مت هیگ، نویسندهای که همواره با نگاهی انسانی و همدلانه به مسائل روانشناختی و بحرانهای وجودی انسان میپردازد، در این اثر بار دیگر به سراغ مضمونی رفته است که همهی ما در برهههایی از زندگی با آن درگیر هستیم: احساس درماندگی.
این کتاب صرفاً یک داستان نیست؛ بلکه آینهای است که نویسنده در برابر مخاطب میگیرد. هیگ در این روایت نشان میدهد که آنچه ما «اشتباه» یا «فاجعه» مینامیم، در واقع همان نقطهای است که حقیقتِ وضعیتمان برای ما آشکار میشود. او به ما میگوید که برای تغییر، نباید منتظر معجزهای از بیرون باشیم؛ بلکه تغییر، زمانی آغاز میشود که بپذیریم دیگر نمیتوانیم با همان فرمانِ قبلی به مسیرمان ادامه دهیم.
در دنیای پرشتاب امروز که همهچیز را در “سادگی و موفقیت” خلاصه میکند، مت هیگ جسورانه از سختیها سخن میگوید. او معتقد است که ما گاهی در مسیر اشتباهی گیر میافتیم و تنها زمانی قدرت حرکت پیدا میکنیم که دست به انتخاب بزنیم؛ حتی اگر این انتخاب، خراب کردنِ تمامِ ساختارِ قبلی زندگیمان باشد تا بتوانیم بنایی مستحکمتر و واقعیتر بسازیم.
اگر به دنبال کتابی هستید که نه با شعارهای زرد انگیزشی، بلکه با کلماتی از جنس زندگی، شما را در گذار از روزهای دشوار همراهی کند، «زندگی ناممکن» با ترجمهی روان «مهسا صباغی»، همانجایی است که باید به آن سر بزنید.
شما در کدام دوره از زندگیتان متوجه شدید که قدرت تغییرِ مسیر را دارید؟ آیا فکر میکنید برای شروعِ دوباره، باید حتماً همهچیز را خراب کرد؟ دیدگاههای خود را با ما در میان بگذارید.»