به گزارش مفدا، استاد کریم زمانی مولوی شناس و مفسر قرآن در مراسم افتتاحیه پویش بین المللی مولانا جلال الدین بلخی به ایراد سخنرانی پرداخت و درباره این موضوع توضیح داد که چرا مولانا را رومی مینامند. وی همچنین در ادامه صحبتهای خود به این پرسش پاسخ داد که چرا انسان معاصر و بشر امروزی به افکار مولانا روی آورده است.
وی سخنان خود را با بیتی از مولانا آغاز کرد و گفت: "سیر گشتیم از غریبی و فراق، سوی اصل و سوی آغاز آمدیم". در ابتدای سخن باید به این نکته اشاره کنم اینکه تاکید میشود که چرا به مولانا میگوییم مولانای رومی و نمیگوییم مولانای بلخی موضوعی است که نباید در آن درنگ کنیم. جغرافیا دانان کهن ما مثل یاقوت حموی در مجمع البلدان یا استخری در المسالک و الممالک هم به این موضوع اشاره کردهاند که مسلمانان به منطقه غرب ایران شامل جزیره بالکان که الان ترکیه، ارمنستان و مقدونیه در آن منطقه قرار دارد، روم میگفتند. مولانا نیز از کودکی در آن منطقه نشو و نما کرد و تا آخر عمر هم در آناتولی یا ترکیه امروزی زندگی کرد.

استاد زمانی ادامه داد: عالمان، مفسران و عارفان ما از قرن هشتم کمی بعد از رحلت مولانا او را به نام رومی میشناختند. آن زمان غربیها اصلا مولانا را نمیشناختند و برای نخستین بار نیکلسون در قرن نوزدهم او را شناخت. در واقع ما به اروپاییان آموختیم که مولانا را رومی بنامند. پس اینکه تصور کنیم غربیها مولانا را رومی مینامند و قصد غصب کردن او را دارند، اشتباه است؛ اگر میخواستند غصب کنند او را مولانای بیزانسی یا آناتولیایی مینامیدند. از این جهت نباید روی نام رومی مولانا حساسیت داشته باشیم.
این مولوی شناس مشهور با اشاره به اینکه مولانا زبانهای مختلفی را میدانست، اظهار داشت: مولانا از کودکی در آناتولی بود و با آن ذهن درخشانش در آنجا زبانهای ارمنی، ترکی، آناتولی و رومی را آموخت و به آنها تسلط یافت. اما اینکه چرا اشعارش را به فارسی سرود از یک طرف به دلیل تعلق خاطر او به فرهنگ و زبان فارسی بوده که در آن شکی نیست و از طرف دیگر دلیل فنی داشته است. زبان عربی زبان توانمندی است اما در بیان ظرائف درونی در حد زبان فارسی قوی نیست.
ما به اروپاییان آموختیم که مولانا را رومی بنامند. پس اینکه تصور کنیم غربیها مولانا را رومی مینامند و قصد غصب کردن او را دارند، اشتباه است
وی اضافه کرد: در قله شعرعرفانی به زبان عربی "ابن عربی" را داریم که در کتاب ترجمان الاشواق قصایدی دارد و قصیده خمریه ابن فارض نیز به زبان عربی است. وقتی اینها را با شاعران دست دوم و سوم خودمان مقایسه میکنیم، میبینیم شاعران ما غالب هستند و این خاصیت زبان فارسی است. با این حال خود مولانا میفرماید: چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمیدانم، نه شرقیام نه غربیام نه بریام نه بحریم، نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم. این غزل در همه نسخهها نیست اما حتما از مولاناست.
زمانی در ادامه صحبتهای خود این پرسش را مطرح کرد که چرا انسان معاصر به آثار مولانا روی آورده است؛ وی در پاسخ به این سوال گفت: انسان معاصر به آثار مولانا روی آورده و ما فارغ از اینکه رشته تحصیلیمان ادبیات باشد یا نه عاشقانه و مشتاقانه آثار او را مطالعه میکنیم. کسانی که به آثار مولانا روی میآورند از ردهها و صنفهای مختلف هستند و به او علاقه دارند و مطالعه میکنند. مولانا به چند جهت جاذبه دارد و مورد توجه روح زمان و زمانه ما هست.
استاد زمانی به ذکر این نکته که مولانا از چند جهت جاذبه دارد و مورد توجه روح زمان و زمانه ما قرار گرفته است، اظهار داشت: یکی از نکتههای بسیار برجسته افکار مولانا موضوعی است که جامعه بشری امروز گرفتار آن است. آدمها با اختلاف زبان، نژاد و جغرافیا با یکدیگر کنار میآیند اما امروزه اختلاف ادیان است که قربانی میگیرد.
