به گزارش مفدا هرمزگان؛ وقتی تقویم به ۳۱ شهریور میرسد، ناخودآگاه بوی خاکریز، صدای آژیر خطر و شکوه ایستادگی در ذهنها زنده میشود. روزی که رژیم بعث عراق، با خیالی خام و حمایتِ همهجانبهی استکبار جهانی، جنگی نابرابر را به خاک ایران تحمیل کرد. اما ماشین جنگی دشمن یک چیز را در معادلاتش محاسبه نکرده بود، سدِ محکمی از دلیرمردان، شیرزنان و جوانانی که حاضر نبودند حتی یک وجب از خاک، فرهنگ و هویت این سرزمین به تاراج برود.
در دلِ این هشت سال دفاعِ نفسگیر، حماسهای دیگر در جریان بود که حیاتیترین شریان جبههها محسوب میشد، حضور پررنگ، خطشکن و اثربخش کادر سلامت. پزشکان، پرستاران، امدادگران و دانشجویان علوم پزشکیِ آن روزگار، با روپوشهای سپیدی که بارها به خون آغشته شد، دوشادوش رزمندگان در خط مقدم حاضر شدند. آنها در دل بمبارانها و در اورژانسهای صحرایی زیر آتش توپخانه، ثابت کردند که تیم سلامت در بطن بحرانها، نه تنها پا پس نمیکشد، بلکه سپر بلای جان مدافعان وطن میشود.
این حضورِشجاعانه و حماسهآفرین، قرار نیست تنها یک خاطرهی بایگانیشده در دلِ تاریخ یا صرفاً متنی برای گرامیداشت باشد؛ بلکه یک "تلنگرِ بیدارباش" است. تلنگری برای ما، دانشجویان و جوانانی که امروز در کلاسهای درس، آزمایشگاهها و راهروهای بیمارستانها قدم میزنیم.
رفقای دانشجو! سال ۱۳۵۹جبهه دفاع از ایران در مرزهای خاکی و در برابر گلولهها و ترکشها بود، اما امروز، جبههها پوستاندازی کردهاند.جنگ امروز، جنگ ترکیبی است که ارادهها، علم، پیشرفت و امیدواری و باورهای دینی و ملی را نشانه گرفته است.
پای کارِ وطن، در دلِ بحران
تاریخ ثابت کرده است که آزمونهای این سرزمین پایانی ندارد و قصه غیرت ایرانیان، محدود به تقویمهای گذشته نیست. در همین روزها و ماه های اخیر نیزاز جنگ افروزی و تهدیدهای ترکیبی، ترورهای ناجوانمردانه و تحریمهای ظالمانه گرفته تا بحرانهای سخت دشمنان بار دیگر محاسباتشان به سنگ خورده است، چرا که دیدند همان روحیه ایستادگی شهریور ۵۹ در رگهای جوانان و کادر سلامت امروز بازتولید شده است.
نسلی که پای کارِ ایران ایستاد، در خط مقدم دفاع از امنیت و جان مردم قد علم کرد و نشان داد که اگر آتشِ بحران زبانه بکشد، غیرتمندی فرزندان این خاک نسلی به نسل دیگر منتقل شده و اجازه نخواهند داد کوچکترین خدشهای به عزت و کیان این مرزوبوم وارد شود.