ما نوروز، این جشن باستانی و کهن را از اقوام مختلفی در منطقه به ارث بردهایم. جشنی که با رنگ و بویی ویژه، هویتی ایرانی گرفته و نماد پیوند اقوام و مردمان ایران است. نوروز را شروع رستاخیر طبیعت، موعد رویش و تولد نباتات میدانیم و باورمان بر این است که همگام با طبیعت، ما نیز باید روزگار نو و تازهای را باروح و روان تازه و پوشیدن لباس نو آغاز کنیم.
فروردین را عروس ماهها و متعلق به فَرَوَهرها یا فروشیها( پشتیبان و محافظ انسان و همهی آفرینشهای نیک اهورامزدا) میباشد. جشنی که در عید نوروز به پا میگردد درواقع بیداری روح زمین را از خواب بلند زمستانی مژده میدهد و باز در فصل جدید زندگی و حیات دوبارهی طبیعت آغاز میشود.
فروهر درواقع شکل غیرمادی در نهاد انسان است و نوعی پشتیبان و محافظ که هم شامل انسان و هم آفرینش.های دیگر میگردد که پس از مرگ انسان دوباره به جایگاه اولیه خویش برمیگردد.
در عقیدههای باستانی این اعتقاد حاکم است که فقط قهرمانان دارای فروهر هستند، اما بعدها افراد باتقوا و پرهیزگار نیز از این نعمت الهی برخوردار شدهاند این افراد در سال یکبار برای دیدن بازماندگانشان پایین میآیند و برکت را به خانههای عزیزانشان میآورند به شرطی که خانه را تمیز و پاک ببینند.
ریشه نوروز:
ریشه نوروز در شاهنامه اینچنین عنوانشده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان بوده است که دستور میدهد برایش تختی قرار داده و خود باد تاجی پرزرقوبرق روی آن تخت بنشیند هنگامیکه با تابش نور خورشید به آن تاج زرین و پرزرق دنیا نورانی میشود و در مردم ایجاد شادمانی شده است، آن روز را نوروز نامیدهاند.
نوروز درگذشته:
نوروز در دورهی اشکانیان و ساسانیان هم گرامی بود. در دوره ساسانیان، نوروز دستکم شش روز طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ بخشبندی شده بود. اسم دیگر نوروز کوچک، نوروز عامه بود و برای پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین طول میکشید. روز ششم که به خرداد روز مشهور بود، نوروز بزرگ یا نوروز خاصه نامیده میشد.
هرروزی که فرامیرسید، دستهای از طبقات مردم به درگاه شاه میرفتند و شاه به حرفهایشان گوش میداد و برای حلوفصل مشکلاتشان دستوراتی صادر میکرد.
در این دوره 25 روز قبل از شروع بهار با برپایی 12 ستون خشت خام و با کاشت انواع غلات و حبوبات ازجمله نخود، گندم، لوبیا، جو، برنج و ارزن تا شانزدهمین روز فروردین در انتظار بارور شدن گیاهان مینشستند چراکه این عقیده را داشتند که هرچه گیاهان بارورتر شوند در آن سال محصولات بهتر و بیشتری خواهند دید.
همچنین در این دوران رایج بود که مردم در بامداد نوروز به سمت یکدیگر آبپاشی کنند و نیز آتش روشن کردن در شب نوروز از زمان هرمز اول مرسوم شد.
سفرهی عید نوروز:
پهن کردن سفره عید نوروز رسمی مشترک در مراسم نوروز است. عناصر این سفره که در ایران سفرهی هفتسین نام دارد به دو نوع تقسیم میشوند:
عناصری که جنبه نمادین دارند: مثل سیر، سکه، سمنو، سبزه، قرآن و…
عناصری که جنبه خوراکی و پذیرایی از مهمان رادارند: مثل انواع و اقسام آجیل، شیرینی سنتی یا امروزی.
در کابل و شهرهای شمالی افغانستان بهجای سفرهی هفتسین، سفره هفت میوه رایج است. میوههایی مثل زردآلو، سنجد، پسته، بادام، کشمش سبز و سرخ در این سفره قرار داده میشوند.
علاوه بر این، سفره هفت شین در میان پیروان زرتشت و سفره هفت میم در نقاط مختلف فارس رواج دارد.
عیدی دادن:
ابوریحان بیرونی درباره رسم هدیه دادن نوروزی، به نقل از آذر باد یکی از موبدان بغداد چنین میگوید: نیشکر در ایران، در روز نوروز کشف شد و تا قبل از آنکسی نیشکر را نمیشناخت. جمشید روزی نی را دید که از آن کمی مادهای شیرین به بیرون تراوش کرده است، دستور داد این نی را بیرون آورده و مادهای شیرین به نام شکر را بسازند. مردم در آن ایام برای تبریک، شکر به یکدیگر هدیه میدانند و با تکرار آن در مهرگان تبدیل به سنت هدیه دادن شد.
در زمان هرمز دوم، شاه ساسانی در سال 304 میلادی، رسم دادن سکه بهعنوان عیدی را آغاز کرد. بر اساس کتب تاریخی ایران باستان، داریوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پیش از میلاد دستور داد تا سکه زرین ویژهای را ضرب کنند. این سکه دارای طرحی بود که سربازی در حال تیراندازی باکمان را نشان میداد. این رسم به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی مردم آرامآرام جای خود را به هدایای سنتی و کشاورزی داد.
سارا آقایی/مفدا لرستان
ارسال نظر