به گزارش مفدا، بزرگداشت این روز با خود حاشیههایی را نیز به همراه دارد و عدهای را به ایجاد مناقشه میان دو دیدگاه سوق داده است.
برخی اعتقاد دارند باید این روز محترم شمرده شود و برای نشان دادن این احترام به برگزاری مراسم و یا حضور در پاسارگاد یکی از شهرستانهای استان فارس میپردازند و برخی اعتقاد دارند نیازی به این نیست که از فردی که نگرش شاهانه داشته است و چون شاهان زندگی کرده است در تاریخ نامی برده شده شود.
البته این که بزرگداشت کوروش و پرداختن به مراسمی برای این شخصیت که در تاریخ ایران نقش داشته است درست است یا خیر؟ در مجال این یادداشت نیست. من تلاش دارم به این نکته بپردازم که آیا به واقعه این موضوع محلی برای مناقشه میباشد یا خیر؟.
برای شیرازه دادن به این یادداشت تلاش دارم تا از نظر مقام معظم رهبری در بزرگداشت شخصیتهای تاثیر گذار بر تاریخ ایران و آثار باقی مانده از آنان اشاره کنم.
ایشان در بیانات خود در هجدهمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷ در دیدار با مسئولان اجرایی استان فارس می فرمایند« من همینجا اشاره بکنم به این بناهای باستانیِ مربوط به قبل از اسلام؛ تخت جمشید و بقیهی چیزهائی که در این استان هست. انسان از دو نظر ممکن است به این مراکز باستانی نگاه کند؛ اینها را باید از هم تفکیک کرد. یک نگاه این است که اینها متعلق به جباران تاریخ بوده. هر کدامی که نگاه میکنیم، به یک نحوی به یکی از جباران تاریخ و طاغوتهای بشری ارتباط پیدا میکند. بله، از این جهت نگاه منفی به اینها هست. غالب متدینین و انسانهایی که نفرت طبیعی از استبداد و از جباریت دارند، با این دید وقتی به این بناهای باستانی نگاه میکنند، طبعاً برای آنها جاذبهای ندارد. لیکن یک جنبهی دیگر هم وجود دارد و آن این است که این بناها محصول سرپنجهی هنرمند ایرانی است؛ محصول فکر راقی و روشنبین ایرانی است در سالها و قرنها پیش از این؛ این جنبهی مثبت قضیه است. همهی بناهائی که از لحاظ تاریخی - چه در اینجا، چه در اصفهان، چه در بقیهی نقاط کشور وجود دارد، از این قبیل است. درست است که جباران استفاده کردند، اما خالق و آفرینندهی این مجموعهها کیست؟ ذهن ایرانی است، سرانگشت هنرمند ایرانی است، روحیهی بلندنظر ایرانی است، ابتکار و ذوق ایرانی است؛ این برای یک ملت افتخار است. با این دید وقتی نگاه کنیم، میبینیم اینها مثبت است؛ چه تخت جمشید، چه بقیهی مناطق دیگر. اینها را نشان بدهید».
این فرمایش نشان میدهد که میشود به تخت جمشید و دیگر آثار بازمانده از تاریخ ایران، افتخار کرد اما بهتر است بدانیم در تاریخ ایران به واقع چه گذشته است و اشخاصی که برای بزرگداشت آنها برنامه ریزی کردهایم چه انسانهایی بودهاند و با مردم خود چگونه رفتار کردهاندو آیا حکومت خود را بر اساس عدل و داد مدیریت کردهاند و یا حقیقت چیز دیگری است.
در هر صورت با توجه به نام گذاری روز هفتم آبان ماه به نام کوروش به معرفی مطالبی در خصوص این شخصیت تاریخی ایران بر اساس اطلاعات موجود میپردازم تا شاید که کمکی در مسیر شناخت شخصیتهای تاریخی ایران باستان باشد.
کوروش دوم به پارسی، کوروش بزرگ یا کوروش کبیر، که کورش هم نوشته میشود، بنیانگذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گستردهای از آسیا حکومت میکرد.
کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیشپیش، شاه بزرگ انشان، از خانوادهای که همیشه پادشاه بودهاست» معرفی میکند.
به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشتهاست و بهجز کتسیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانستهاند و گزارش دادهاند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بودهاست.
برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر میدانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که رواج این روایت ریشههای سیاسی داشتهاست و هدفش این بوده که از بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمهمادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارسها آشتی دهد و اصولاً رابطهای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه میدانند.
در خصوص مادها و جایگاه آنان در ایران نیز مقام معظم رهبری نه به عنوان رهبر معظم انقلاب اسلامی که به عنوان فردی که مطالعات بسیار عمیق و دقیقی از تاریخ ایران داشته و تقریبا تمامی کتابهای تاریخی معتبر را مطالعه کردهاند مطالبی عنوان شده که به صورت گذرا به آن اشاره می کنم.
