اولین مستمسک ما در معرفی و تبلیغ دین اسلام زیبایی است؛ اینکه قرآن را با خط نسخ یا تایپی و به صورت متراکم بنویسیم مخاطب چندانی جذب نمیکند، بلکه ما باید قرآن را به صورت آرام و بسیط بنویسیم تا بر جذابیت زیباییشناسانه و معنوی آن بیافزاییم. در این نوع کتابت کلام خداوند، انسان از زیبایی به معرفت میرسد. این حرفها گوشه ای از سخنان همایون مقدس، مدرس دانشگاه فنی و حرفهای و یکی از استادان برجسته خط کوفی است.
او که قریب به دو دهه عمر خود را صرف احیاء خط کوفی کرده است در گفتوگویی مفصل با مفدا از ویژگیهای بیبدیل خط کوفی و نقش برجسته ایرانیان در به کمال رساندن خطی سخن گفته است که در طول تاریخ هیچگاه فارسی نوشته نشده است.
در حاشیه بیست و ششمین دوره نمایشگاه بین المللی قرآن کریم در حالی او را برای گفتوگو دعوت کردیم که ساعتی پس از افطار، کارگاه آموزشی خط کوفی را در غرفه دانشگاه فنی و حرفهای به پایان برده بود و با سرانگشتانی جوهری و چند اثر زیبا میهمان ما شد.
مفدا: از چه سنی خوشنویسی را شروع کردید؟
از دوران کودکی که پدرم در منزل خط مینوشتند همواره با خطاطی محشور بودم و پس از ورود به دانشگاه هنر و تحصیل رشته گرافیک، بیشتر و تخصصی تر با مباحث نوشتار و کتابت از نگاه اسلامی به ویژه نگاه هنری عجین شدم؛ بعدها به دلیل شرایط خط کوفی و آشنایی با برخی بناهای تاریخی، علاقه زیادی به خواندن و نوشتن خط کوفی پیدا کردم.
من در محیطی بزرگ شدهام که نستعلیق و شکسته را به صورت ساده و سنتی نوشتهام. سالها و در حدود بیست سال به نوشتن این دو خط اهتمام داشتهام ولی زمانی که به سراغ کوفی رفتم، آن را بالاتر و والاتر از دیگر خطوط یافتهام.
از حدود ۱۷ سال پیش در دانشگاه گرافیک از مجموعههای آموزشی دانشگاه فنی و حرفهای به تدریس دروس این رشته میپردازم و در این سالها ۶ پروژه تخصصی با موضوع خط کوفی داشتهام که آخرین آن مربوط به احیاء کتیبه خط کوفی مسجد غیاثیه خواف بود که نمونه آن در دنیا وجود ندارد و ما کارمان را بر اساس آخرین عکسی که یک مستشرق از آن گرفته بود انجام دادیم و آن را احیاء و به ثبت ملی رساندیم.
مفدا: خط کوفی در چه دوره تاریخی بیشتر مورد توجه بوده است و چه عواملی باعث شد تا این خط به دست فراموشی سپرده شود؟
متاسفانه از سالها پیش و پس از دوران سلجوقی، ما یک هنر فاخر یعنی ارزشهای نوشتار تزیینی خط کوفی را از دست دادیم؛ تا آن هنگام نوشتار کوفی در مسجد و بناهای تاریخی ما وجود داشت و در برجسته سازی ها و به خصوص کتابت کلام خداوند بسیار فراگیر بود.
ما در هزار و صد سال پیش، یعنی در حدود قرن سوم هجری شاهد دوره اوج خوشنویسی و نقوش نوشتاری ظروف سفال را در نیشابور و سمرقند بودهایم؛ خط کوفی یکی از هنرهایی بود که پس از دوره سلجوقی با عداوت و دشمنی که نسبت به هنر صورت گرفت، محجور شد و این محجوریت حتی تا امروز که شوربختانه نه میتوانیم این خط را بخوانیم و نه بنویسیم ادامه یافته است. اکنون قواعد نوشتاری این خط از بین رفته و مردم دیگر این خط را نمیشناسند و تمام زیبایی این خط به عنوان یک نقش تزیینی را از دست دادهایم.

مفدا: وضعیت کنونی خط کوفی در کشورمان چگونه است؟ آیا کسانی در احیاء این خط می کوشند؟
شوربختانه اکنون تعداد کسانی که با خط کوفی عجین هستند، آن را مینویسند، میخوانند و سعی در احیای آن دارند از انگشتان دو دست فراتر نمیرود؛ من به عنوان یکی از شاگردان استاد«محمد جزایری»، در ۱۰ سال اخیر تلاش کردهام با دقت و ممارست در خطوطی که روی ظروف نیشابور نوشته شده است، قواعد این سبک را بیابم تا بتوانم آن را بنویسم و احیاء کنم.