وی ادامه داد: مولانا دائما در آثار خود تاکید میکند که به شکل، تشریفات و کالبد ظاهری ادیان سخت گیری نکنید به جانشان توجه کنید که جان ادیان واحد است. جان ادیان این است که ما را یک قدم از آنجا که هستیم جلوتر و به سوی تهذیب نفس و مسائل اخلاقی ببرند.

این استاد مولانا شناس با اشاره به اینکه طبیعت باطنی ما باید تکثر و تنوع داشته باشد، اظهار داشت: راهی که مولانا نشان میدهد این است که هر کس مذهب و دین خویش را داشته باشد و در دین خود باور خالص داشته باشد اما بداند که با دیگر ادیان از حیث جان فرقی ندارد. مولانا به زیبایی مثال آن چهار نفری را میزند که همه انگور میخواستند اما به زبانهای مختلف خواسته خود را بیان میکردند.
مفسر و متجرم قرآن کریم همچنین اضافه کرد: اگر ده چراغ با شکلهای مختلف کنار هم قرار دهیم، هر چند اندام چراغها مختلف است، یکی کوتاه، یکی بلند، یکی پهن و یکی باریک است اما نور همه آنها وقتی در هم گره میخورد یکدیگر را تقویت میکند. مولانا میگوید جان ادیان هم همین است. این نسخهای است برای جامعه بشری ما که دست از نزاع بردارد و دوستانه زندگی کند. دین در دنیا یکی نمیشود و این یک واقعیت است پس باید به جان توجه کنیم تا اختلافها از میان برخیزد.
راهی که مولانا نشان میدهد این است که هر کس مذهب و دین خویش را داشته باشد و در دین خود باور خالص داشته باشد اما بداند که با دیگر ادیان از حیث جان فرقی ندارد.
زمانی در ادامه افزود: نکته دیگری در افکار مولانا وجود دارد و پایه مورد قبل است؛ اعتقاد او این است که ما برداشتمان از حقیقت صد در صد نیست و این موضوع را در جاهای مختلف بیان میکند مثل داستان فیل در تاریکی. مولانا تاکید دارد که برداشت ما برداشت مطلق نیست و هر کسی بخشی از حقیقت را در ک میکند که درک دیگری را جبران میکند و مجموعه برداشتهاست که مثل قطعات پازل عمل میکنند و تصویر کاملی از حقیقت تشکیل می دهند.
وی با اشاره به اینکه در تاریخ تصوف شادی جایگاهی ندارد، تاکید کرد: اکثر اختلافها به این بر میگردد که خود را محور میدانیم. این آموزههای مولانا دوای دردهای جامعه امروز بشر است و به درد زندگی سالم میخورد. نکته دیگر مولانا تاکید وی بر شادی است. تدین با ابتهاج و شادی پایدار و شادی که ریشه دارد از دیگر آموزههای مولانا و علاج بسیاری از دردهای امروز است. در تاریخ تصوف شادی جایگاهی ندارد اما ابوسعید ابوالخیر در قرن پنجم گفت " مرد باید که جگر سوخته خندان بودا، نه همانا که چنین مرد فراوان بودا". ابوسعید معتقد بود که شادی فریضه است و میراث او به مولانا رسید که فرمود: "من طربم طرب منم" یا "مرا عهدی است با شادی که شادی آن من باشد". اینها برای جامعه بشری دواست. یا مثلا ارتباطی که مولانا با هنرو موسیقی دارد و میفرماید: "این علم موسقی بر من چون شهادتست، چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست". سماع کیهانی و آسمانی هم که از مبانی بنیادین تعالیم مولاناست.
استاد زمانی در پایان اظهار داشت: بشر امروز میبیند که عرفان مولانا تعارضی با تمدن ندارد و آن را تقویت هم میکند؛ البته که بزرگان با تمدن وحشیای که باعث ویرانی طبیعت و انسان هاست مخالفند. برخی به خاطر این بیت که میفرماید: "آزمودم عقل دور اندیش را، بعد ازین دیوانه سازم خویش را" به مولانا انتقاد میکنند اما باید عقل را تعریف کرد و دید چه عقلی را میگوید. عقلی که ریشه آدمها را میسوزاند و علم را وسیله میکند که به آن "نکرا" گفته میشود، حتما از سوی بزرگانی چون مولانا نکوهیده میشود.
گفتنی است در افتتاحیه پویش بین المللی مولانا جلال الدین محمد بلخی، کتاب جدید استاد کریم زمانی تحت عنوان "شرحی بر دیوان شمس" رونمایی شد.
این مراسم به همت مجمع ادبی وزارت بهداشت بعد از ظهر جمعه ۱۰ اسفند ماه در پردیس تئاتر تهران با حضور بیش از ۵۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی و علاقه مندان به مولانا و با حضور ارزشمند استاد کریم زمانی و استاد ناصر مهدوی و مسئولان وزارت بهداشت برگزار شد.