جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷

تهیه شده در واحد چندرسانه‌ای مفدا_جهرم؛

عکس نوشت|سبز ماندن میان ویرانی‌ها ریشه می‌خواهد

image-20261003161103-1.png

سبز ماندن در اقلیمی که ویرانی و زوال، سایه بر سرِ باروری گسترده است، نه یک اتفاق، که یک کنشِ آگاهانه و سرکشانه است. ریشه داشتن، در این سیاق، تنها به معنای پیوند با خاک و میراث نیست؛ بلکه استعاره‌ای از اتصالِ وجودیِ انسان به باورها، آرمان‌ها و ارزش‌های بنیادینی است که همچون عصاره‌ای حیات‌بخش، در فصول سردِ ناامیدی، صیانت از روح را تضمین می‌کنند. درختِ سبزِ ایستاده میان آوار، گواه این حقیقت است که برای تاب‌آوری، باید از سطح گذر کرد و در ژرفنایِ معنا، همان‌جایی که حقیقتِ وجودیِ انسان نهفته است، لنگر انداخت.

دقیقاً در همین‌جاست که تفاوت میان “دوام آوردن” و “زندگی کردن” آشکار می‌شود. ویرانی‌ها، در هر شکلِ فیزیکی یا روانی‌شان، همواره برای خشکاندنِ جان‌های آزاده آمده‌اند؛ اما ریشه‌هایی که در خاکِ آگاهی، فرهنگ و دانش تنیده شده‌اند، به راحتی به زوال تن نمی‌دهند.

این ریشه‌ها، همان پیوندهای عمیقِ انسانی، همبستگی‌های اجتماعی و باور به فردایی روشن هستند که اجازه نمی‌دهند غبارِ رخوت، بر چهره‌ی زیستن بنشیند. سبز ماندن، یعنی علی‌رغمِ هجمه‌ی طوفان‌های سهمگینِ روزگار، همچنان به جریانِ حیات‌بخشِ رشد و بالندگی وفادار ماندن؛ چرا که ریشه‌دار بودن، قدرتِ مطلقِ مقابله با هرگونه نابودی است.

عکس نوشت|سبز ماندن میان ویرانی‌ها ریشه می‌خواهد