افرادبا اختلال وسواسی-جبری؛ افکار یا اعمال وسواسی یا هر دو را دارند. افکار وسواسی؛ افکار، تصورات ذهنی یا تکانه های آشفته کننده هستند. اعمال وسواسی، اعمالی هستند که افراد احساس می کنند برای دور بودن از اضطراب یا جلوگیری از اتفاق بد مجبور به انجام آن هستند. بیشتر افراد وسواسی هم افکار و هم اعمال وسواسی را تواما دارند.
افکار وسواسی رایج شامل ترس از ابتلا به بیماری مانند ایدز یا سرطان،ترس ازتماس با سموم مانندحشره کش ها، ترس از صدمه زدن یا کشتن شخص دیگر که غالبا شخص موردعلاقه فرداست،ترس از فراموش کردن انجام کارها مانندقفل کردن وترس ازانجام کاری غیراخلاقی یاشرم آورمانندفحش دادن باصدای بلند است.
اعمال وسواسی که تشریفات وسواسی نیز نامیده می شوند ؛شامل اعمال رایج مانند شستن یا تمیز کردن،بیش از حد،وارسی کردن مانند وارسی مکرر گاز برای اطمینان از خاموشی،اعمال تکراری مانند ۶ بار روشن و خاموش کردن چراغ، احتکار یا ذخیره، مانند نگه داشتن روزنامه های کهنه و قرار دادن اشیا در الگوی منظم است.
بیشتر افراد مبتلا می دانند که ترس هایشان واقع بینانه واعمالشان معقولانه نیست. با این حال آنها قادر به توقف اعمال نیستند.اختلال وسواسی-جبری یک مشکل رایج است. در طول یک دوره ۶ ماهه بیش از ۴ میلیون نفر در ایالت متحده از این اختلال رنج می برند. وسواس می تواند موجب مشکلات جدی شود. این افراد ساعت ها برای انجام اعمال وسواسی تلاش می کنند که این امر منجر به اختلال در عملکرد شغلی و اجتماعی آنها می شود.بسیاری از افراد از موقعیت ها و مکان هایی که آنها را مضطرب می کند اجتناب می کنند و برخی خانه نشین می شوند. اعضای خانواده این افراد، غالبا در انجام اعمال وسواسی به آنها کمک می کنند.
علت اختلال وسواسی-جبری چیست؟
دلیل کامل وسواس شناخته نشده است. ژن ها در این اختلال نقش دارند. اعضای خانواده مبتلایان به وسواس معمولا مبتلا به وسواس یاسایراختلالات اضطرابی هستند. با این حال ژن ها به تنهایی علت اختلال نیستند، یادگیری واسترس در زندگی،نیزسهمی در بروز اختلال دارند.
وسواس چگونه گسترش می یابد؟
مطالعات نشان می دهد که ۹۰ درصد از افراد افکار مشابه افکار وسواسی را دارند با این حال مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری نسبت به افراد عادی در مورد این افکار بیشتر نگران می شوند. اغلب افکاری که مبتلایان را نگران می کند با ارزش ها و باورهای آنها مغایر است مانند اینکه فرد مذهبی از کافر شدن می ترسد.به دلیل نگرانی از این افکار مبتلایان سعی می کنند از آنها اجتناب کنند و سعی می کنند که این افکار را متوقف کنند. مشکل این است که هرقدر شما سعی کنید در مورد چیزی فکر نکنید، بیشتر به آن فـکر خـواهید کرد. شمــا می توانید این مورد را امتحان کنید : سعی کنید تا ۶۰ ثانیه به فیل صورتی فکر نکنید. احتمالا اولین چیزی که به ذهن شما می آید چیزی است که سعی می کنید به آن فکر نکنید، فیل صورتی. وقتی افراد متوجه می شوند که نمی توانند از افکار نگران کننده اجتناب کنند، اغلب روش های دیگری را برای کاهش اضطراب انجام می -دهند. آنها ممکن است شروع به انجام برخی اعمال کنند مانند شستشوی زیاد یا خواندن دعا. این روش معمولا اضطراب آنها را کاهش می دهد. مشکل این است که کاهش اضطراب موقتی است. بزودی آنها برای احساس بهتر باید دوباره عمل را انجام دهند. و سرانجام این عمل تبدیل به عمل وسواسی می شود.
