتر به افراد دیگر برای گرفتن توجه و تأیید وابسته خواهید شد. چیزهایی را که درباره خودتان دوست دارید، به خاطر آورید و اغلب اوقات تواناییهایتان را به خودتان یادآوری کنید. با کارهای جدید و کمک به دیگران سعی کنید اعتمادبهنفستان را افزایش دهید.
مسئولیت احساساتتان را بپذیرید:
بپذیرید که کنارآمدن با احساساتتان وظیفه شخص شماست و نه هیچکس دیگر.
مثلا نباید از دیگران توقع داشته باشید وقتی روز سختی داشتهاید یا حال خوبی ندارید، کارهایشان را بهخاطر شما متوقف کنند؛ بلکه باید راهی بیابید تا بدون کمک دیگران با احساسات منفی خود مقابله کنید.
محدودیتهای دیگران را بپذیرید:
سعی کنید توقعاتی منطقی از دیگران داشته باشید. اگر کسی ناامیدتان کرد، دچار عصبانیت نشوید. به خودتان یادآوری کنید که هرکسی نقاط ضعف و قوت مخصوص به خودش را دارد. هیچکس بینقص نیست.
بدانید از زندگی چه میخواهید:
از خودتان بپرسید چه سبک زندگی را میخواهید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید. بهجای راضیکردن دیگران سعی کنید به هدف ها و ارزشهای خودتان اولویت بدهید.
به این فکر کنید که اگر این افراد در زندگیتان نباشند، چه چیزی خوشحالتان خواهد کرد. بهجای انجامدادن توقعات دیگران، اهداف خودتان را بسازید و دنبال کنید.
دایره اجتماعی خود را گسترش دهید:
با وقتگذرانی با افراد بسیار از وابستهشدن به فردی خاص جلوگیری کنید. سعی کنید همیشه با خانواده در ارتباط باشید و مرتب به دیدن دوستانتان بروید.
بخشش را فراموش نکنید:
وقتی به دیگران کمک کنید، دیگر احساس وابستگی نخواهید کرد. وقتی دوستان یا خانواده به کمک احتیاج دارند، حاضر باشید، یا کارهای داوطلبانه انجام دهید، البته به یاد داشته باشید اگر در قبال کمک به دیگران توقع چیزی دارید، یعنی همچنان وابستهاید.
روی اهداف خودتان تمرکز کنید:
اگر احساس کردید بیش از اندازه روی دیگران تمرکز کردهاید، وقت آن است که به عقب برگردید و روی اهداف خودتان تمرکز کنید. این کار میتواند انجامدادن کاری ساده مثل رنگکردن دیوار اتاقتان باشد یا پیگیری هدفی بزرگ مثل شرکت در آزمون رانندگی.
سخن پایانی:
اهداف زندگیتان را تعیین کنید، هدفگذاری کرده و برای رسیدن به آن تلاش کنید، گاهی تنها باشید و از نقش محبوب چسبناک خارج شوید و عملکرد خود را بسنجید اما دقت کنید که این تنهایی باعث انزوا و گوشهگیری شما نشود؛ مسئولیت احساساتتان را بپذیرد و توقعتان را از دیگران تا حد تواناییهایشان و محدودیتهایشان کم کنید و باور کنید زندگی کوتاهتر از آن است که بخواهید برای خوشحال شدن منتظر حضور کسی یا رخ دادن اتفاق خارقالعادهای بمانید.
کد خبرنگار:۵۸۰۱۰۱
ارسال نظر