ایشان در دیدار با جمعی از نخبگان و مسئولان شهر همدان در نوزدهم خرداد ماه سال ۱۳۸۳ فرمودند: «البته من افتخار نمیکنم که اینجا پایتخت مادها یا پایتخت تابستانیِ هخامنشیها بوده. تواریخی هم که آقای استاندار شرح مفصلی از آنها گفتند، همهاش محل بحث است؛ چیزهای مسلّمی نیست. معلوم نیست دولت ماد در آن وقت تنها دولت متمرکز ایران بوده؛ اینها بین دانشمندان و متخصصانِ این کار محل اختلاف است. در همان دورهی ماد، به گمان زیاد ما چندین حکومت مقتدر در سرتاسر ایران داشتیم. البته فرنگیها اصرار داشتند هخامنشیها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر بردهاند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده، لیکن حفاریها و شناختها و نشانههای گوناگون تمدنی به ما نشان میدهد که در سرتاسر ایرانِ کنونی ما تمدنهای بسیار قدیمی - که بعضی شاید از تمدن مصر هم قدیمیتر باشد - وجود دارد؛ تمدنهای شش هزار ساله، هفت هزار ساله؛ از جمله در همدان است، از جمله در سیستان است، از جمله در مناطق دیگری از این کشور است. بنابراین نمیشود قاطع گفت اینجا تنها دولت متمرکز یا اولین دولت متمرکز وجود داشته؛ اینها حدسیات است».
در ادامه این یادداشت در خصوص کودکی و جوانی کوروش مطالبی ارائه میشود. از کودکی و نوجوانی و سالهای اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند، بیشتر شبیه افسانهاست. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل میکند؛ ولی فقط یکی از آنها را معتبر میداند. طبق نظر کسنوفون از سده پنجم تا سده چهارم پیش از میلاد مسیح سلسله داستانهای متفاوتی دربارهٔ کوروش نقل میشدهاست.
کوروش ابتدا علیه ایشتوویگو، شاه ماد، به جنگ برخاست و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمکهایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و بهسوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد.
کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و بهسوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثهتَگوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگها در تاریخ ثبت نشدهاست و اطلاع کمی دربارهٔ جزئیات این نبردها وجود دارد.
در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بودهاست و توسط یکی از فرماندهان کوروش بهنام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد امپراتوری بزرگی در آسیای مرکزی و غربی شد.
استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.
هرودوت گزارش میدهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را بیشتر مورخان جدید رد میکنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است.
تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره میکند، دو لوح و سند گلی یافتشده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان میدهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان میدهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشتهاست یا حداقل، خبر مرگ وی و برتختنشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیدهاست.
پیش از سال ۵۵۰ قبل از میلاد پارسها نقش به سزایی در تحولات دنیا بازی نمیکردند اما در این سال پیروزیها و فتوحات کوروش بر سلاطین همسایه آغاز گردید. کوروش یک نظامی نابغه بود، بهطوریکه بین سالهای ۵۵۰ تا ۵۳۹ پیش از میلاد با فرماندهی موفق لشکریانش پیروزیهای متعددی کسب نمود. گستردگی پهنه حکومت کوروش تا سال ۵۳۹ پیش از میلاد از شرق، رود سند در هندوستان و از غرب، آناتولی بود. این قلمرو حکومتی ۳۲۰۰ کیلومتر طول داشت.
در هر صورت این نکته بسیار مهم است که بدانیم عدهای همیشه و در هر زمان تلاش دارند تا از کوچکترین مناقشات، تضادها و تفاوتها در میان مردم ایران اسلامی به عنوان اهرمی برای ایجاد شکاف میان مردم بهره برده و عدهای از مردم کشور را در برابر عدهای دیگر قرار دهند.
حال افراد علاقمند به کوروش که شناخت عمیق نسبت به این فرد دارند و تاریخ زندگی او و تاثیرش بر تاریخ ایران را میدانند میتوانند از این شخصیت در این روز با استناد به دانستههای خود نه جریان سازی بیگانه؛ یاد کنند و افرادی که این شخصیت و این روز را به عنوان یک بزرگداشت و روز تاریخی نمیدانند نیز میتوانند برای جلوگیری از ایجاد فضا برای افراد قرض ورز، شرایط را به گونهای فراهم کنند که با دادن آگاهی، وجود آثار تاریخی ایران را مورد توجه قرار داده و به نگاه هموطنان خود احترام بگذراند. البته در این میان برخی در لباس دوست حرف دشمن را میزنند که باید مراقب بود.