شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۷

مصطفی چمران و علی شریعتی از روز دانشجو می گویند

روز دانشجو

علی شریعتی در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد ۱۶ آذر ۱۳۳۲ می نویسد: اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که ۲۲ سال پیش، «آذر» مان در آتش بیداد سوخت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مفدا کرمانشاه، پس از واقعه ۱۶ آذر تمام دانشگاه های تهران و بیشتر شهرستان ها و حتی بسیاری از مدارس و دبیرستان ها در اعتصاب کامل به سر می بردند.

دولت از نتایج این واقعه وحشت زده بود و به همین دلیل خیلی زود روزنامه های طرفدار دولت با انتشار مقالات توجیهی در صدد سرپوش گذاشتن بر این اقدام دولت برآمدند.

از جمله این روزنامه ها، روزنامه اطلاعات بود که عصر ۱۶ آذر ۱۳۳۲ گزارشی درباره «تظاهرات چند تن از دانشجویان» منتشر کرد و از آن به عنوان «تحریکات عناصر اخلالگر و افراطی» یاد کرد و آورد: امروز عده‌ای از عناصر اخلالگر که منتسب به حزب منحله توده بودند به دانشگاه رفته و عده‌ای از دانشجویان را مجبور به تظاهرات کردند و در حال دسته جمعی به مأموران فرمانداری نظامی محافظ دانشگاه که مسلط بر اوضاع بودند حمله کرده، قصد ربودن اسلحه آن‌ها را داشتند و ماموران نیز اقدام به تیراندازی کردند.

اما برخلاف گزارش روزنامه دولتی اطلاعات و گفته‌های مسئولان آن روز که ناآرامی‌های دانشگاه و باقی نقاط شهر را به «تحریکات برخی عناصر اخلاگر» نسبت می‌دادند، مصطفی چمران که خود از دانشجویان دانشکده فنی بود و در روز حادثه در کلاس درس حضور داشت در خاطرات خود این روز را این‌گونه توصیف می‌کند: صبح ۱۶ آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق‌العاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه‌ای را پیش‌بینی می‌کردند...

ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانه‌ای به دست سربازان نیامد به داخل دانشکده‌ها هجوم آوردند.

آن‌ها نقشه کشتن و شقه کردن دانشجویان را کشیده بودند و این دستور از مقامات بالاتری به آن‌ها داده شده بود.

سرکردگان اجرای این دستور و کشتار ناجوانمردانه عده‌ای از گروهبانان و سربازان بودند که اختصاصاً برای اجرای آن مأموریت در آن روز به دانشگاه اعزام شده بودند.

در ساعت ۱۰ صبح دسته جانباز به همراه سربازان معمولی به دانشکده فنی رفتند. در این ساعت دانشجویان در سر کلاس‌های درس حاضر بودند و به خاطر شرایط ویژه دانشگاه و حضور گسترده نظامیان از هر اقدامی که بوی اعتراض و تظاهرات دهد،  اجتناب می‌کردند. هنگام حضور سربازان در دانشگاه و مقابل دانشکده فنی،  دکتر سیاسی رییس دانشگاه، مهندس خلیلی رییس دانشکده فنی و دکتر عابدی معاون وی سعی کردند که با مذاکره نیروهای نظامی را از دانشکده فنی خارج کنند ولی توفیقی به دست نیاوردند...

سربازان به دانشکده‌ها حمله کردند و بدین ترتیب سه تَن از دانشجویان به نام‌های (مهدی شریعت‌رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا) به شهادت رسیدند و ۲۷ تن دیگر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند.

پس از واقعه و کشتار ۱۶ آذر و جایی که سه دانشجو کشته شده بودند، نیکسون دکتری افتخاری در دانشگاه تهران گرفت.

در آن روز تمام دانشگاه‌های پایتخت در اعتصاب کامل به سر می بردند. وقتی نیکسون برای دریافت دکتری افتخاری حقوق در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران حاضر شد، یکی از مطبوعات در سرمقاله خود با عنوان سه قطره خون این گونه نوشت: آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما، سه نفر از بهترین جوانان این کشور، یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.

روز دانشجو به روایت علی شریعتی

علی شریعتی در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد ۱۶ آذر ۱۳۳۲ می نویسد: اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که ۲۲ سال پیش، «آذر» مان در آتش بیداد سوخت.

او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند.

این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هر که را می رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند.

این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است.

کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.