سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۵

رحلت حضرت فاطمه معصومه(س) تسلیت باد

شهادت حضرت معصومه(س)

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان «معصومه» ، «کریمه اهل بیت»، « ستّی» و «فاطمه کبری» است. پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.

به گزارش مفدا،  حضرت معصومه (س) اوّل ذی القعده سال ۱۷۳ هـ.ق در مدینه منوّره به دنیا آمد و در سنّ ۲۸ سالگی در روز دهم یا دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱هـ . ق در شهر قم از دنیا رفت.

در سال ۲۰۱ هـ . ق ، یک سال پس از سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به شهر  «مرو» حضرت فاطمه معصومه (س) همراه عدّه‌ای از برادران خود برای دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولی در آنجا عده‌ای از مخالفین اهل بیت با مأموران حکومتی همراهی نموده و با همراهان حضرت به نبرد و جنگ پرداختند که عدّه‌ای از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند.

حضرت در حالی که از غم و حزن بسیار مریضه بود با احساس نا امنی در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید ، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود:" شهر قم مرکز شیعیان ما می باشد. )سپس حضرت به طرف قم حرکت نمود.

 بزرگان قم وقتی از این خبر مسرّت بخش مطّلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالی که «موسی بن الخزرج» بزرگ خاندان  «اشعری» زمام شتر آن مکرّمه را به دوش می‌کشید ؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدّس شد و در منزل شخصی " موسی بن خزرج " اجلال نزول فرمود. آن بزرگوار هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و در این مدّت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهای عمر پر برکت خویش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاک الهی به پایان رساند.

سرانجام آن همه شوق و شور و شعف، از اجلال نزول کوکب ولایت و توفیق زیارت بانویی از تبار فاطمه اطهر، با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت ، مبدّل به دنیایی از حزن و اندوه شد ، و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوک و عزا نشاند. در رابطه با علّت مریضی نابهنگام حضرت و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است که زنی در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود که این مطلب با توجه به درگیری دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده ای از آنها "‌در ساوه" و جوّ نامساعد آن شهر و حرکت نابهنگام آن بزرگوار در حال مریضی به سوی شهر قم ، مطلبی قابل قبول می تواند باشد.

 آری آن حضرت که می‌رفت زینب وار با سفر پر برکتش سند گویایی بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونی باشد، و همانند قهرمان کربلا پیام آور خون سرخ برادری باشد که این بار مزّورانه به قتلگاه (بنی عباس ) برده می شد ، ناگاه تقدیر الهی بر این شد که مرقد آن بزرگ حامی خط ولایت و امامت برای همیشه تاریخ ، فریادگر مبارزه با ظلم و بی عدالتی ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیّع علوی در طول قرون و اعصار باشد.

بعد از وفات شفیعه روز جزا، آن حضرت را غسل داده و کفن نمودند ، سپس به سوی قبرستان " بابلان" تشییع کردند ولی به هنگام دفن آن بزرگوار " به خاطر نبودن محرم " آل سعد" دچار مشکل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند که پیرمردی به نام" قادر" این کار را انجام دهد. ولی قادر و حتّی بزرگان و صلحا ، شیعه قم هم، لایق نبودند عهده دار این امر مهم شوند ؛‌چرا که معصومه اهل بیت را باید امام معصوم به خاک سپارد. مردم منتظر آمدن " آن پیرمرد صالح " بودند ، که ناگهان دو سواره را دیدند که از جانب ریگزار به سوی آنان می‌آیند و قتی نزدیک جنازه رسیدند ، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاک ریحانه رسول خدا را در داخل سردابی " که از قبل آماده شده بود " دفن کردند و بدون اینکه با کسی تکلّمی نمایند، سوار شده و رفتند و کسی هم آنها را نشناخت.

 به قول یکی از بزرگان هیچ بعید نیست که این دو بزرگوار ، امامان معصومی باشند که برای این امر مهم ّ به قم آمدند.(۷) پس از پایان رسیدن مراسم دفن ، موسی بن الخزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت و این سایبان برقرار بود تا زمانی که حضرت زینب دختر امام جواد (ع) وارد قم شد و قبّه ای آجری بر آن مرقد مطهّر بنا کرد.

 و بدین سان تربت پاک آن بانوی بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بیت (ع) و دارالشّفای دلسوختگان عا شق ولایت و امامت شد.