چگونه درمان شناختی – رفتاری موثر واقع می شود؟
مبتلایان فکر می کنند که اگر آنها در مورد افکار ترس آورشان بدون انجام عمل وسواسی فکر کنند، اضطراب آنها بیشتر و بیشتر خواهد شد و آنها قادر به توقف آن نخواهند بود و اغلب نگران می شوند که ممکن است دیوانه شوند. هدف درمان شناختی – رفتاری این است که به شما کمک کند تا یاد بگیرید که می توانید بدون عمل وسواسی اضطراب خود را کنترل کنید. شما راهبردهای مقابله ای مانند تن آرامی وروش هایی از تفکرکه به احساس اضطراب کمتر کمک می کند یاد می گیرید. شما یاد می گیرید که اگر به جای اجتناب با ترس هایتان مواجه شوید آنها از بین خواهند رفت. درمانگر به شما کمک می کند که به تدریج با ترس هایتان مواجه شوید تا زمانی که اطمینان یابید که می توانید ترس هایتان را بدون انجام عمل وسواسی اداره کنید. این درمان معمولا ۱۰ جلسه طول می کشد. افراد با علایم شدیدتر ممکن است به درمان طولانی تری نیاز داشته باشند.تحقیقات نشان داده که بیش از ۸۰ درصد افرادی که درمان شناختی – رفتاری را کامل می کنند بهبود متوسط تا زیاد کسب می کنند. حتی بعد درمان، داشتن افکار و اعمال وسواسی رایج است.با این حال بیماران احساس کنترل بیشتری دارند و اینکه می توانند از زندگی لذت ببرند. و بیشتر افراد بعد از توقف درمان احساس بهبودی با عود کمتر دارند.
آیا داروها می تواند کمک کند؟
داروهای موثر در این اختلال سطوح سروتونین مغز را افزایش می دهند. روانپزشک ممکن است به شما پیشنهاد دهد که دارو برای شما موثر است. تحقیقات نشان داده که ۵۰ تا ۶۰ درصد از افراد با این روش بهبود می یابند. با این حال با توقف دارو علایم درمورد بیشتر بیماران برمی گردد. به این دلیل علاوه بر درمان دارویی باید درمان شناختی– رفتاری نیز به کار رود. این ترکیب درمان دارویی و شناختی– رفتاری در برخی بیماران بهترین نتیجه را دارد.
از شما به عنوان یک بیمار چه انتظاری داریم ؟
اولین شرط لازم برای درمان انگیزه است. غلبه بر وسواس مشکل است و به تلاش مداوم نیاز دارد. نکته مهم این است که این مشکلات مدت قابل توجهی با شما بودند و جزء برنامه روزانه شما شده اند. غلبه بر این مشکلات مطمئنا نیاز به زمان دارد و شما باید زمانی را برای بهبود خود اختصاص دهید. شما با با بی صبری و بی حوصلگی فقط بر مشکلاتتان می افزایید. دومین مسئله این است که درمان به صورت خط مستقیم نیست و افت و خیز دارد. و شما گاهی روزهای بد خواهید داشت و داشتن این روزها یک قانون است نه استثنا. مهم این است که به خود اطمینان دهید که روز بد داشتن به معنی درماندگی یا برگشت نیست.افرادی که مطمئن هستند به حال سابق برگشته اند معمولا انگیزه خود را از دست میدهند و در درمان مدت زیادی دوام نمی آورند.
مسئله دیگر صداقت درمانجو است. درمانجو باید در مورد ترس ها، اجتناب و تشریفات خود صادق باشد. وقتی درمانجو متوجه می شود که باید با موقعیت های اجتناب کننده رویارو شود این موقعیت هارا به درمانگر نمی گویند یا تکالیف را انجام نمی دهند. این روش اصلا به غلبه بر مشکلات شما کمک نمی کند. مهم این است که درمانگر خود را از ترس ها و مشکلات خود آگاه کنید.افراددیگر ممکن است به دلیل افکار وتشریفات شرم آور،اطلاعات مهم را دراختیار درمانگر قرارندهند. این افکاروتشریفات علیرغم عجیب وغریب بودن کاملا رایج هستند ودرمانگربا شنیدن آنها شما را طرد نخواهد کرد.
احساس اضطراب در شروع درمان و شک در مورد اینکه شما می توانید از درمان سود ببرید، رایج است. آنچه لازم است این است که مایل به درمان باشید. درمانگر ، روش های تازه ای در مورد اضطرابتان به شما آموزش خواهد داد و به شما کمک خواهد کرد تا با مواردی که می ترسیدمواجه شوید.ازشماخواسته خواهدشداین مهارت های تازه را در بین جلسات تمرین کنید.اگر شما تمرینات را انجام دهید، شانستان برای بهتر شدن بسیار زیاد است.
منبع:
Ranchman S.(۱۹۹۷),A cognitive theory of obsessions, Research and Therapy,۳۵,۹,۷۹۳-۸۰۲.
معاونت دانشجویی – فرهنگی
« اداره مشاوره و سلامت روان دانشجویی»
تهیه وتنظیم :
ساناز کبیرنژاد
دانشجوی دکتری روان شناسی