به گزارش مفدا اراک؛
بعدازظهر حاجیآباد است؛ روستا آرام است، اما در چند نقطه رفتوآمد دانشجوها بیشتر از همیشه به چشم میآید.
گروهی راهی پایگاه سلامت شدهاند، چند نفر در مدرسه ابتدایی مستقرند و در مسجد هم صدای کودکان و رفتوآمد دانشجویانی که برنامههای فرهنگی را آماده میکنند، فضای متفاوتی ساخته است.
اینجا خبری از آن تصویری که معمولاً از روزهای پایانی تابستان یک دانشجو در ذهن داریم نیست؛ خبری از سفر و استراحت چندروزه نیست. مقصد این گروه، حاجیآباد است؛ روستایی در منطقه شهباز شهرستان شازند، حدود ۴۵ کیلومتری اراک، با نزدیک به ۴۸۰ خانوار که بخش مهمی از زندگی مردمش با کشاورزی و کشت گندم و جو گره خورده است.
دانشجویان از شب گذشته در روستا مستقر شدهاند و از صبح چهارشنبه فعالیتشان را آغاز کردهاند؛ قرار است تا جمعه بمانند و در همین چند روز، هرکدام گوشهای از کار را بر عهده بگیرند.
نکتهای که در همان ابتدای حضور در اردو بیشتر از هر چیز جلب توجه میکند، دانشجو بودن همه اعضای این گروه است؛ دانشجویان دانشگاه علومپزشکی اراک که این بار کلاس و دانشگاه را کنار گذاشتهاند تا دانستههایشان را در فضای دیگری، میان مردم روستا، تجربه کنند.
ارائه خدمات پزشکی و سلامت در پایگاه سلامت حاجیآباد
اولین مقصد، پایگاه سلامت روستاست.
فضای پایگاه، حالوهوای یک روز عادی کاری را ندارد. دانشجویان پزشکی و پرستاری در کنار پزشکان و روانشناس مشغول فعالیتاند و هر بخش، میزبان بخشی از خدمات سلامت است.
پزشکی عمومی، سلامت زنان و مامایی، تغذیه، روانشناسی و داروخانه؛ خدماتی که کنار هم قرار گرفتهاند تا اهالی روستا بتوانند بخشی از نیازهای درمانی و سلامت خود را در همین محل پیگیری کنند.
دانشجوها هرکدام درگیر کاری هستند؛ یکی همراه بیمار است، دیگری در کنار تیم درمان فعالیت میکند و نفر دیگری مشغول هماهنگی امور است. فضای کوچک پایگاه، پر از رفتوآمد و گفتوگوست و در میان این رفتوآمدها، چیزی که بیشتر از همه دیده میشود، تلاش دانشجویان برای مفید بودن است.
اینجا دیگر آموختههای دانشگاه فقط روی کاغذ و در کلاس نیست؛ بخشی از آن باید در مواجهه با یک بیمار، یک مراجعهکننده و یک نیاز واقعی خودش را نشان دهد.


ارائه خدمات دندانپزشکی به اهالی روستا در مدرسه ابتدایی
از پایگاه سلامت که بیرون میآییم، مقصد بعدی مدرسه ابتدایی حاجیآباد است.
مدرسهای که فعلاً کلاسهایش حالوهوای دیگری دارد. تجهیزات دندانپزشکی در محل مستقر شده و تیم دندانپزشکی مشغول ارائه خدمات به اهالی است.
کشیدن دندان و عصبکشی از جمله خدماتی است که در این بخش ارائه میشود و دانشجویان نیز در کنار تیم مربوطه فعالیت میکنند.
حضور تیم درمانی در مدرسه، فضای آشنای کلاس و نیمکت را برای چند روز به محیطی متفاوت تبدیل کرده است؛ جایی که این بار قرار نیست دانشآموزان پشت میز بنشینند، بلکه اهالی روستا برای دریافت خدمات سلامت وارد آن میشوند.
در گوشهای از مدرسه، تجهیزات آماده است و در گوشهای دیگر، دانشجویان مشغول هماهنگی و کمک به روند ارائه خدمات هستند. چند روزی است که این مدرسه، یکی از ایستگاههای اصلی اردوی جهادی دانشجویان شده است.


