به گزارش مفدا، جهرم، برای درک بهتر این عمق عرفانی، این دو بیت از او، حاوی درسهای بزرگی درباره «خویشتن» و «عشق» هستند:
۱. درباره مانع اصلی رسیدن به حقیقت (نفی «من»):
«میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»
حافظ در اینجا به یکی از عمیقترین آموزههای عرفان اشاره میکند. او میگوید خداوند (معشوق) از رگ گردن به ما نزدیکتر است و هیچ فاصلهای میان ما و او وجود ندارد. تنها چیزی که مانع دیدن این حقیقت میشود، «خودِ» انسان یا همان «منِ» کاذب است. تا زمانی که منیّت و خودخواهی در میان باشد، حجابی میان عاشق و معشوق است؛ با کنار زدن این «من»، پردهها کنار میرود و حقیقتِ وحدت وجود آشکار میشود.
۲. درباره چرایی هستی (تجلی عشق):
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»
این بیت به «فلسفه خلقت» از دیدگاه عرفانی اشاره دارد. حافظ معتقد است که جهان نه بر پایه تصادف، بلکه بر پایه «عشق» بنا شده است. وقتی خداوند (که جمال مطلق است) اراده کرد که دیده شود، تجلی کرد و این تجلی باعث شد که عشق در عالم متولد شود. این «آتش» که حافظ از آن سخن میگوید، همان حرارت و اشتیاق وجودی است که در تمام ذرات عالم هستی جاری شده تا همه چیز به سمت کمال و بازگشت به اصلِ خویش حرکت کنند.
