دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۰

روایت یک دیدار ۲

«و اشک‌هایی که سوگند شفاعت را سر می‌دهند... و خاکی که دلتنگی گام‌های زائران را نجوا می‌دهد...» در میانه سکوتِ شب، وقتی نجوای دلتنگیِ زائران با طنینِ اشک‌های شفاعت‌آمیز در هم می‌آمیزد، حریم مقدس به کانونِ تلاقیِ “عشق و خدمت” بدل گشته است؛ صحنه‌ای باشکوه که در آن، ارادتِ خیل عظیم عزاداران، با ایثارِ بی‌منتِ خادمان، حماسه‌ای از پیوندِ معنویت و خدمت را رقم می‌زند.

در این اجتماع باشکوه، حضور گسترده عزاداران ، نشان از استمرارِ حیاتِ این فرهنگِ اصیل در قلب جامعه دارد. در این میان، جلوه‌ای از «فقهِ خدمت» در میان خادمانِ بی‌منت به چشم می‌خورد؛ نیروهایی که با تلاشی شبانه‌روزی و سازمان‌یافته، از مدیریتِ دقیقِ امور تدارکاتی و توزیع غذا تا هماهنگی‌های اجرایی و اداری، وظیفه میزبانی از مهمانانِ حریمِ حق را بر عهده گرفته‌اند. این گردهمایی، بازنماییِ قدرتِ پیوند میان «شورِ عزاداری» و «نظمِ خدمت» است؛ جایی که در کنار پرچم‌های مذهبی، هر گامِ زائر و هر حرکتِ خادم، بخشی از یک روایتِ بی‌پایان از عشق و وفاداری به ارزش‌های متعالی است.

تهیه و تدوین: ساجده محمدی