شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۱۵

/معرفی کتاب/

رمانی از جنس واقعیت‌های زندگی یک دانشمند بزرگ

کتاب مردی در تبعید ابدی - گناباد

بمناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا فیلسوف و عارف بزرگ شیعه و بنیانگذار حکمت متعالیه، ابوالفضل دلاوری‌نژاد عضو سرویس فرهنگی مفدا دانشگاه علوم پزشکی گناباد، در یادداشتی به بررسی، معرفی و تحلیل کتاب «مردی در تبعید ابدی»، نوشته نادر ابراهیمی که داستان زندگی ملاصدرا را روایت کرده پرداخته است .

به گزارش مفدا – گناباد، «مردی در تبعید ابدی» یک رمان گفت و گو محور از نادر ابراهیمی است. کتاب‌های تاریخی به بیان سیر تاریخی، بدون اینکه به زیبایی داستان‌گونه به اتفاقات بدهد، پیش می‌رود؛ اما در این رمان، ما هم بیان تاریخی اتفاقات تاریخی زندگی ملاصدرا و هم زیبایی یک رمان، از جنس واقعیت‌های زندگی یک دانشمند بزرگ را داریم .

سیر داستانی این رمان تاریخی، مطابق با ترتیب توالی اتفاقات تاریخی نیست و همین کار باعث تفاوت اثر و افزوده شدن زیبایی آن گردیده است. در این کتاب تمام فراز و نشیب‌های زندگی ملاصدرا با شیرینی تمام و فصاحت کلام به تصویر کشیده شده است .

در این رمان تاریخی، موضوعی که بسیار زیاد خودش را نشان می‌دهد، مطابق بودن کتاب با واقعیت زمان نگارش و تسلط زیاد نویسنده به وقایع تاریخی است که این موضوع در همه کتاب قابل فهم و ملاحظه است .

با هم به خوانش ، تکه‌ای از کتاب می‌پردازیم :

«عشق به دیگری”، ضرورتی‌ست که از حادثه بر می‌خیزد نه از اراده به انتخاب، و همین، کار را مشکل می‌کند. در به در که نمی‌توان به دنبال محبوب خاکی گشت. در هر خانه را که نمی‌توان کوبید و پرسید: “آیا یار من، اینجا منزل نکرده است؟” سرِ هر گذر، همچو اوباش، نمی‌توان اِستاد و در انتظار عبور یار، زمان را کُشت… و همین‌هاست که کار را مشکل می‌کند.

فرزندان، حق است که اولیا خود را، تا دم واپسین، روی دیدگانِ خود نگه دارند و آنچه می‌کنند جز در جهت رضای ایشان نباشد؛ اما این بدان معنا نیست که هر فرزندی، وقف کامل اولیا خود است، و حق برداشتن هیچ سهمی را برای خویش ندارد. خداوند، آن کس را که در راهِ هدفی معتبر کشته می‌شود، شهید می‌داند؛ اما آن کس را که در راه نگهداری از اولیا خود، تمام زندگی خویش را تبله می‌کند، شهید نمی‌نامد.

از دید پدران، گویی تمام معایب از مادر به فرزند می‌رسد، همه‌ی محاسن از پدر.

اینکه بندگانِ خوبِ خدا را، هم در بتخانه می‌توان یافت، هم در مسجد، سخنی ست بسیار کهنه مه از زمان نخستین پیامبران خدا بر انسان مسلم شده است.

تقلید، در صورتی تقلید است که مقلّد، انسانی بالنسبه فرهیخته و صاحب رای باشد. مُقلد باید که خود قدرت تشخیصِ نیک از بد، درست از نادرست، راه از بیراه را داشته باشد؛ اما گرفتار شک میان این و آن باشد. مقلد، برای آن تقلید نمی کند که بارِ مسئولیت‌ها را از گرده‌ی خود بردارد و بر دوش اهل فضل بگذارد. مقلدِ مغلوب، تقلید را هم بی قدر می‌کند.

ایمان، توان مرگ را پسِ پشتِ همه چیز افکنده بود. توکل، با مرگ همانگونه بازی می‌کند که طفلی با فرفره یی.

اعتقاد هم مثل عشق، دردسرها دارد. شاید که جنس عشق و اعتقاد یکی باشد.»

یادداشت از ابوالفضل دلاوری‌نژاد، عضو سرویس فرهنگی مفدا دانشگاه علوم پزشکی گناباد

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.