سختترین کار دنیا بعد از معدن
همانا یکی از سختترین کارهای دنیا دلداری دادن به دوستان ناراحت و افسرده است که برای درد دل کردن به سراغ شما میآیند. (البته قبول دارم که به سختی شرکت در مراسم ختم و تسلیت گفتن به بازماندگان و گفتن جمله پر ریسک «ایشالا هرچی خاک اونه بقای عمر شما باشه» نیست ولی در کل کار سختی است.) یکی از سختیهایش هم این است که میبینی طرف یک جوری گند زده تو زندگی و آینده خودش که عمرا هیچ جوری درست شدنی نیست و اوضاع را طوری خراب کرده که بیست سال هم بگذرد، بقایا و بوی این گند به سختی از زندگیاش محو میشود ولی مجبوری که چشمهایت را گشاد کنی، چهره امیدوار به خودت بگیری و با لبخندی تصنعی بهش بگویی: «وای عزیزم، امید آخرین چیزیه که نابود میشه» در صورتی که جمله صحیح و صادقانه این است که: «عزیزم سگ تو سبک زندگیت. با این کثافتی که به اوضاع احوالت افتاده، راحتترین راه اینه که بری یه گوشه و سرت رو بذاری زمین بمیری. خاک بر سر الاغت کنن» ولی همه طاقت رو به رو شدن با واقعیت و شنیدن جملات صادقانه شما را ندارد. پس بهتر است که به کج کردن گردن خودتان و گفتن جمله کلیشهای «زمان خودش همه چیز رو درست میکنه» اکتفا کنید. در صورتی که مطمئنید زمان به قبر عمهاش خندیده است که بتواند چیزی را درست کند. تنها کاری که زمان بلد است انجام دهد این است که طول مدت را افزایش دهد تا میزان زجرکشیدنتان به اندازه قابل توجهی افزایش پیدا کند.
نویسنده :حسام حیدری
چاپ شده در نشریه شهرونگ