برگزاری برنامههای فرهنگی و مسابقات دانشجویی در مسجد حاجیآباد
مسجد روستا، سومین مقصد است.
اینجا فضا کاملاً تغییر میکند. صدای بچهها بیشتر شنیده میشود و چند کودک روستا دور دانشجویان جمع شدهاند.
گروهی از دانشجویان مسئول اجرای برنامههای فرهنگی و مسابقات هستند. فضای مسجد برای ساعتی از حالت معمول فاصله گرفته و تبدیل به محلی برای ارتباط دانشجوها با کودکان حاجیآباد شده است.
خدمت برای این گروه فقط در درمان و سلامت خلاصه نمیشود. در کنار پزشکی و دندانپزشکی، بخشی از توان دانشجویان صرف برنامههایی شده که قرار است چند ساعت از وقت کودکان روستا را با نشاط، بازی و فعالیت فرهنگی همراه کند.
شاید برای بچههای حاجیآباد، این چند ساعت تنها یک برنامه ساده باشد؛ اما برای دانشجوهایی که از شهر آمدهاند، همین ارتباط نزدیک با مردم و کودکان روستا بخشی از معنای اردوی جهادی است.


اختصاص بخشی از تعطیلات تابستانی دانشجویان به خدمت جهادی
حالا چند روز بیشتر به پایان تعطیلات تابستانی نمانده است.
دانشجوها میتوانستند این روزها را در خانه، کنار خانواده، در سفر یا در استراحت بگذرانند؛ اما تصمیم گرفتهاند بخشی از تعطیلاتشان را در حاجیآباد سپری کنند.
از شب گذشته که وارد روستا شدهاند تا روز جمعه که قرار است اردو به پایان برسد، برنامهشان میان پایگاه سلامت، مدرسه و مسجد تقسیم شده است.
برای یک دانشجو، تعطیلات فقط فرصت استراحت نیست؛ گاهی فرصتی است برای اینکه آنچه آموخته، در جایی غیر از کلاس و بیمارستان دانشگاه هم به کار بیاید.


اینجا دانشجوها با لباس و تجهیزات کار، میان مردم روستا رفتوآمد میکنند؛ با اهالی صحبت میکنند، به مراجعهکنندگان رسیدگی میکنند و در فاصلهای کوتاه، از یک پایگاه به مدرسه و از مدرسه به مسجد میروند.
همین رفتوآمدهای ساده، تصویر اصلی این اردو را میسازد؛ دانشجوهایی که چند روز از تعطیلاتشان را کنار گذاشتهاند تا بخشی از وقتشان را برای دیگران صرف کنند.
قرارگاه شهید دریس؛ روایت دانشجویانی که خدمت را انتخاب کردند
نام این اردو، قرارگاه جهادی شهید دریس است؛ نامی که به یکی از دانشجویان جهادی دانشگاه علومپزشکی اراک، شهید دریس، گره خورده است.
این بار، دانشجویان همین دانشگاه در قالب این قرارگاه راهی حاجیآباد شدهاند؛ گروهی که هرکدام در بخشی از اردو مسئولیتی بر عهده دارند و در کنار هم، تصویری از یک کار گروهی دانشجویی را شکل دادهاند.
از پایگاه سلامت تا مدرسه و از مدرسه تا مسجد، روایت حاجیآباد فقط روایت ارائه چند خدمت نیست؛ روایت دانشجوهایی است که تصمیم گرفتهاند بخشی از آخرین روزهای تابستان را جور دیگری بگذرانند.
در حاجیآباد، روز با رفتوآمد دانشجویان ادامه پیدا میکند؛ یکی درگیر یک مراجعهکننده است، دیگری کنار تیم دندانپزشکی ایستاده و آن طرفتر، صدای کودکان از مسجد میآید.
چند روز بعد، این دانشجوها دوباره به دانشگاه برمیگردند؛ به کلاسها، درسها و زندگی معمول دانشجویی.
اما حاجیآباد، با آدمهایش، با کوچههای روستا و با همین چند روز خدمت، بخشی از تابستانشان را برای همیشه در خاطرهشان ثبت کرده است؛ تابستانی که برای آنها فقط فصل تعطیلی نبود، فصل انتخاب هم بود.