استاد سعید نقاشیان داور جوان رشته خوشنویسی نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ در گفتگو با مفدا به ارزیابی سطح کیفی آثار جشنواره در رشته خوشنویسی پرداخت و جشنواره را بدعت بسیار خوبی در عالم هنر دانست. وی همچنین با تاکید بر اهمیت نقش هنر در کیفیت زندگی انسان، پزشکان هنرمند را انسانهایی متعالی و رو به رشد خواند.
استاد لطفا مروری کوتاه بر شروع کار خوشنویسی و فعالیتهای فعلیتان داشته باشید.
من متولد تیرماه ۵۶ هستم و از سال ۶۹ خوشنویسی را شروع کردم، دوره دانشجویی را در دانشگاه سوره رشته گرافیک خواندم و در سال ۷۷ درجه ممتازی را در خوشنویسی دریافت کردم. از سال ۷۶ افتخار شاگری استاد حمید عجمی خالق خط معلی را دارم و بعد از آشنایی با ایشان گمشده خود و آن چیزی که در هنر به دنبالش میگشتم، در وجود ایشان پیدا کردم. از سال ۷۷ تا الان دارم معلی مینویسم و سعی کردهام شیوه گرافیک خود را در معلی پیاده کنم. ۲۵ نمایشگاه انفرادی در داخل و خارج از کشور در ایتالیا، فرانسه، لندن، دهلی، لاهور، پاکستان، بیروت و لبنان داشتهام که بیشتر در زمینه نقاشیخط بودهاند. در حال حاضر نیز مدرس دروس تایپوگرافی، کاربرد خط در گرافیک و کارگاه ارتباط تصویری در دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز هستم و این افتخار را دارم که در رشته خوشنویسی جشنواره سیمرغ خدمتگذار این مجموعه باشم.
شما در دو دوره قبل جشنواره نیز به عنوان داور با جشنواره همکاری داشتید. سطح آثار را طی این سه دوره چگونه ارزیابی میکنید؟
این جشنواره بدعت بسیار خوبی در عالم هنر است. چرا که کمتر کسی از یک پزشک انتظار دارد آواز بخواند، خوشنویسی کند، تئاتر بازی کند، ساز بزند یا آواز بخواند. از این نظر این جشنواره در نوع خود بی نظیر است. پزشکها به این معروفند که خطشان بد است اما در این جشنواره ما با خوشنویس پزشک مواجه هستیم نه پزشک خوشنویس افرادی که خوشنویسی آنها خیلی جلوتر از پزشکیشان است و این هنر برایشان دغدغه است. این جشنواره اتفاقی بسیار خوب و در نوع خود ممتاز است. البته از نظر کیفیت هنر ایرانی یک مقدار عقب است اما دارد خود را میرساند و من جهش، ذوق، شوق و همت بسیاری را در این سه دوره شاهد بودهام و میبینم که خیلی پیشرفت کرده و کیفیت آثار بالا رفته است. در نقاشیخط کارهای بسیار خوبی در بین کارکنان و دانشجویان داشتیم، در نستعلیق آثار بسیار خوبی ارائه شده و در معلی نیز سطح آثار پیشرفت بسیاری کرده، در شکسته، ثلث و نسخ هم آثار این دوره ممتاز بود.
خود دانشجویان را چگونه دیدید؟
این دانشجویان طالب یادگیری هستند، گاردشان باز است و اجازه میدهند از کارشان نقد شود و بسیار احترام میگذارند، این احترام خیلی ارزشمند است، من صحبتهای تعاملی خوبی با آنها داشتم و بسیار لذت بردم که با آنها گفتگو و درباره آثارشان بحث کردم. پیشنهاد من این است که در طول سال کارگاههای آموزشی در هر رشته برگزار شود تا خروجی جشنواره کیفیت بسیار بیشتری داشته باشد.
به نظر شما فرق یک پزشک هنرمند با دیگر پزشکان چیست؟
بیشتر پزشکها تک بعدی هستند و از نظر ذهنی از یک نیم کره مغز خود استفاده میکنند و این یک امر طبیعی است چرا که کسی که میخواهد در کارش حرفهای باشد باید بر آن تمرکز کند. اما هنر میتواند برای پزشکی که از صبح تا شب درگیر بیماری و بیمارستان است یک کاتالیزور، یک جهش خوب و یک سکوت باشد. هنر در ذهن انسان ایجاد خلاء میکند. برای ذهن پزشکی که درگیر است و تنش زیادی دارد میتواند یک ریلکسیشن باشد. به خصوص خوشنویسی که ذاتش مراقبه است، بسیار میتواند به یک پزشک برای بهبود حالش و رسیدن به یک اتفاق بهتر کمک کند. در کشورهای اروپایی یادگیری هنر جزو دروس اصلی و نه اختیاری یک دانش آموز یا دانشجو است و شاهد هستیم که یک پزشک پیانو هم مینوازد چون وادار شده یاد بگیرد چون لازم است.