در کارگاههایی که در دانشگاه یا رویدادهایی نظیر نمایشگاه بینالمللی قرآن برگزار میشود، توانستهایم توجه قشر جوان و مذهبی که تاکنون کمتر به خط کوفی توجه کرده بودند را به این هنر اصیل جلب کنیم تا بازگشت و تجدید نظر دوبارهای به این هنر فاخر صورت گیرد. برای نمونه در کارگاهی که در روز پنجم نمایشگاه برگزار شد، میهمانی مسیحی داشتم که بیش از سایرین به خط کوفی علاقه نشان داد و شیفته زیبایی این خط شد.
جالب اینکه هنر خط کوفی در دنیا در دست ایرانیان است و هم در قرون سوم و چهارم این قلم را به اوج رساندیم و هم در عصر حاضر. به گونهای که اکنون بهترین کارگاههای خط کوفی با حضور استادان ایرانی برگزار میشود.
در قرآنهایی که به خط کوفی نوشته شده است، میتوانید ببینید که نوشتارها بسیار بسیط هستند؛ یعنی اینکه بسیار منبسط، مجزا و آرام نوشته و از تراکم پرهیز میشده است. در حالی که اکنون در تحریر قرآن سعی میشود به خوانایی آیات و گردآوری آن در یک جلد توجه شود. ولی در قرآنهایی که با خط کوفی نوشته میشد، زیبایی مورد توجه قرار میگرفت.
مفدا: بارزترین ویژگی خط کوفی را چه میدانید؟
اولین مستمسک ما در معرفی و تبلیغ دین اسلام زیبایی است؛ اینکه قرآن را با خط نسخ یا تایپی و به صورت متراکم بنویسیم مخاطب چندانی جذب نمیکند، بلکه ما باید قرآن را به صورت آرام و بسیط بنویسیم تا بر جذابیت زیباییشناسانه و معنوی آن بیافزاییم. در این نوع کتابت کلام خداوند، انسان از زیبایی به معرفت میرسد. در دوره کنونی سعی بر آن است همه چیز متراکم، سهل و سریع منتقل شود. آسیبی که باعث از بین رفتن جذابیت معنوی و مکنونهای که در خط کوفی وجود دارد شده و مانع از توجه کردن و دل دادن به آن برای رخ دادن اتفاق درونی و بطنی شده است. این رویکرد باعث شده که خط کوفی جنبه کاربردی خود را از دست بدهد و کارکرد نمایشگاهی پیدا کند.
ماجرای چالش برانگیزی که وجود دارد این است که انجمن خوشنویسان از جایی به بعد از مبحث کاربردی و اصیل گرافیک کاملا جدا شده است؛ در صورتی که نوشتار در اصل گرافیک بوده است؛ در خطوط دیگر از نظر رنگ، فرم و توجه به برخی فضاسازیها بسیار محدود هستیم. به همین خاطر کمتر مجموعهداری در دنیا برای مثال از یک اثر نستعلیق به عنوان اثری فاخر نام میبرد. ولی تکتک ظروف سفالینهای که ظروفی پست و بیارزش شمرده میشدهاند پس از آنکه به خط کوفی منقش میشود مورد توجه مجموعهداران جهانی قرار میگیرد و به داشتن آن به خود میبالند. خط کوفی از نظر ظاهری و بصری به قدری کِشنده و جذاب است که جایی که دیگر خطوط کشش ندارند، مورد توجه قرار میگیرد. شوربختانه در برجستهسازی زمانی که خط کوفی را از دست دادیم، تمام هنرمان را از دست دادیم و تمام آجرکاریها و نقوش یکدست تمام ابنیه را از دست دادیم.
هنرمند برای پرداختن به خط کوفی نیازمند اعتقاد قلبی، مذهبی و معنوی بالایی است. من در محیطی بزرگ شدهام که نستعلیق و شکسته را به صورت ساده و سنتی نوشتهام. سالها و در حدود بیست سال به نوشتن این دو خط اهتمام داشتهام ولی زمانی که به سراغ کوفی رفتم، آن را بالاتر و والاتر از دیگر خطوط یافتهام. در ده سال گذشته با دقت بالا و تمام داشتههای قبلی سعی کردهام این هنر را احیاء کنم. پرداختن به این کار نیازمند تلمذ، تمرکز و حوصله فراوانی است که سالها باید بدان پرداخت. برای نمونه کتابت خط کوفی به وسیله قلمی سهگوش انجام میشده است که استاد محمد جزایری، پس از سالها تلاش موفق به کشف آن شده است؛ متاسفانه میخواهیم به اهدافمان بدون تلاش دست پیدا کنیم؛ معنویات تا اندازهای رنگ باخته و حوصلهها کم شده است و آن احساس و تمرکزی که یک فرد بدان محتاج است تا پس از سالها تمرکز به هدفش دست یابد از میان رفته است.
