به گزارش مفدا اصفهان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358 توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که با اسارت گرفتن 53 نفر از جاسوسان آمریکا به پایان رسید آن چنان ضربه ای به حیثیت آمریکا وارد کرد و سیاست های استعمار گرانه آن ها را از هم پاشید که کاخ سفید را بر آن داشت که به هر نحو ممکن این مساله را حل کند.

بنابراین آمریکا در گام اول با اقدامات دیپلماتیکی خود به تحریم روابط سیاسی و اقتصادی ایران زد و در گام دوم طرح تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرارداد امریکا با طـراحی عـملیاتی پیچیده و دقیق برای حمله نـظامی به ایران، به بهانه رهاسازی جاسوس های مستقر در محل سفارت روی اورد: آمریکایی ها با غرور و اطمینان ناشی از پیش بینی نیروی انسانی کار آزموده و تجهیزات مدرن و کارآمد در شبانگاه پنجم اردیبهشت ماه سال 1358 در حالی که خود را بر زمین طبس می دیدند، در اوج حیرت و ناباوری ها با وقوع طوفان شن و برخورد بالگردهای متجاوز به یکدیگر، شکست سنگین و غیرقابل تصوری را متحمل گردیدند و سرانجام با لغو عملیات مجبور به فرار از خاک ایران شدند.

● نقشه عملیات : در ابتدا بهترین روش در نظر نیروهای ویژه، وارد شدن به ایران از طریق کامیـونها و به وسـیله مرز زمـینی ترکیـه بود ولی این روش به دلایل سیاسـی و ریـسک تلفات سنگین، کنار گذاشته شد. سپس موضوع عملیات از طریق هوا مطرح شد. در دسامبر 1979 گروهی از نیروهای ویژه انتخاب شده و تحت تمرینات مخصوص قرار گرفتند. این تمرینات تا مارس 1980 به طول انجامید. در تاریخ 16 آوریل 1980 (27 فروردین 1359) انجام عملیات تایید شد و دستور شروع آن داده شد. بین روزهای 19 تا23 آوریل (30 فروردین تا 2 اردیبهشت 59) نیروهای عملکننده به جنـوب غربی آسیا منتقل شدند. این نیروها تمرینات خود را در پایگاهی در مصر گذرانده بودند.نیروهای شرکتکننده در ماموریت از هر 4 نیروی مسلح آمریکا انتخاب شده بودند. 8 فروند بالگرد RH-53D مین روب از نیروی دریایی با خدمه از نیروی تفنگدار دریایی 12 فروند هواپیما از نیروی هوایی و کماندوها نیز از ارتش آمریکا انتخاب شده بودند. تعدادی از رابطین نیز قبل از شروع عملیات به تهران فرسـتاده شده بودند. ناوهای هواپیمابر USS Nimitz (CVN)) و USS Coral sea (CV نیز در دریای عمان حاضر بودند و آمادگی پشتیبانی هوایی عملیات را با F-14A - A-6E و A-7E های خود داشتند.کلیات نقشه خیلی سـاده بود. نیروهای عملکننده شب قبل از حمله وارد ایران میشدند؛ به نحوی خود را به تهران می رساندند و تا شب حمله مخفی میشدند، حمله را انجـام میدادند و سـپس از ایـران خارج میشدند. ولی در جزییات نقشه کمی پیچیدهتر به نظر میرسید. در شب اول عملیات 3 فروند MC-130E وارد ایران میشدند و در نقطهای نزدیک شهر طبس فرود میآمدند. این 3 فروند حامل نیروهای دلتا، فرمـاندهان عملیات، مترجمین و رانندگان کامیونها بودند. 3 فروند EC-130E به دنبال هواپیماهای قبلی روانه میشدند و خود را برای سوخت رسانی به بالگـردها در محل فـرود آماده میکردند. زمانی که بالـگردها سوختگیری کردند، نیروهای دلتا را سوار کرده و عازم منطقهای در نزدیکی تهران میشدند تا در آن جا با رابطینی که ازقبل در ایران حضور داشتند، دیدار کرده و در مکان امنی پنهان شوند. بالگردها نیز به مکان امنی در همان نزدیکی رفته و تا زمان فراخوانده شدن توسط نیروهای ویژه، در آن جا مخفی میشدند.در شب بعد مجددا MC-130E و EC-130E ها به ایران پرواز میکردند. منتها این بارحامل تعدادی کماندو و هدف آنها فرودگاه منظریه میباشد. کماندوها به فرودگاه حمله و آن جا را تصرف میکردند تا دو فروند C-141پیش بینی شده برای تخلیه گروگانها و نیروهای دلتا بتـوانند فرود بیایند.

