به گزارش مفدا، مرحوم استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد علاوه بر توانایی در خلق آثار نثر طنز و شعر طنز در قالب کلاسیک با قلم توانای خود اشعاری در قالب شعر سپید نیز دارد که در نوع خود کم نظیر است .
اشعار این طنزپرداز نامی کشورمان را میتوانید در کتاب اشعار ایشان که با نام «رفوزهها» به چاپ رسیده بخوانید. «پارهترین قسمت دنیا» یکی از آثار استاد زرویی نصر آباد در کتاب «رفوزهها» است.
کفشهایم کو؟!
دم در چیزی نیست
لنگه کفش من اینجاها بود!
زیر اندیشه این جاکفشی!
مادرم شاید دیشب
کفش خندان مرا
برده باشد به اتاق
که کسی پا نتپاند در آن
هیچ جایی اثر از کفشم نیست
نازنین کفش مرا درک کنید
کفش من کفشی بود
کفشستان!
که به اندازه انگشتانم معنی داشت
پای غمگین من احساس عجیبی دارد
شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد
شست پایم به شکاف سر کفش عادت داشت!
نبض جیبم امروز
تندتر میزند از قلب خروسی که در اندوه غروب
کوپن مرغش باطل بشود...
جیب من از غم فقدانِ هزار و صد و هشتاد و سه چوق
که پی کفش، به کفاش محل خواهد داد
« خواب در چشم ترش میشکند»
کفش من پارهترین قسمت این دنیا بود
سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود
«یاد باد آنکه نهانش نظری با ما بود»
دوستان! کفش پریشان مرا کشف کنید!
کفش من میفهمید
که کجا باید رفت،
که کجا باید خندید.
کفش من له میشد گاهی
زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی
توی صفهای دراز
من در این کله صبح
پی کفشم هستم
تا کنم پای در آن
و به جایی بروم
که به آن«نانوایی» میگویند!
شاید آنجا بتوان
نان صبحانه فرزندان را
توی صف پیدا کرد
باید الان بروم
اما نه!
کفشهایم نیست!
کفشهایم... کو؟!