چرا آموختن هنر لازم است؟
هنر یک علم است و باید آن را آموخت و ذهن را وادار کرد که وارد این فضا شود تا انسان را به کمال برساند. انسان کامل کسی است که نیمکره چپ و راستش با هم کار کند. خیلی از دوستان ما هم با دست چپ و هم با دست راست مینویسند و این به نظر من یک تکامل است. کسی که دانش، معلومات و کمالات پزشکی را کسب کرده اگر هنر را هم چاشنی آن کند بسیار به کمال نزدیک شده است و اتفاقات میمونی برای او و جامعه رخ میدهد. هنر مثل چاشنی غذاست، اگر باشد زندگی انسان طعم دیگری میگیرد و طعم دیگری به دیگران نیز میچشاند. در چین اساتید خوشنویسی، عرفای آنها هستند مثلا یک ساعت ذن میگیرد و تمرکز میکند بعد یک قلم میکشد. خوشنویسی ما هم همین حس را دارد اما خیلی قویتر است. هندسهای که جایگاهی در معنا دارد و همین باعث میشود انسان معنویتر در خوشنویسی ایرانی با هندسه متعالی مواجه هستیم، و رو به کمالی باشیم. همین خود به خود باعث میشود ذهن آرام شود. خوشنویسی و هنر یک مدیتیشن است چون انسان را به سکوت میرساند و او از ناخودآگاه خود به خودآگاه در میآید. اگر این اتفاق بیفتد انسان کاملی میشویم و اثرمان اثر ماندگاری میشود. هنرمند مولف میشود نه مقلد و این تالیف بسیار اعتماد به نفس و عزت نفس میدهد.
اعتماد به نفس و عزت نفس امروزه نیاز اصلی جوانان است. نظر شما چیست؟
خیلی به این دو احتیاج داریم ما اعتماد به نفس و عزت نفس کمی داریم و آدمها مهرطلب شدهاند و حاضرند هر کاری بکنند تا دوست داشته شوند و این درست نیست. ولی با رسیدن به یک هنر و یک اتفاق هنری اصیل با یک تمرین بسیار زیاد میتوانیم عزت نفس بالایی پیدا کنیم که نیاز به هیچ مهری نداشته باشیم. و هنر این را اجاد میکند. این عزت نفس را نمی توانیم با هر چیزی به دست بیاوریم ولی با هنر میتوان آن را به دست آورد و روح را متعالیتر کرد.
دانشجویان بسیاری هستند که به هنر علاقه دارند ولی هنوز خود را در هنر خاصی پیدا نکردهاند. راهکار شما برای این موضوع چیست؟
این جشنواره قویتر شود، پررنگتر شود، جایزهها بیشتر شود، شعار و شوآف بیشتری داشته باشد تا دانشجویان ترغیب شوند حضور در جشنواره برایشان جالب شود و آنها را به این سمت ببرد که سراغ هنر بروند. این جشنواره بسیار میتواند در ترغیب کسانی که میخواهند اما نمیتوانند تاثیر داشته باشد و این حس را در آنها ایجاد کند که چرا من نه، چرا که نه.
در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
هویت هنری چیزی است که در ایران دارد به فراموشی سپرده میشود و برگزاری این جشنواره هویت خاصی به هنر از دست رفته ما میدهد. ما نمیبینیم که جوانها سراغ فرمهای سنتی مثل نستعلیق، ثلث یا نسخ بروند. همین که در فراخوان این جشنواره ثلث، معلی، نستعلیق و شکسته نستعلیق دیده میشود، این یعنی ارزش قائل شدن برای هنر سنتی ما که دارد از بین میرود. هر سال رنسانسی در مقطع کوچکی از جامعه ایران اتفاق میافتد و طی آن بازآفرینی در هنر ایجاد میشود و این اتفاق خیلی خوبی است. این نوع جشنوارهها هویت هنر سنتی ما را نگه میدارند.