3 فروند AC-130E نیز به منظور پشتیبانی و پوشش کماندوهایی که به فرودگاه منظریه حمله میکردند وارد عمل میشدند. همزمان با حمله گروه دوم کماندوها به فرودگاه منظریه، نیروهای دلـتا به محل سفارت حمله میکردند، گروگان ها را نجات داده و با کامیونها به سمت استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) حرکت میکردند. بالگردهای RH-53D در این مکان منتظر آنها بـودند. کماندوها و گـروگانها سوار بر بالگردها شده و به سمت فرودگاه منظریه حرکت میکردند و با دو فروند C-141 از ایران خارج میشدند و راهی پایگاهی در عربستان سـعودی میشدند. البـته چون بالگردها را نمیتوانـستند از ایران خارج کنند، قبل از ترک ایران آنها را منهدم میکردند. عملیات به خوبی برنامه ریزی شده بود ولی آنگونه که پیش بینی شده بود پیش نرفت.
شروع عملیات : در بعد از ظهر 27 آوریل 1980، 6 فروند C-130 از پایگاهـی در عمان برخاسته و راهی منطقهای در نزدیکی طبس شدند که با کد Desert 1 شنـاخته میشد. همـزمان 8 بالـگرد هم از روی ناو نیمیتز برخاسته و عازم همان مکان شدند. یک ماه قبل از شروع عملیات، یک متخصص نیروی هوایی آمریکا منطقهای را برای فرود هواپیماها آماده کرده و اطراف آن را به چراغهای راهنمای فرود مجهز کرده بود. همچنین یک هواپیمای جاسوسی CIA در پروازی در آن منطقه امواج راداری را در ارتفاع 3000 پایی ردیابی کرده بود. با این وجود به خلبانان بالگردها دستور داده شده بود که زیر ارتفاع 200 پایی پرواز کنند تا از شناخته شدن توسط رادار جلوگیری کنند.این محدودیت ارتفاع باعث شد تا بالگردها دچار طوفان شن بشوند. این طوفان باعث شد تا دو بالگرد دچار نقص فنی شده و از ادامه عملیات بازبمانند. یکی از بالگردهای سالم بازگشت تا خدمه دو بالگرد معیوب را سوار کند که با این کار عملا 20 دقیقه از برنامه عقب افتاد. اکـنون عملیات با 6 فـروند بالـگرد که حـداقل مورد نیاز بـرای اجرای عملیات بود، بایست ادامه مییافت. اولین گروه 3 فروندی از بالگردها 1 ساعت دیرتر از برنامه به Desert 1 رسیدند درحالی که گروه دوم نیز با 15 دقیقه تاخیر به محل فرود رسیدند. بعد از استقرار بالگردها، معلوم شد که یکی از آنها سیستم هیدرولیک خود را از دست داده و از آن جایی که ادامه ماموریت با 5 فروند امکان پذیر نبود، مـاموریـت لغو شد و بالگـردها برای بازگـشت به پایگاه مشـغول سوختگیری از EC-130E ها شدند. مشکل دیگری نیز وجود داشت. یک اتوبوس با 40 مسافر که از جادهای در آن نزدیکی عبور میکردند، راننده و مسافرین تا لحظهای که نیروهای آمریکایی ایـران را ترک کردند، به عنوان گروگان دستگیر شده بودند.

حادثه اصلی در صحرای طبس : درحالی که بالگردها وهواپیماها خود را برای بازگشت آماده میکردند، اتفاقی باعث شد که شرایط بدتر از قبل شود. یک فروند بالـگرد که سـوختگـیری کرده بود تیک آف کرد تا جای خود را به بالگرد دیگری بدهد که به دلیل طوفان شن و عدم دید کافی به یک فروند MC-130E برخـورد کرد. هر دو بالـگرد به تلی از آتـش بدل گردیـدند و باعث کشته شـدن 8 نفر و مجروح گردیدن 4 یا 5 نفر دیگر شدند. به خاطر هرج و مرج پیش آمده پس از برخورد دو بالگرد، نیروهای امریکایی سعی در تخلیه منطقه در اسرع وقت داشتند. از این رو 5 فروند بالـگرد باقیمـانده را سالم رها کرده و حتی مدارک و اسناد محرمانه موجود در آنها را نیز از بین نبردند. همین اسناد باعث شد که اکثر رابطین این عمـلیات که از قبل در تـهران به سـر می بردند، دستـگیر شوند.
پس از بازگشت افتضاح آمیز نیروها، یک کمیسیون 6 نفره مامور بررسی دلایل شکست شد. یکی از موضوعاتی که کمیسیون به آن انتقاداتی وارد کرد، انتخاب خدمه پروازی کم تجربه از نیروی تفنگداران دریایی برای خلبانی بالگردهای RH-53D نیروی دریایی بود. به گفته این کمیسیون، این خلبان تجربه کمی در پروازهای دور از پایگاه و طولانی مدت داشته بودند؛ همچـنین در سوخـت گیری از C-130 هم تبحر کافی نداشتند و این درحالی بود که صدها خلبان با تجربه H-53 در نیروی هوایی و نیروی دریایی وجود داشت. موضوع دیگر تعداد بالگردها بود. به عقیده کمیسیون حداقل 10 یا 12 بالگرد باید از ناو نیمیتز پرواز می کردند تا وجود 6 فروند الزامی برای اتمام عملیات تضمین می شد. همچنین کمیسیون معتـقد بود اگر از روش سوخـت گیری در هوا استـفاده شده بود، شـاید نتایج بهـتری بوجـود می آمد. کما این که اگر از این روش استفاده می شد، دیگر نیازی به فرود هواپیماها و بالگردها در نقطه Desert 1 برای سوخت رسانی به بالگردها وجود نداشت.

اما نکته اصلی که طراحان آمریکایی از آن غافل مانده بودند لطف و امدادهای غیبی الهی بود. به نظر میر سد آمریکا از این عبرت تاریخی
درس نگرفته است که هنوز در توهمات بلند پروازانه و جنگ طلبانه خود سیر می کند.
واحد پژوهش فرهنگی/اصفهان مفدا