جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۵

به قلم نگین اشتری از مفدا لرستان؛

در پی فتح قدس ناتمام ماندی

روز قدس

چه چیزی سبب می‎شود گمان بریم از میان خرابه ‎های شهر مشت‎ هایی بر حق بالا نمی‎ آیند تا بر دهان حرافان و غاصبانی بخورد که پا جای رد خون‎ هایی گذاشته ‎اند که بابت ساخت هر قطره آن‎ها خداوند از روح خود در آن دمیده است.

چه چیزی سبب می‎شود این گونه بپنداریم که شیاطین زمانه با انتقال قبله خود به قدس، قطعه‎ ای از خاک این کشور را ننگین کرده‎ اند؟ و یا با اجتناب از نماز گزاردن در محور بیت المقدس پیروز از میدان بیرون می‎ آیند؟

آن‎ها با محو کردن مردانی چون قاسم از میدان و صحنه روزگار تنها صورت مساله خود را پاک می‏‎ کنند دریغ از اینکه نمی‎ دانند قاسم‏‎ های دیگری جای او را می‎ گیرند تا لکه ننگ در جهان گسترش نیابد.

افسوس که سردار سلیمانی رفت/سردار سپاه قدس ایرانی رفت

دشمن به خیال خویش آسوده شده/غافل که به جنگ صد سلیمانی رفت(اصغر عاشوری)

آری، صدای پای رشادت‎ های سلیمانی در جبه‎ های مقاومت سبب گشت همچون موجی کیلومترها در خاک دشمن انعکاس یابد و از آن طرف متخاصمین شرور صدای ترس خود را با صدای گلوله و خمپاره‎ هایی که بر سر مردمان بی‎ گناه سرازیر می‎ کردند، بپوشانند.

اما تا کی؟

گمان بردید با سر برآوردن خوارج زمانه (داعش) برنده‎ اید؟؟

اما نمی‎ دانستید حتی اگر تمام مرزهای این کشورها با خون سرخ شهیدان مدافع حرم پر شود راه شما را سد خواهند کرد.

در برق نگاه حاج قاسم تمام آن چه که باید می‎ دیدید را دیدید، اما با کور کردن این چشم‎ ها، چشم‎ های دیگری را بیدار کردید، سد خونین را فراموش نکنید حتی اگر یک قطره خون دیگر برایمان باقی بماند از همان سلاحی می‎ سازیم تا به کوبنده‎ ترین حد ممکن آن‎را بر فرق سر خودتان نازل کنیم.

به خداوندی خدا روزی خواهد رسید که نه زمین، نه آسمان، نه کوه و دشت و دمن و نه دریای نیلگون که سعی داشتید همه را بر بشر ناامن کنید، راهی برای نجاتتان نخواهد گذاشت.

آری، روزی می‎ رسد که طبیعت انتقام خون‎ هایی که در آن ریخته‎ اید را از شما ‎می‎ گیرد، تقاص جنازه‎ های بی‎ گناهی که در آن نهادید، گورهای دسته جمعی که افکندید، خانه ‎هایی که به خاک و خون کشیدید.....

روزی خواهد رسید که باد با امواج خود صدای کودکان بی‎ گناهی که در کوچه پس کوچه‎ های شهر بازی می ‎کردند و یک‎باره اجل بر آن‎ ها فرا رسید همچون زنگی در گوشتان خواهد پیچید.

می‎ دانیم روزی می‎ آید که دور نیست، نمازمان را به جماعت در قدس اقامه می‎ کنیم، پرچم قدس را بدون هیچ تزاحم فرهنگی برافراشته می‎ کنیم، اما صد حیف که در آن زمان بوی خون شهیدانی که دیگر در میان ما نیستند همه جا را پر کرده و در راس آن‎ها سردار شهیدمان حاج قاسم است.

یک جمعه تلخ را ورق می‎زد باد/ای داد از این جنون و این استبداد

سردار وطن به دست گرگی وحشی/غلتید به خون در آتش و بی‎ فریاد(خاطره محقق)

او مرد نبرد بود، ما نیز مرد نبرد خواهیم بود و به خونخواهی قاسم سلیمانی کاری می‎ کنیم که عدو دوباره سنگینی ضرب شست ایرانی را احساس کند.

نگین اشتری، دبیر سرویس فرهنگی مفدا لرستان

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.