بعد از فتح مکه در سال نهم هجری به دنبال تبلیغ دین مبین اسلام در شهرهای مختلف، گروههای فراوانی از مناطق دوردست برای پذیرش اسلام و مناظره با پیامبر اکرم(ص) به حضور ایشان در مدینه شرفیاب میشدند، به همین جهت آن سال به نام «عام الوفود» یعنی سال ملاقات گروهها با رسول خدا(ص) شهرت یافت.
یکی از آن گروهها چند نفر از اهل نجران و پیرو حضرت عیسی(ع) بودند که به مدینه میآمدند تا علاوه بر آشنا شدن با کسی که خود را پیامبر معرفی میکرد، از وضعیت دین جدید او آشنایی پیدا کنند.
این گروه پس از ورود به مسجد مدینه و آشنایی با پیامبر اسلام(ص)، در مورد اعتقادات دینی خود با او به محاجّه پرداختند؛ اما مسیحیان پس از مناظره و شنیدن برهانهای کافی از جانب پیامبر اسلام(ص) قانع نشدند؛ در نتیجه خدای سبحان در آیه ۶۱ سوره آلعمران به رسول الله(ص) دستور داد تا با آنها به مباهله بپردازد.
«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
پیامبر اسلام(ص) از سوی خداوند بدان مأمور گشت و برای پایان بخشیدن به مجادلات هیئت نصاری با آن حضرت و اقناع عوام و خواص از مسلمانان و مسیحیان از هر منطق و استدلالی بهتر و رساتر بود.
طبق توافق قبلی، پیامبر (ص) و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین (ع) را در آغوش دارد، دست حسن (ع) را در دست گرفته و علی و زهرا همراه اویند و به آنها سفارش میکند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید.
سخنان ابوحارثه درباره مصالحه
مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتادند و از اینکه پیامبر، عزیزترین و نزدیکترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمیداد؛ بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.
هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر(ص) را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود، گفت: اگر محمد بر حق نمیبود چنین بر مباهله جرئت نمیکرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آنکه سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند.
و به روایت دیگر گفت: «من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهها را از جای خود بکند، خواهد کند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.»
نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چهبسا به از بین رفتن و نابودی دروغگو بیانجامد
مباهله پیامبر اکرم(ص) با نصرانیان نجران از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اولاً محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و سلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمینهد.
نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چهبسا به از بین رفتن و نابودی دروغگو بیانجامد. از طرف دیگر، پیامبر(ص) کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر(ص) بهدرستی دعوتش است که با جرأت تمام، نهتنها خود، بلکه خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد.
نزول آیه تطهیر در روز مباهله
روزی که پیامبر خدا(ص) قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین(ع) را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهلبیتی بوده است که مخصوصترین خلق به او بودهاند. خداوندا، اینها اهلبیت من هستند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاک کن.» در این هنگام جبرائیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهلبیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاک کند.»
آیتالله العظمی جوادی آملی در این مورد اظهار داشته است: از مفاخر ما شیعیان ۲۴ ذیحجه است آیه «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ» همین آیه مباهله است که باید این روز را گرامی داشت، اینها جزو اعیاد رسمی ماست اینها جزو مفاخر و مدارک ماست اینها جزو دین ماست، این روزها را باید به رسمیت شناخت.