چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶

همزمان با ولادت امام رضا (ع): ارادت یک دانشجوی پزشکی به “ضامن آهو”

ایران، مدیون نور ضریح تو؛ از قله‌های دانش تا سنگر دفاع

ایران امام رضا

همزمان با سالروز ولادت امام رضا (ع)، فاطمه صادقی، خبرنگار مفدا و دانشجوی پزشکی، دلنوشته‌ای از ارادت عمیق ملت ایران به ساحت مقدس ایشان منتشر کرد. این متن، گره خوردن امید ملت به ضریح فولادین امام مهربانی‌ها، از بلندای قله‌های دانش تا صحنه‌های دفاع از میهن، و تجلی آن در اقتدار امروز ایران را بازتاب می‌دهد.

درود بر تو ای ضامن افتخارها

ما ماندیم و امیدی که در شب‌های روشنِ ایران، با ضریح فولادت گره خورد. امیدی که از حرمت تا بلندای قله‌های دانش و قدرت این سرزمین دوید و بر پرچم برافراشته‌ی این ملت نشست.

ما ماندیم و تو، ای مهربان‌ترین کرامت.
در این روزهای پرتلاش، به تو پناه بردیم؛ نه از سرِ درماندگی، که از سرِ ارادت. ملتی که روزهای دشوار را پشت سر گذاشته، اکنون با اقتدار ایستاده و نام تو را زمزمه می‌کند. خوشا به حال ما که در شهر تو هستیم و نزدیک؛ نزدیک‌تر از رگِ گردن به عزتِ همیشگی‌ات.

هرگاه دل از چنگالِ شیطان‌صفتانِ روزگار به تنگ آمد، به تو پناه بردیم؛ نخست برای هدایتشان، که شاید روشناییِ ضریحت، زنگارِ جهالت را از دلِ سنگشان بزداید. اما چون دیدیم تاریکی را بر نور خریده‌اند و کبر را بر سجده، آنگاه از تو خواستیم که تیغِ بُرنده‌ی یاری‌ات را بر ریشه‌ی فتنه‌شان فرود آوری، و ما را در نابودیِ اهریمنِ درونشان، پیروز میدان کنی. تو خود دانستی که گاه، رحمت به درندگان، ظلم به برندگان است.

روزی که خبر شهادتِ رهبرمان — آن پدر دلسوز ملت — را شنیدیم، همه با هم، صف‌های دعا را محکم‌تر بستیم. بر مزارِ غم، اشک ریختیم، اما قامت‌مان راست‌تر از همیشه ماند. گریه‌مان، نمادِ وفاداری بود؛ نه زاریِ شکست.

در میان افتخاراتِ این سرزمین،
وقتی دانشمندانمان مدارهای پیشرفت را نقش می‌زدند،
ما همچون کوهِ دماوند، داغِ آوارِ میناب را بر دل داریم؛ آواری که دشمن بر سرِ کودکانِ مکتب‌نشسته‌ی آن دیار فرود آورد. اما امروز، از خانواده‌ی آن فرشتگانِ خاک‌گرفته آموخته‌ایم که چگونه آوارِ مشکلات را بر شانه‌ی صبر حمل کنیم، با غیرتِ آتشین پشتِ این وطن بمانیم، و هیچ‌گاه — نه در برابر توپ و تانک، نه در برابر تحریم و تهمت — سر تعظیم فرود نیاوریم. ما خونخواهِ آن کودکانیم، و این خونخواهی، بال‌های فولادینِ ایران شده است.

وقتی بیمارستان‌هایمان با غیرتِ پزشکانِ ایرانی، جان‌بخشِ امید بودند،
تو بودی و دعایِ پشتِ پرده‌ی این پیروزی‌ها.
و اینک ایرانِ قوی، ایرانِ سربلند، مدیونِ نورِ ضریح توست.
مدیونِ آن ورقه‌های آهنین که هرکدام، صفحه‌ای از شرافتِ این سرزمین را رقم زد.

ما می‌مانیم در اینجا، با درختانی که در خاکِ پرافتخارِ وطن نشاندیم.
نهال‌هایی که با عطرِ توس، ریشه در عمقِ قله‌ها دارند.
چون در این خاک، درختانِ سرفرازی ست که هرکدام، سایه‌شان تا همیشه، امنیت و عزتِ ایران خواهد ماند.

ما را از دعایت دور مکن، ای ضامنِ آهو.
تو ضامنِ همه‌ی ملتِ سرافراز ایرانی.
و ما، تا همیشه، سربلند و استوار، پناه‌آورده‌ی همین صحنِ مملو از کرامت‌های توایم.

به امیدِ آن شبِ موعود که پرچمِ ظهورِ آقا امام زمان(عج) بر فرازِ گنبدِ کبودت به اهتزاز درآید،
به امیدِ آن روزِ روشن که زائرانِ جهان — از هر سرزمین و با هر زبان — چون پروانه‌گانِ شیدا، بی‌رنجِ مرز و بی‌دردِ دوری، گردِ حرمت طواف کنند و ضریحِ فولادینِ تو را با اشکِ شوق، تبرک بجویند.
به امیدِ آن صبحِ صادق که گرهِ دل‌های مشتاق، با حضورِ همگان در صحنِ تو باز شود...

ولادتت مبارک، ای آنکه نامت را قرینِ «رضا» کردند تا بدانیم هر که به تو راضی باشد، خدا از او راضی است. میلادت مبارک، ای ضامنِ آهو، ای پناهِ غریب‌انِ این سرزمینِ همیشه‌سربلند.

ای که در شهر ما ساکن شدی تا غربت را از این خاک بزدایی،
ولادتت بر ما مبارک،
همچون بارانی که بر کویرِ تشنه می‌بارد،
همچون فتحی که بر دروازه‌های تاریکی نور می‌پاشد.

ما افتخار می‌کنیم که زائرانِ توایم،
ما سرافرازیم که نامت را بر پرچمِ ایران گره زده‌ایم.

ولادت نور، بر تو مبارک ای مهربان‌ترین امام.
بر ما مبارک، بر ایران مبارک، بر همۀ آنان که دل در گروِ مهرِ رضایتِ تو دارند .

فاطمه صادقی؛ دانشجو خبرنگار مفدا
۱۱ ذی القعده ۱۴۴۷