به گزارش مفدا بم، در نشست خبری گزارش طرح تحقیقاتی خاتمهیافته با عنوان " ارزیابی پیامدهای درمان در چهار نوع مرکز درمان سوءمصرف مواد در یک مطالعه طولی ۱۲ ماهه در ایران"، که در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی بم برگزار شد، نتایج مهمی درباره این طرح ارائه گردید. این نشست با حضور اصحاب رسانه، مهندس محمد بنی اسدی معاون تحقیقات و فناوری، دکتر سعید میرزائی به عنوان مجری این طرح پژوهشی و جمعی از مدیران و اعضای هیات علمی دانشگاه برگزار شد.
در حاشیه این نشست خبری، با دکتر سعید میرزائی ، مجری این طرح پژوهشی، به گفتوگو نشستیم تا جزئیات این مطالعه و تأثیرات آن بر زندگی مردم و جامعه را بیشتر بررسی کنیم. مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
طرح حاضر درباره ارزیابی پیامدهای درمان در چهار نوع مرکز درمان اعتیاد در ایران است. مخاطبان اصلی آن بیماران، ارائهدهندگان خدمات، مدیران نظام سلامت و سیاستگذاران هستند. مسئلهای که این پژوهش را شکل داد، بار بالای اختلال مصرف مواد و نبود شواهد طولی کافی برای مقایسه پیامدهای درمانی در مدلهای مختلف بود. پیام اصلی مطالعه این است که هر مدل درمانی در بعضی ابعاد اثر متفاوتی دارد و باید درمان را متناسب با نیاز و هدف هر فرد انتخاب کرد. از نظر ترجمانی هم پیشنهاد مهم این است که بعد از درمان، بهویژه در مراکز اجباری، حمایت و پیگیری پس از ترخیص تقویت شود و خدمات بازتوانی، اشتغال و مراقبتهای تداومی جدی گرفته شوند.
1) عنوان طرح:
ارزیابی پیامدهای درمان در چهار نوع مرکز درمان سوءمصرف مواد در یک مطالعه طولی ۱۲ ماهه در ایران
2) با توجه به عنوان طرح به نظر شما مخاطبین و ذینفعان اصلی این طرح چه کسانی هستند؟
مخاطبان و ذینفعان اصلی این طرح عبارتاند از:
افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد
ارائهدهندگان خدمات درمان اعتیاد شامل مراکز: درمان نگهدارنده با متادون (MMT)، مراکز گذری (DICs)، جوامع درمانی (TCs)، مراکز درمان اجباری یا ماده ۱۶
سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت
نهادهای مرتبط با کنترل و درمان اعتیاد
خانوادهها و جامعه
3) چه مشکلی در نظام سلامت یا جامعه شما را به سمت اجرای این طرح کشاند؟
بار بالای اختلال مصرف مواد در ایران و نیاز به شواهد دقیق برای انتخاب و بهبود روشهای درمانی
بهطور مشخص: اختلال مصرف مواد یکی از چالشهای پایدار سلامت عمومی در ایران است.
در کشور، مدلهای درمانی متنوعی وجود دارد؛ اما مشخص نبود که هر کدام در چه حوزهای بهتر عمل میکنند.
بیشتر مطالعات قبلی یا مقطعی بودهاند یا فقط یک نوع درمان را بررسی کردهاند.
بنابراین نیاز بود یک مطالعه طولی انجام شود تا بتوان تغییرات پیامدهای درمان را در طول زمان و در مراکز مختلف دنبال کرد.
هدف مهم دیگر این بود که نتایج پژوهش بتواند به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد و حرکت به سمت خدمتمحوری و فردمحوری کمک کند.
«کدام مدل درمانی در کدام بُعد از پیامدها بهتر عمل میکند و چگونه میتوان خدمات درمان اعتیاد را هدفمندتر و مؤثرتر کرد؟»
4) پیامهای کلیدی این طرح را به زبان ساده بیان نمایید.
هر نوع مرکز درمانی، اثرات متفاوتی دارد.
یعنی نمیتوان گفت فقط یک مدل درمانی برای همه بهترین است.
در بسیاری از شاخصها، وضعیت افراد در طول درمان بهتر شد.
مثلاً در بعضی مراکز مصرف برخی مواد، مشکلات جسمی و روانی، یا تعارضات بینفردی کاهش پیدا کرد.
درمان با متادون (MMT) :در کاهش مصرف برخی مواد و همچنین کاهش مشکلات جسمی، روانی و تعارضات، اثرات مثبتی نشان داد.
مراکز گذری (DICs): بیشتر در کاهش آسیبها، مشکلات جسمی و روانی و درگیریها مفید بودند.
جوامع درمانی (TCs): برخی مصرفها را کم کردند، اما به دلیل ساختار برنامه، فرصتهای شغلی افراد در دوره اقامت کاهش پیدا میکرد.
مراکز درمان اجباری (ماده ۱۶): در برخی شاخصها بهبود دیده شد، اما معلوم نیست این بهبودها بعد از ترخیص هم پایدار بمانند یا نه.
نتیجه کلی مقاله این است که درمان باید متناسب با هدف و نیاز فرد انتخاب شود. یعنی رویکرد درمانی باید شخصمحور باشد، نه یک نسخه واحد برای همه.
5) براساس یافتههای این پژوهش چه پیشنهادات ترجمانی در جهت ارتقا کیفیت خدمات یا رفع مشکلی از جامعه دارید؟
الف) طراحی درمان متناسب با نیاز فرد:
به جای اینکه برای همه یک مسیر درمانی واحد در نظر گرفته شود، بهتر است: افراد بر اساس هدف درمانی، شدت مشکل، شرایط اجتماعی ارجاع شوند.
ب) تقویت مراقبتهای بعد از درمان، بهویژه برای مراکز اجباری:
چون در مقاله اشاره شده که اثرات درمانهای اجباری ممکن است بعد از ترخیص پایدار نباشد، لازم است:
پیگیری پس از ترخیص، حمایت اجتماعی، خدمات روانی و رفتاری و برنامههای بازتوانی تقویت شوند.
ج) استفاده از مدلهای درمانی ترکیبی یا پلهای
یعنی نظام درمان اعتیاد بهتر است از یک مسیر step-care استفاده کند:
ابتدا خدمات پایه، سپس ارجاع به خدمات تخصصیتر و در ادامه مراقبتهای مداوم.
د) توجه به اشتغال و بازتوانی اجتماعی
چون در بعضی مدلها، بهخصوص جوامع درمانی، محدودیتهای شغلی دیده میشود، باید:
برنامههای مهارتآموزی، حمایت اشتغال و اتصال به بازار کار جزء بسته درمانی باشد.
هـ) تقویت سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
این پژوهش نشان میدهد که تصمیمگیری در حوزه اعتیاد باید بر پایه دادههای طولی و واقعی انجام شود، نه فقط بر اساس تصور عمومی یا تجربههای پراکنده.
و) پایش پیامدهای درمان در چند بُعد
نباید فقط مصرف مواد را سنجید؛ بلکه باید همزمان:
سلامت جسمی، سلامت روانی، روابط اجتماعی، اشتغال و کاهش آسیب هم ارزیابی شوند.