در دیگر رشتهها پس از پشت سر گذراندن دورههای انجمن خوشنویسان یک فرد پس از چهار سال میتواند خط بنویسد اما در کوفی اینگونه نیست و شاید تا ده سال زمان لازم باشد که فرد به جایی برسد که قادر به نوشتن یک آیه شود. مسأله دیگری که باید مورد توجه قرار دهیم، این است که خط کوفی هیچگاه فارسی نوشته نشده است. حتی از قرن سوم تا هشتم هجری که متداول بوده است؛ این خط مخصوص کلام خداوند، احادیث و کلام عربی بوده است. حتی در دورهای که خیام و عطار در نیشابور میزیستهاند و این شهر پایتخت خط کوفی به شمار می رفته است، بیتی از اشعار این دو و هیچ شاعر دیگری به خط کوفی نوشته نشده است.
مفدا: کوفی خطی عربی است؛ آیا ایرانیها نقشی در سیر تحول این خط داشتهاند؟
برخی خط کوفی را متعلق به اعراب میدانند که اشکال بزرگی است؛ در قرن سوم هجری و پیش از رواج خط کوفی در سرزمین عربستان خط حجازی متداول بود که خطی زیبا به شمار نمیرفت. خطی نازیبا که جنبه نوشتاری داشت. اما اینکه خط کوفی تبدیل به یک خط زیبا میشود، اکتشاف و خلاقیت ایرانیهاست. به این خاطر نیز هنر اسلامی در دوره اوج تمدن اسلامی در ایران شکل میگیرد. در این دوره ایرانیها هستند که هنر اسلامی را از طریق کتیبهها و مساجد تا قلب آفریقا نیز گسترش دادهاند. هنری که سرچشمه آن خراسان بوده است. پس بنابراین این اتفاق ایرانی است حتی اگر کلام فارسی را با آن ننویسیم. در دورهای که برخی بسیاری از مفاخر ایرانی را عرب میشناسند، سفالینههای منقوش به خط کوفی را در هر کجای دنیا نشان دهید، هنرشناسان آن را به مکتب نیشابور یا سمرقند میشناسند.
یکی از اتفاقات جالب تاریخ خط کوفی این است که در دوره اوج این هنر یعنی قرن پنجم هجری به ۵۰ قلم متفاوت نوشته میشده است. برای مثال در کوفی قلمهای مخصوص برجستهسازی داشتهایم که سایر خطوط از آن بی بهرهاند. قلمهایی که از قزوین، خواف و اصفهان و نقاط مختلف کشور وجود داشته است که یک کتیبه با آن نوشته شده و دیگر تکرار نشده است که نشان از خلاقیت، تنوع و قدرت کاربردی خط کوفی بر روی سطوح مختلف دارد. خطی که پس از کنار گذاشتنش، هیچ خط دیگری را نتوانستم جایگزین آن کنیم.
مفدا: برای احیاء این هنر چه باید کرد؟
گاهی متکثر بودن و هجوم رویکردهای مختلف به یک هنر به احیاء آن نمیانجامد. پرداختن به هنر مانند مسلمانی با عمق باورهایمان رابطه دارد؛ بنابراین دایرکردن انجمن یا اقداماتی نظیر آن، کمکی به متداول کردن این خط نمیکند. همانگونه که در دوره اوج این هنر نیز اینگونه نبوده و اعتقادات درونی افراد مهم بوده است. شاید در دوره اوج شکوفایی خط کوفی در نیشابور بیش از صد نفر به این هنر نمیپرداختهاند اما کارشان را با وضو شروع میکردهاند و با قداست و طمانینه انجام میدادند. بنابراین باید به دنبال این باشیم کسانی که به سراغ این هنر می آیند کارشان را با اعتقاد قلبی انجام دهند.
باید سعی کنیم کسانی که به این خط علاقمندند، در مورد آن تحقیق و کتیبههای منقوش به خط کوفی را احیاء کنند. اگر کارمان را با اعتقاد و صداقت انجام دهیم نگاههایی که باید به این هنر توجه کنند به سوی ما بر خواهند گشت.