چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۰

دکتر عبادی آذر

پیشگیری از خودکشی نیازمند عزم فرابخشی است؛ نظام سلامت تنها یک‌پنجم نقش دارد

همایش خودکشی

معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران، با تأکید بر اینکه خودکشی به عنوان چهارمین علت مرگ در سنین ۱۵ تا ۲۹ سال، پدیده‌ای قابل مدیریت است، گفت: نظام سلامت تنها ۲۰ درصد در پیشگیری از خودکشی نقش دارد و موفقیت در این حوزه نیازمند اقدام همگانی و چندبخشی است.

به گزارش مفدا ایران، دکتر فربد عبادی‌آذر معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران در همایش پیشگیری از خودکشی که صبح امروز در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد، با تأکید بر اینکه رویکرد نظام شبکه بهداشت در پیشگیری از خودکشی باید مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک و بار بیماری باشد، اظهار کرد: در سطح جهانی، سالانه بیش از ۷۰۰ هزار نفر در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند و به ازای هر مرگ، ۲۰ تا ۳۰ مورد اقدام به خودکشی رخ می‌دهد که این پدیده را به چهارمین علت مرگ در سنین ۱۵ تا ۲۹ سالگی تبدیل کرده است.

وی ادامه داد: در سطح سیاست‌گذاری، پیام محوری ما عبور از «فرهنگ سکوت» و حرکت به سمت «فرهنگ گفتگوی امن و حمایت‌گر» است. پیشگیری از خودکشی نیازمند اقدام همگانی، چندرشته‌ای و چندبخشی است و نظام بهداشت تنها ۲۰ درصد از این نقش را ایفا می‌کند؛ بنابراین همه ارگان‌ها در سیستم باید برای پیشگیری از این پدیده فعالیت کنند.

معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: اگر نتوانیم از سرمایه‌های انسانی خود محافظت کنیم، خسارت بزرگی به کشور وارد می‌شود؛ همان‌طور که در بازار، وقتی کسی ورشکست می‌شود می‌گویند کل سرمایه‌اش از بین رفت، خودکشی دستیاران و دانشجویان نیز به معنای هدر رفتن سرمایه‌های ملت است. ما باید چهارچوب راهبردی، اهداف کلان ملی و برنامه ملی کاهش نرخ خودکشی داشته باشیم، در غیر این صورت تصمیمات ما به ارتقای سواد سلامت روان جامعه منجر نخواهد شد.

وی با تشریح فرآیند شبکه سلامت گفت: خانه، پایگاه سلامت است و ارزیابی اولیه سلامت روان توسط مراقب سلامت و پزشک عمومی انجام می‌شود؛ پزشک عمومی ارزیابی تشخیصی بالینی را انجام داده و مداخلات دارویی را آغاز می‌کند. در سطح ۲، خدمات بیمارستانی ارائه می‌شود و با مصوبات اخیر وزارت بهداشت، مراکز سراج نیز برای جلوگیری از هدر رفتن وقت طلایی در شبکه تعریف شده‌اند. فرآیند اقدامات مداخله‌ای ما شامل حداقل ۵ جلسه مداخله با خانواده‌های سوگوار، پیگیری جهت مراقبت‌های بعدی، انجام مداخلات گروهی، ارائه خدمات روان‌شناختی و آموزشی به افراد در معرض تماس، گزارش‌دهی روان‌شناسان، مصاحبه انگیزشی، و انجام مداخلات تخصصی بر اساس پروتکل وزارت بهداشت است. حتی در مواردی که حوادث در منطقه رخ می‌دهد، تیم‌های ما حضور یافته و روان‌شناسان ضمن برقراری ارتباط، سطح خطر را ارزیابی کرده و مداخلات مرتبط را انجام می‌دهند؛ پس از آن نیز پیگیری‌های روزهای اول، دوم، سوم و سپس پیگیری‌های ماهانه انجام می‌شود.

عبادی‌آذر با انتقاد از عدم استفاده بهینه از پژوهش‌ها افزود: متأسفانه از مقالات علمی در این حوزه به آن صورت که باید استفاده نمی‌شود؛ در حالی که بررسی‌های سیستماتیک بر چالش‌های ساختاری در شبکه سلامت، موانع ویژگی‌های فردی و چالش‌های ارتباطی با تیم درمان تأکید دارند و ضرورت بازنگری در سیستم مراقبت را نشان می‌دهند. بر اساس پژوهش‌ها، بهبود سیستم نیازمند افزایش نیروی انسانی و حمایت است. عوامل خودکشی شامل عوامل رفتاری و تجارب قبلی که قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ها هستند، اختلالات روان‌پزشکی، عوامل شناختی و هیجانی، عوامل زیستی و ژنتیکی، عوامل اجتماعی-اقتصادی و محیطی و نهایتاً دسترسی به ابزارهای خودکشی است. داده‌های ما باید به‌صورت کامل، به‌موقع و محرمانه ثبت شود؛ خوشبختانه دانشگاه‌ها برای کیس‌های منطقه، دسترسی باز به داده‌های پزشکی دارند.

وی با اشاره به توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت بیان کرد: یکسان‌سازی دسترسی‌ها، تعامل با رسانه‌ها برای گزارش‌دهی مسئولانه، تقویت مهارت‌های زندگی به‌ویژه در نوجوانان و شناسایی، ارزیابی، مدیریت و پیگیری زودهنگام، از اولویت‌های ماست. ما با چالش‌های اجرایی همچون تداوم‌بخشی به خدمات در مراجعه افراد، کمبود روان‌شناسان بالینی و متخصصین، و ناقص بودن حلقه‌های ارجاع و بازخورد میان اورژانس و متخصصین مواجه هستیم. نیاز داریم وزارت بهداشت نیروهای لازم را تأمین کند، هرچند ضوابط آن برای ما هنوز مبهم است. در مقابل، فرصت‌هایی مثل گسترش خدمات سلامت پزشکان و تقویت نظام آموزشی را داریم. اولویت‌های عملیاتی ما شامل پوشش ۱۰۰ درصدی «طرح ایمنی» برای تمام مراجعین در مراکز سلامت، کاهش زمان پیگیری پس از اقدام، تربیت مربی برای برنامه پیشگیری، و استقرار گروه‌های حمایت از بازماندگان خودکشی است.

معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران تأکید کرد: خودکشی قابل پیش‌بینی است و هیچ مشکلی برای همدلی و اقدام در کشور وجود ندارد. به نظر من بودجه‌ای که دولت در اختیار سازمان‌ها قرار می‌دهد کافی است، حتی دو تا سه برابر هزینه‌هایی است که ما کم می‌آوریم؛ مشکل اصلی «سوءمدیریت» است. منابع وجود دارد اما چون مدیریت بهینه نداریم، نمی‌توانیم آن‌ها را به نحو احسن خرج کنیم. همت و منابع کافی داریم، فقط مدیریت منابع دچار ضعف است که باید اصلاح شود.